Fabrice Grinda

  • Playing with
    Unicorns
  • Featured
  • Categories
  • Portfolio
  • About Me
  • Newsletter
  • AI
    • Pitch me your startup!
    • Fabrice AI
  • FA
    • EN
    • FR
    • AR
    • BN
    • DA
    • DE
    • ES
    • HI
    • ID
    • IT
    • JA
    • KO
    • NL
    • PL
    • PT-BR
    • PT-PT
    • RO
    • RU
    • TH
    • UK
    • UR
    • VI
    • ZH-HANS
    • ZH-HANT
× Image Description

Subscribe to Fabrice's Newsletter

Tech Entrepreneurship, Economics, Life Philosophy and much more!

Check your inbox or spam folder to confirm your subscription.

Menu

  • FA
    • EN
    • FR
    • AR
    • BN
    • DA
    • DE
    • ES
    • HI
    • ID
    • IT
    • JA
    • KO
    • NL
    • PL
    • PT-BR
    • PT-PT
    • RO
    • RU
    • TH
    • UK
    • UR
    • VI
    • ZH-HANS
    • ZH-HANT
  • Home
  • Playing with Unicorns
  • Featured
  • Categories
  • Portfolio
  • About Me
  • Newsletter
  • Privacy Policy
پرش به محتوا
Fabrice Grinda

Internet entrepreneurs and investors

× Image Description

Subscribe to Fabrice's Newsletter

Tech Entrepreneurship, Economics, Life Philosophy and much more!

Check your inbox or spam folder to confirm your subscription.

Fabrice Grinda

Internet entrepreneurs and investors

ماه: ژانویه 2026

گفتگو با یک سرمایه‌گذار خطرپذیر با اندرو رومنز

گفتگو با یک سرمایه‌گذار خطرپذیر با اندرو رومنز

گفتگوی بسیار خوبی با اندرو رومنز در مورد وضعیت سرمایه‌گذاری خطرپذیر داشتم.

در این گفتگو به موارد زیر می‌پردازیم:

  • ارزش‌گذاری استارتاپ‌های هوش مصنوعی از مرحله بذری تا سری A
  • همه چیز درباره مارکت‌پلیس‌ها، نرخ کارمزد، ارزش‌گذاری، خروج
  • بازارهای ثانویه، نحوه فروش، زمان و میزان فروش
  • نرخ کارمزد و نحوه لایه‌بندی درآمد در یک مارکت‌پلیس
  • چرا بازار سرمایه‌گذاری خطرپذیر بذری از بازار رشد عملکرد بهتری دارد

علاوه بر ویدیوی یوتیوب بالا، می‌توانید پادکست را در اسپاتیفای نیز گوش دهید.

رونوشت

فابریس گریندا: بنابراین برای ما، فروش در عرضه اولیه سهام یا پس از انقضای دوره قفل سهام، بهترین تصمیم در هر بار بوده است. همچنین، ما در شرکت‌هایی نبودیم که پس از عرضه عمومی، به طور نامحدود رشد کنند. وقتی فرصتی برای فروش شرکتی که بسیار بیش از ارزش واقعی‌اش قیمت‌گذاری شده بود پیش می‌آمد، انجام این کار تقریباً همیشه انتخاب درستی بود، درست است؟

تقریباً هرگز لحظه‌ای نبوده که از فروش 50٪ سهام پشیمان باشم، حتی زمانی که شرکت به خوبی به کار خود ادامه می‌داد. بنابراین، وقتی می‌توانید نقدینگی را دریافت کنید، این کار را انجام دهید، به خصوص اگر سرمایه‌گذار مراحل اولیه هستید. زیرا DPI توسط LPهای شما ارزش‌گذاری می‌شود و به آنها کمک می‌کند تا دوباره در صندوق سرمایه‌گذاری کنند. و از آنجا که ما با نرخ بازده داخلی 30٪ رشد می‌کنیم، این نرخ سریع‌تر از نرخ رشد بازارهای عمومی است.

بنابراین بهتر است دوباره سرمایه‌گذاری کنید.

اندرو رومنز: سلام و به Fireside with VC خوش آمدید. نام من اندرو رومنز است و امروز با فابریس گریندا، کارآفرین مشهوری که به سرمایه‌گذار خطرپذیر تبدیل شده است، از FJ Labs همراه هستیم. فابریس، از دیدنت خوشحالم.

فابریس گریندا: از اینکه من را دارید متشکرم.

اندرو رومنز: بله. آخرین باری که شما را دیدم، در روز نمایش جهانی VC ما در نیویورک سخنرانی می‌کردید که عالی بود. چند سالی است که همدیگر را حضوری ندیده‌ایم.

بنابراین فابریس، شما در FJ Labs مشغول به چه کاری هستید؟ به نظر من شما در مقیاس بزرگ سرمایه‌گذاری فرشته‌ای انجام می‌دهید و دو شرکت بسیار موفق داشته‌اید. مگر اینکه من رشته‌ای از شرکت‌های دیگر را از دست داده باشم. لطفاً به طور خلاصه به آنها اشاره کنید و سپس به کاری که اکنون انجام می‌دهید و چیزهایی که یاد می‌گیرید، می‌پردازیم.

فابریس گریندا: من در واقع بیش از دو کسب‌وکار با پشتوانه سرمایه‌گذاری خطرپذیر ساخته‌ام، اما دو مورد موفق آنها Zingy بود که یک شرکت بزرگ محتوای موبایلی در ایالات متحده بود. این شرکت در اوایل دهه 2000 فعالیت می‌کرد و یک کسب‌وکار آهنگ زنگ بود. این شرکت در چهار سال از صفر به 200 میلیون دلار درآمد رسید و در واقع هیچ بودجه سرمایه‌گذاری خطرپذیری نداشت، زیرا در سال‌های 2001 یا 2002 هیچ بودجه سرمایه‌گذاری خطرپذیری در دسترس نبود و به روش قدیمی از طریق سود ساخته شد.

و من آن را فروختم. و در سال 2004 قبل از اینکه به طور کامل مقیاس پیدا کنیم، به قیمت 80 میلیون دلار فروختم و بسیار خوب عمل کرد. و سپس در سال 2006، من شرکتی به نام OLX را ساختم که تا به امروز بزرگترین سایت تبلیغاتی طبقه‌بندی شده در جهان است. شرکتی با 11000 کارمند در 30 کشور، بیش از 300 میلیون واحد در ماه. و این سایت تبلیغاتی طبقه‌بندی شده پیشرو در برزیل، کل آمریکای لاتین و اوکراین، لهستان، رومانی، کل اروپای شرقی در خاورمیانه و هند و پاکستان و کل آسیای جنوب شرقی است.

این یک شرکت بزرگ است. که من در سال 2013 به NASCAR’s process فروختم. و در سال 2013 به ساخت FJ Labs پرداختم.

اندرو رومنز: نکته جالب در مورد آن و چیزی که فکر می‌کنم برای بنیانگذارانی که می‌خواهند با شما یا VCها کار کنند نیز مرتبط است این است که شما به Craigslist نگاه می‌کنید و فکر می‌کنید، چه احمقی این رابط کاربری را ساخته است؟ آیا می‌توانستند آن را ناشیانه‌تر بسازند؟

مثل اینکه عمداً این کار را انجام می‌دهند. و سپس البته آنها در سراسر آسیای جنوب شرقی، آمریکای لاتین و خاورمیانه و کل اروپا مانند شما اجرا نکردند. بنابراین من فکر می‌کنم که اجرای، فقط تجربه نبرد سربازی که شما دارید، به ساخت شرکت سرمایه‌گذاری شما و کار با استارتاپ‌ها منتقل می‌شود.

اما، برای اینکه خیلی در گذشته نمانیم و به امروز برویم، من معتقدم که شما خودتان به عنوان یک سرمایه‌گذار فرشته شروع به سرمایه‌گذاری کردید. در حالی که شرکت‌ها را اداره می‌کردید و سپس به بیش از صد سرمایه‌گذاری رسیدید و سپس در یک نقطه، بحثی وجود دارد که آیا من در سرمایه‌گذاری فقط از ترازنامه خودم مؤثرتر هستم یا بهتر است با تمام این گزارش‌ها و LPهای خارجی سروکار داشته باشم؟

و هر بار که گزارشی برای LPها می‌نویسم، با خودم فکر می‌کنم، شاید وقتی پول دیگران را سرمایه‌گذاری می‌کنم، کمی تیزتر باشم. زیرا این شما را مجبور می‌کند که هر شرکت را پیگیری کنید، و غیره و غیره. اما فکر می‌کنم Telenor برای 50 میلیون دلار وارد شد، درست است؟

آیا این اولین LP خارجی نبود؟

فابریس گریندا: بله، ببینید من سرمایه‌گذاری فرشته‌ای را در سال 98 زمانی که اولین شرکت خود را ساختم شروع کردم. و در واقع خیلی فکر کردم که آیا باید این کار را انجام دهم یا نه؟ مثل اینکه، به نوعی، شاید نقض مأموریت من به عنوان بنیانگذار، مدیرعامل، برای سرمایه‌گذاری فرشته‌ای باشد. این یک حواس‌پرتی است، اما من حداقل اینطور استدلال کردم که اگر بتوانم درس‌های آموخته شده را برای سایر بنیانگذاران بیان کنم، من را به یک بنیانگذار بهتر تبدیل می‌کند.

و اگر بتوانم نبض بازار را در دست داشته باشم، من را به یک بنیانگذار بهتر تبدیل می‌کند. و بنابراین من در سال 98 تصمیم گرفتم، تا زمانی که طول بکشد، نه بیشتر از یک ساعت. بنابراین من چهارمین معیار انتخاب را ارائه کردم، که ما هنوز هم از آن استفاده می‌کنیم و در یک جلسه یک ساعته تصمیم می‌گیرم که سرمایه‌گذاری کنم یا نه و من فقط مارکت‌پلیس‌ها را انجام می‌دهم، که البته همان چیزی است که من در آن زمان می‌ساختم.

سپس این موضوع زندگی خود را پیدا کرد. بنابراین تا سال 2013 من فکر می‌کنم 173 سرمایه‌گذاری داشتم و قبلاً خیلی خوب عمل می‌کردم، سرمایه‌گذاری فرشته‌ای خود را با بنیانگذار فعلی‌ام در FJ Lab، خوزه، ادغام کردم و خیلی خوب پیش می‌رفت. فکر می‌کنم به دو دلیل می‌خواستم صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر بسازم.

یکی این است که حجم معاملاتی که ما دریافت می‌کردیم، به دلیل برندی که در مارکت‌پلیس‌ها ساخته بودم، به طور مداوم در حال افزایش بود و من فکر کردم، می‌دانید چیست؟ من پول زیادی را صرف استخدام یک تیم برای فیلتر کردن معاملات ورودی می‌کنم. ما 300 معامله ورودی در هفته دریافت می‌کنیم و من همچنین مقدار قابل توجهی پول را در بخش حقوقی، در دفتر پشتیبانی و غیره صرف می‌کنم، در واقع داشتن مقیاس بیشتر به منظور پرداخت هزینه ساختار هزینه، زیرا حجم کاری که ما انجام می‌دادیم، از ابتدا شبیه یک صندوق بود. و سپس ناگهان، Telenor به نکته شما اشاره کرد و گفت، هی، ما می‌خواهیم با شما کار کنیم زیرا اکنون مالک تمام این مارکت‌پلیس‌ها و دارایی‌های طبقه‌بندی شده هستیم و ما می‌خواهیم دیدگاهی در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد و آنچه باید انجام دهیم، داشته باشیم و مدت زیادی فکر کردیم که چگونه این کار را به بهترین شکل انجام دهیم.

آنها پیشنهاد کردند که در شرکت هلدینگ سرمایه‌گذاری کنند. اما من فکر کردم، می‌دانید چیست؟ روش مقیاس‌پذیرتر این است که فقط یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر بسازیم، زیرا در این صورت ما را رقیق نمی‌کند، چه 50 میلیون باشد، چه 100 میلیون یا 300 میلیون.

اندرو رومنز: و فکر می‌کنم من شما را در این دوران می‌شناختم، فابریس و در آن زمان قبل از اینکه پادکست وجود داشته باشد، وبلاگ وجود داشت.

و من به یاد دارم، شما یک وبلاگ‌نویس بزرگ بودید و من هم همینطور و من همیشه از خواندن وبلاگ‌های طولانی شما که می‌نوشتید لذت می‌بردم. اما من این تصور را داشتم و نمی‌دانم که آیا ما تا به حال در مورد این موضوع صحبت کرده‌ایم یا نه، که یکی از انگیزه‌های دریافت سرمایه خارجی این بود که شما قطعاً این را با دوستان خود می‌بینید، که شما فقط به طور منظم سرمایه‌گذاری فرشته‌ای بدون مقیاس خود با تمام خروج‌های خود انجام می‌دهید.

و تمرکز این است که مدت زیادی طول می‌کشد تا پول پرداخت شود. مثل اینکه مدت زیادی طول می‌کشد تا پول نقد تحقق یابد، که یک صنعت کامل، یک هسته کامل برای استراتژی همه است. چگونه وارد بازارهای ثانویه می‌شوید یا چگونه نقدینگی را مجبور می‌کنید، اما. بسیاری از فرشتگان، مقدار مشخصی پول نقد را مستقر می‌کنند و سپس از دیدن اینکه، لعنت، من 14 سال یا 12 سال در این معامله بوده‌ام، یا سرانجام IPO شده است و یک دوره قفل وجود دارد، یا سرانجام خریداری شده است، اما لعنت بر آن، آن شرکت به طور خصوصی با یک ارزش‌گذاری متورم خریداری شده است و اکنون اگر بخواهم خارج شوم، با تخفیف مواجه هستم.

بنابراین به جای اینکه در آنجا تخفیف داده شود، شاید. آیا این مسئله‌ای بود که فقط زمان‌بندی محض یا بازیافت پول نقد بود تا بتوانید به سرمایه‌گذاری فرشته‌ای پرکار ادامه دهید؟

فابریس گریندا: هرگز کمبود پول نقد وجود نداشت. من در حال بازیافت پول نقد بودم. بیشتر دو چیز است. این است که، در زندگی، من می‌خواهم زندگی را برای انجام فقط کارهایی که دوست دارم انجام دهم، بهینه کنم.

و کاری که من دوست دارم انجام دهم این است که با بهترین بنیانگذاران بالقوه‌ای که می‌توانیم در آنها سرمایه‌گذاری کنیم، صحبت کنم. بنابراین از هر هفته ما از 300 نفری که با ما تماس می‌گیرند، به 50 نفر می‌رسیم که با آنها تماس می‌گیریم و به شش نفر برای تماس‌های دوم می‌رسیم. بنابراین من فقط با آن شش نفر صحبت می‌کنم. و بنابراین به نوعی، آن فرآیند فیلتر کردن گسترده، من می‌خواستم شخص دیگری آن را انجام دهد. شماره دو، از سبد سهامی که ما داریم، 1200 شرکت وجود دارد که مانند 2000 بنیانگذار است. من فقط می‌خواستم با بهترین‌ها صحبت کنم و بنابراین همینطور. من به کسی نیاز داشتم که بفهمد آنها چه کسانی هستند و مطمئن شود که من فقط زمان را به آنها اختصاص می‌دهم. و سپس من نمی‌خواستم هیچ کار دیگری انجام دهم. من نمی‌خواستم با مسائل حقوقی سروکار داشته باشم، نمی‌خواستم با هیچ کار اداری سروکار داشته باشم و غیره.

و معلوم شد که اگر من یک صندوق داشته باشم، در واقع می‌توانم برای تمام موقعیت‌ها استخدام کنم تا کارهایی را انجام دهم که دوست ندارم انجام دهم، به طوری که بتوانم زندگی خود را بر روی چیزهایی متمرکز کنم که معمولاً بیشترین ارزش افزوده را دارم، اما همچنین بیشترین علاقه را به آنها دارم، جایی که می‌توانم در واقع به وبلاگ‌نویسی و فکر کردن در مورد روندها و غیره ادامه دهم.

و بنابراین این بیشتر این بود که، آیا می‌توانم ساختار کارمزد، کارمزدهای کافی برای کمک به این واقعیت داشته باشم که من سالانه یک میلیون دلار از جیب خرج می‌کردم تا شاید آن را پوشش دهم، شاید به نقطه سر به سر برسم، اما در واقع تیمی را استخدام کنم تا کارهایی را انجام دهد که دوست ندارم انجام دهم. و این واقعاً انگیزه بوده است و بسیار خوب عمل کرده است.

اندرو رومنز: بله. آره و، من فکر می‌کنم مانند مائو تسه تونگ می‌گوید، از طریق حقایق به دنبال حقیقت باشید، که گفتن آن بسیار واضح است، اما چیزی در مورد داشتن داده‌های اولیه وجود دارد و شما از سال 1998 به نظر می‌رسد سرمایه‌گذاری کرده‌اید. بنابراین مانند دوران اوج دات کام، دوران برو، درست از طریق تمام این چرخه‌های مختلف.

چند سرمایه‌گذاری را تکمیل کرده‌اید که نقطه ورود بوده‌اند و سپس به آنها پیگیری اضافه می‌کنید و در حال حاضر سرعت شما در سال چقدر است.

فابریس گریندا: بله. بنابراین پیگیری‌ها، استراتژی پیگیری ما بسیار متمایز است. زیبایی کوچک بودن یک فرشته که یک چک 300 هزار دلاری در یک شرکت می‌نویسید این است که شما مالک آنقدر از آن نیستید، بنابراین مجبور نیستید پیگیری کنید، درست است؟

من فکر می‌کنم چیزی که بسیاری از بازده‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر را کاهش می‌دهد این است که اگر شما بذر یا a را انجام داده‌اید و 25٪ از شرکت را دارید. اگر سهم خود را انجام ندهید، شرکت می‌میرد زیرا به این معنی است که شما به آن اعتقاد ندارید. و به نوعی. شما متعهد می‌شوید یا آماده پیگیری دو، یک یا دو دور بعدی هستید.

و این روش از دیدگاه نظری نیست که شما باید تجزیه و تحلیل پیگیری خود را انجام دهید. روشی که ما پیگیری‌ها را انجام می‌دهیم این است که با دانستن آنچه اکنون از شرکت، از تیم، از کشش، از ارزش‌گذاری این دور می‌دانیم. اگر ما سرمایه‌گذاران موجود نبودیم، آیا سرمایه‌گذاری می‌کردیم و. شرکت‌ها عالی عمل نمی‌کنند.

ما سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم. شرکت‌ها شگفت‌انگیز عمل می‌کنند، اما قیمت دیوانه‌وار است. ما نیز سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم، بنابراین ما روی تمام برندگان دیگر دو برابر نمی‌کنیم. ما فقط روی شرکت‌هایی دو برابر می‌کنیم که حدس می‌زنم دو سناریو. سناریوی مثبت این است که شرکت‌ها عالی عمل می‌کنند، ارزش‌گذاری معقول است. ما سرمایه بیشتری قرار می‌دهیم، که در مورد ما.

یا شرکت عالی عمل نمی‌کند، اما یک پرداخت برای بازی وجود دارد و ما احساس می‌کنیم که پاداش ریسک ارزش آن را دارد تا از تبدیل گسترده سهام عادی، بدهی فشرده یا هر چیز دیگری جلوگیری کنیم. بنابراین گاهی اوقات ما این کارها را به طور متوسط انجام می‌دهیم، ما 25٪ از معاملات را پیگیری می‌کنیم که درصد بسیار کمتری است، من می‌گویم، نسبت به اکثر VCها، که در واقع فکر می‌کنم به افزایش بازده کمک می‌کند.

و روشی که ما ساختار یافته‌ایم این است که ما در واقع سرمایه‌ای را برای پیگیری‌ها رزرو نمی‌کنیم، ما فقط آنها را برای هر صندوقی که در حال حاضر در حال فعالیت است انجام می‌دهیم. زیرا ما همیشه پیگیری نمی‌کنیم.

اندرو رومنز: باشه. باشه. بنابراین هیچ مشکلی در سرمایه‌گذاری در صندوق‌ها در یک پیگیری وجود ندارد، که من با آن موافقم، با زندگی کردن در این شرایط خودم.

و بنابراین در این روزها چند سرمایه‌گذاری در سال انجام می‌دهید؟ و من می‌دانم که این متفاوت است.

فابریس گریندا: در این روزها، بله، در واقع در طول پنج سال گذشته بسیار ثابت بوده است. اساساً 150 معامله جدید در سال است.

اندرو رومنز: 150 معامله جدید در سال.

فابریس گریندا: بله. سه معامله در هفته.

اندرو رومنز: باشه. باشه. باشه. و شما، شما گفتید که چهار معیار اصلی تصمیم‌گیری در تصمیم‌گیری با این تماس یک ساعته که به شما می‌رسد، که احتمالاً تماس پیگیری با FJ Labs است، درست است؟

از اواخر دهه نود واقعاً تغییر نکرده است. این چهار معیار چیست یا هنوز هم همان چهار معیار است؟

فابریس گریندا: هنوز هم همان چهار معیار است. شماره یک این است که آیا من از بنیانگذار خوشم می‌آید؟ و اکنون آیا ما از تیم بنیانگذاران خوشمان می‌آید؟ و به هر حال، ما پنج GP و 10 سرمایه‌گذار در صندوق‌ها هستیم. آیا ما از بنیانگذار خوشمان می‌آید؟

نمی‌تواند اینطور باشد که، من می‌دانم یک بنیانگذار خوب چیست وقتی آن را می‌بینم. بنابراین ما آن را برای خودمان به عنوان کسی تعریف کرده‌ایم که بسیار فصیح و یک فروشنده رویایی است، اما همچنین می‌داند چگونه اجرا کند. بنابراین وقتی ما بیشتر در تقاطع افرادی هستیم که می‌دانند چگونه اجرا کنند و یا فروشندگان رویایی و روشی که ما در دو تماس یک ساعته آن را بیرون می‌کشیم، به نکته شما، یک تماس اول در تماس دوم با یکی از شرکا وجود دارد.

در تماس دوم، ما بررسی می‌کنیم که آیا از کسب‌وکار خوشمان می‌آید؟ چقدر خوب می‌توانند هم بازار کل قابل آدرس و هم اقتصاد واحد را بیان کنند؟ و ما بیشتر سرمایه‌گذاران CA هستیم، اما حتی قبل از بذر و قبل از راه‌اندازی، ما می‌خواهیم بنیانگذار فکر کرده باشد، OK – هزینه تخمینی درخواست مشتری آنها چقدر است؟ ارزش متوسط سفارش در صنعت چقدر است؟ ساختار حاشیه کسب‌وکاری که در آن هستند چیست؟

و بنابراین ما می‌خواهیم CA C را با LTV مقایسه کنیم و مطمئن شویم که اقتصاد واحد منطقی است. و بنابراین ما بسیار اقتصاد واحد محور هستیم.

اندرو رومنز: بنابراین توصیه بزرگی به هر کسی که با FJ Labs تماس می‌گیرد. اقتصاد واحد خود را بشناسید، حاشیه سود خود را بشناسید، حتی اگر راه‌اندازی نکرده‌اید و فقط چیزی مفید برای نمردن در شمشیر خود در اولین تماس خود و ملاقات با فابریس دارید.

باشه؟

فابریس گریندا: مطمئناً. شماره سه، بیشتر از دیگران.

اندرو رومنز: هر VC می‌گوید مدیریت. همه چیز در مورد تیم است. اما به نظر می‌رسد که شما برخی از راه‌هایی را برای، باشه، درک آنها تدوین کرده‌اید. گاهی اوقات شما یک مدیرعامل دارید که کمی متفاوت است مانند استیو جابز در حمام، کفش نمی‌پوشد، کمی خاردار است.

چه کسی ممکن است به اندازه جابزهای صیقلی که همه امروز می‌شناسند، فصیح نباشد؟ ممکن است آن یکی را از دست داده باشید. یا فکر می‌کنید کاریزما برای استخدام تیم، جمع‌آوری پول و همه اینها را دارید؟

فابریس گریندا: نحوه لباس پوشیدن آنها، نحوه، هر چه باشد، آنقدرها هم مرتبط نیست. با این حال، ما یک سیاست بدون آدم عوضی داریم.

بنابراین اگر کسی متکبر، مغرور به نظر برسد، با مردم خوب رفتار نمی‌کند، ما سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم. آره استیو جابز یا تراویس‌های دنیا احتمالاً افرادی نیستند که ما می‌خواهیم از آنها حمایت کنیم.

اندرو رومنز: باشه. باشه. باشه. و معیارهای دیگر چه بودند؟

فابریس گریندا: بنابراین شماره سه شرایط معامله. اکنون، هیچ چیز در فناوری ارزان نیست، اما آیا با توجه به کشش، تیم و فرصت منصفانه است؟

و ما به قیمت حساس هستیم. و دلیل اینکه ما به قیمت حساس هستیم این است که اگر شما با پنج پیش یا 10 پیش وارد شوید و شرکت به قیمت 50 بفروشد، در واقع پول خود را پس می‌گیرید. اما اگر شما در یک معامله هوش مصنوعی بیش از حد تبلیغ شده با 150 پیش از هر چیزی وارد شوید، به احتمال زیاد پول خود را پس نخواهید گرفت اگر یک استخدام اکتسابی یا هر چیز دیگری باشد.

بنابراین ما می‌دانیم که میانگین کجاست. ارزش‌گذاری‌ها. ما میانگین را در نظر می‌گیریم که برای هر مرحله چقدر باید باشد و سعی می‌کنیم به میانگین نزدیک باشیم. و نکته چهارم این است که آیا با فرضیه ما در مورد مسیری که دنیا در حال رفتن به آن است، همخوانی دارد یا خیر. و ما فرضیه‌های بسیار روشنی در مورد آینده دیجیتالی کردن زنجیره‌های تامین B2B، آینده تحرک، آینده املاک و مستغلات، آینده هر بخش عمده داریم.

بنابراین ما چیزی را می‌خواهیم که هم برای دنیا مفید باشد و هم با دیدگاه ما در مورد مسیری که دنیا در حال رفتن به آن است، همسو باشد.

اندرو رومنز: آره، قبلاً فکر می‌کردم اوه، این برای ما در راستای فرضیه است و بنابراین من، فقط می‌خواهم در این لحظه در این مورد سرمایه‌گذاری کنم. و بعد، و من آن را به عنوان حمله در نظر می‌گیرم. و اکنون کمی بیشتر حالت تدافعی پیدا کرده‌ام و می‌گویم، عجب، حتی، در پورتفولیوی قدیمی من، ما بیش از 70 شرکت داریم که آن‌ها را به سایر VCها معرفی می‌کنیم.

و آن‌ها می‌گویند این خیلی با دیدگاه ما در مورد آینده همسو نیست، در حال حاضر. بنابراین تقریباً می‌تواند تبدیل شود، از حالت تهاجمی به تدافعی تبدیل شد و نگران این بودیم که در شرکتی سرمایه‌گذاری کنیم که ما خیلی مخالف هستیم. ما باید این را به تنهایی تأمین مالی کنیم، که شاید روشی نباشد که صندوق ما برای آن ساخته شده است.

فابریس گریندا: ما، ببینید، ما کاملاً این مشکل را داریم، درست است؟ ما مخالف هستیم، به این معنی که در حال حاضر در شرکت‌های AI LLM سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم زیرا احساس می‌کنیم که حاشیه‌ها معمولاً منفی هستند. و بله، درآمدها بالا می‌رود، اگر من یک دلار به شما بدهم، دو دلار پس می‌دهم، واقعاً آسان است که درآمدها از صفر به صد میلیون برسد.

و بنابراین بسیاری از این شرکت‌ها با تیم‌های شگفت‌انگیز، تیم MIT، تیم استنفورد، تیم هاروارد و غیره وجود دارند که سرمایه زیادی را با ارزش‌گذاری‌های بالا جمع‌آوری کرده‌اند. بدون تمایز واقعی. من نگران این هستم که یک روز حسابرسی وجود داشته باشد، و بنابراین ما هیچ‌کدام از این کارها را انجام نداده‌ایم.

در عوض، آنچه ما در آن سرمایه‌گذاری کرده‌ایم، بازارها هستند، به ویژه B2B، که در حال استفاده از هوش مصنوعی برای کارآمدتر شدن هستند. اما این مخالف است زیرا ما در خود هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم، بلکه در هوش مصنوعی کاربردی سرمایه‌گذاری می‌کنیم. و من استدلال می‌کنم که این روش هوشمندانه برای سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی است، اما از آنجا که مخالف است، تأمین مالی این شرکت‌ها در واقع بسیار دشوار است.

بنابراین ما باید در مورد این موضوع بسیار متفکر باشیم، باشه، آیا آن‌ها سرمایه کافی برای رسیدن به سطحی از کشش را دارند، اینقدر قانع‌کننده خواهد بود که مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، دور بعدی را تأمین مالی خواهند کرد. و بنابراین ما متأسفانه، به دلیل مخالف بودن، مجبور شده‌ایم نوار را بالا ببریم و بسیار مراقب‌تر باشیم.

اندرو رومنز: آره. و چه چیزی یاد گرفته‌اید، یا چه نوع سیاست‌هایی را برای باند فرودگاه تعیین کرده‌اید و شاید حتی، چگونه در مورد آن فکر می‌کنید؟ ما اغلب می‌گوییم، بسیار خب. رشد درآمد چوب هاکی که پیش‌بینی می‌کنید نامشخص است، و بعید است که سریع‌تر از Groupon یا شرکت آهنگ زنگ خود در گذشته رشد کنید.

اما آنچه قطعی است، طرح عملیاتی شما در مورد این است که به نظر می‌رسد قرار است چه چیزی را خرج کنید و اگر به آن مقدار مشخصی باند فرودگاه بدهید، زمان دارید تا برخی تغییرات را ایجاد کنید و برخی از سیم‌ها را قطع کنید و برخی از سیم‌ها را به هم وصل کنید. تغییر هزینه‌ها یا تاکتیک خود به، من می‌خواهم یک توافقنامه مجوز پیش پرداخت 12 ماهه یا چیزی شبیه به آن انجام دهم تا شرکت را از طریق مشتریان تأمین مالی کنم.

نظر شما در مورد باند فرودگاه در مراحل مختلفی که شما، در آن سرمایه‌گذاری می‌کنید، چیست؟

فابریس گریندا: به دلیل ماهیت مخالف سرمایه‌گذاری‌های ما، جایی که ما با فرضیه کلی VC همسو نیستیم، که در حال حاضر همه چیز هوش مصنوعی است. ما اساساً به دو سال نیاز داریم زیرا این به شما زمان کافی می‌دهد تا در صورت نیاز به تنظیم آن برای رشد، تغییر جهت دهید.

شما به یک سه یا چهار برابر از C به A، از A به B و غیره نیاز دارید. و بله، دو سال تقریباً زمان مناسبی است.

اندرو رومنز: بنابراین باند فرودگاه 24 ماهه، دو ساله، زمان بیشتری را برای استارت‌آپ فراهم می‌کند تا به نقاط عطف خاصی دست یابد تا دروازه بعدی نگهبان بعدی را برای جمع‌آوری پول از نظر تئوری با ارزش‌گذاری بالاتر باز کند.

از طرف دیگر، به نظر می‌رسد بنیان‌گذاران در تجربه من به طرز وحشتناکی نزدیک به باد حرکت می‌کنند، و آن‌ها تمایل دارند با فریاد زدن در مورد رقیق شدن، از رحم مادران خود بیرون بیایند. آن‌ها ترجیح می‌دهند کل قلعه را به خطر بیندازند تا فقط یک اصلاح کوچک مویی از به حداقل رساندن رقیق شدن به دست آورند، که هیچ چیز را تغییر نمی‌دهد.

بنابراین من فکر می‌کنم به نظر می‌رسد تعادلی در حرفه من وجود دارد که، به ویژه هنگام صحبت با کارآفرینان جوان‌تر، یا شاید آن‌ها از نظر سال خیلی جوان نیستند، اما این اولین استارت‌آپ آن‌ها است، که آن‌ها به اندازه کافی بنزین در باک نمی‌ریزند.

فابریس گریندا: حتماً. اما در مورد ما، اگر شما بر اساس طرح عملیاتی خود کمتر از 18 ماه جمع‌آوری می‌کنید، ما این کار را انجام نخواهیم داد.

ما افراد زیادی را دیده‌ایم که خیلی نزدیک به خورشید پرواز می‌کنند. و به هر حال، اگر من به چیزهایی نگاه کنم که بیشتر از همه استارت‌آپ‌ها را می‌کشد؟ شماره یک این است که شما تناسب بازار محصول را پیدا نمی‌کنید، باشه؟ این طبیعی است. شماره دو در واقع این است که شما پول زیادی را با قیمت خیلی بالا جمع‌آوری کرده‌اید. و بسیاری از بنیان‌گذاران سعی می‌کنند قیمت را به کمال برسانند.

اما مشکل این است که اگر در ارزش‌گذاری رشد نکنید، می‌میرید زیرا هیچ‌کس نمی‌خواهد ضد رقیق شدن و غیره را بپذیرد. یا شماره سه، شما سرمایه کافی جمع‌آوری نکردید و به همان سرعتی که می‌توانستید رشد نکردید، و سپس باید یک دور تمدید انجام دهید. فقط خودی‌ها می‌توانند از آن حمایت کنند.

شما نمی‌توانید سرمایه خارجی دریافت کنید. و اغلب منجر می‌شود، بسیاری از مردم نمی‌خواهند پل بزنند و اغلب شرکت نیز می‌میرد. بنابراین دو و سه، که در واقع مربوط به حساسیت به رقیق شدن است، برخی از بزرگترین دلایل مرگ شرکت هستند.

اندرو رومنز: آره. آره من همیشه می‌گویم که وقتی در حال قیمت‌گذاری دور بعدی هستید و همه ما در حال بررسی این هستیم که چقدر پول، چه ارزش‌گذاری، چه شرایطی را باید در نظر بگیرید، دور بعدی چگونه خواهد بود؟

بنابراین آیا این تپه من را به تپه بعدی می‌رساند؟ دقیقا. و به آن به عنوان یک چیز عالی فکر نکنید، به ویژه در زمان‌های سخت و بی‌سابقه COVID که می‌گوییم، ما در مسیری به سمت سودآوری در حال جمع‌آوری سرمایه هستیم، بنابراین همه آرام باشید زیرا این ما را به سودآوری می‌رساند. اما وقتی در حال ساخت محصولات هستید و سعی می‌کنید یک رهبر جهانی باشید، این همیشه اتفاق نمی‌افتد.

کمی بیشتر در مورد ارزش‌گذاری در مورد اینکه چه چیزی منصفانه است و چه چیزی تغییر کرده است. بنابراین در طول سال‌های متمادی، زمانی بود که 1 میلیون دلار ارزش‌گذاری شرکتی بود که هنوز شروع به کار نکرده بود. فقط می‌خواست پول فرشته جمع کند، سپس به نظر می‌رسید که به سه تا پنج رسیده است. به روز نمایشی اولیه، اولین دیو مک‌کلور، 500 استارت‌آپ فکر کنید.

همه یک سقف 5 میلیون دلاری داشتند. در یک یادداشت بوسه در یک یادداشت قابل تبدیل. و سپس، برخی از این ارزش‌گذاری‌ها بزرگتر می‌شوند. از نظر شما چه چیزی منصفانه است؟ و چقدر به طور اساسی از گذشته تغییر کرده است؟ شما مراحل مختلفی از جایی که بازار در آن قرار دارد را تجربه کرده‌اید.

بنابراین شاید با قبل از درآمد شروع کنیم و این روزها چقدر قبل از درآمد انجام می‌دهید؟

فابریس گریندا: بنیان‌گذار بار اول قبل از درآمد، که احتمالاً با بنیان‌گذار بار دوم که بار اول بسیار موفق بوده است نیز متفاوت است، که با بنیان‌گذار بار دوم که بار اول موفق نبوده است نیز متفاوت است.

اما قبل از درآمد، ما در واقع سعی می‌کنیم به، بله، شش مورد رایگان برای جمع‌آوری یک، یک و نیم پایبند باشیم زیرا امروزه می‌توانید با آن سرمایه خیلی بیشتر پیش بروید. و اگر شما در حال جمع‌آوری دیوانه‌وار هستید، و دوباره، شرکت‌های هوش مصنوعی امروزه با 20، 30، 50، صد جمع‌آوری کرده‌اند، یا شرکت‌های رمزنگاری، ما این کار را قبل از درآمد انجام نمی‌دادیم.

بنابراین ما، هیچ‌کدام از معاملات قبل از درآمد YC را با سقف‌های 20، 30، 40 انجام نمی‌دهیم. این فقط قیمت‌گذاری بیش از حد است. من ترجیح می‌دهم یک یا دو سال صبر کنم تا ببینم آیا آن‌ها موفق می‌شوند و زنده می‌مانند و در ارزش‌گذاری رشد می‌کنند. دور بعدی را انجام دهید تا اینکه از YC خارج شوید. بنابراین من به YC می‌روم، در واقع به همه آن‌ها نگاه می‌کنم و آن‌هایی را که فکر می‌کنم جالب هستند می‌بینم، و سپس تا دور بعدی صبر می‌کنم، و سپس آن‌ها را در دور بعدی انجام می‌دهم.

اگر آن‌ها در ارزش‌گذاری رشد کرده باشند و ارزش‌گذاری معقول باشد و همگرایی بین انقباض و ارزش‌گذاری وجود داشته باشد و این قبل از درآمد باشد. دور بذر، و من به شما می‌دهم و دور بذر برای من این است که شما 15-20 هزار در ماه در MRR درآمد خالص انجام می‌دهید. بنابراین شاید شما 150 هزار در GMV در ماه انجام می‌دهید و نرخ برداشت 15٪ دارید.

اگر شما یک بازار هستید یا شاید شما یک بازار B2B هستید، شما 500 KA در ماه در درآمد در GMV با نرخ برداشت 4٪ انجام می‌دهید. بنابراین شما در آن حاشیه درآمد خالص 20 K یا آن درآمد خالص هستید، شما حاشیه بسیار بالایی دارید، سپس دوباره جمع‌آوری می‌کنید. سه، چهار در 12 قبل که قبلاً نه قبل یا هشت قبل بود، اما اکنون 12، 13 است.

و این جایی است که ما سعی می‌کنیم باشیم. و دوباره، این میانگین برای ما است. میانگین بازار بسیار، بسیار بالاتر است. و A هم همینطور، درآمدهای خالص شاید 150 هزار MRR یا. اگر شما یک شرکت SaaS هستید یا شاید 750K در GMV دارید، با نرخ برداشت 15٪ برداشت می‌کنید. و محدوده‌ای که ما سعی می‌کنیم در آن باشیم این است که شما هفت را در 23 Pre یا 30 پست جمع‌آوری می‌کنید، یا 10 را در 30 قبل، چیزی شبیه به آن.

اندرو رومنز: بنابراین ضریب RR برای آن‌ها چقدر است؟ بنابراین پول قبل از آن چقدر است اگر،

فابریس گریندا: مشکل این است که ARR به حاشیه بستگی دارد، درست است؟ بنابراین شما در مورد کسب و کارهای SaaS صحبت می‌کنید.

در درآمد خالص، بگویید درآمد خالص. نه GMV. و اصطلاح درآمد خالص در دور A، آن‌ها 1.5 میلیون انجام می‌دهند و ما می‌خواهیم در 20، 23 تا 30 سرمایه‌گذاری کنیم، درست است؟ نمی‌دانم، 20-25.

اندرو رومنز: بنابراین 20 تا 25 X

فابریس گریندا: بله.

اندرو رومنز: درآمد خالص، و این برای رشد داغ است. یادم می‌آید وقتی 10 منصفانه بود.

فابریس گریندا: بله. من فکر می‌کنم 10 در مراحل بعدی که رشد شما کمتر است منصفانه است. اما اگر شما چهار یا پنج برابر سال به سال رشد می‌کنید، من فکر می‌کنم 20 در بذر و A کاملاً خوب است.

به خصوص بازار. بازار آن را تحمل می‌کند. آنچه منصفانه نیست، اگرچه من زیاد آن را می‌بینم. شرکت‌ها در فضای هوش مصنوعی با 100 یا 200 یا 300 میلیون مسابقه می‌دهند، و ما در مورد 300 X ARR صحبت می‌کنیم که امروز اتفاق می‌افتد.

اندرو رومنز: درست است؟ و واقعیت این است که اگر یک شرکت حتی 5 میلیون ARR درآمد داشته باشد و با 10 برابر قیمت‌گذاری شود، و بنابراین شما با یک نقطه ورود ارزش‌گذاری قبل از پول 50 میلیون سرمایه‌گذاری می‌کنید تا یک بازده 10 برابری کسب کنید.

که برای جبران برخی از ضررهای دیگر برخی از سرمایه‌گذاری‌های دیگر که قرار نیست به یک صندوق پنج X، شش X برسند، لازم است. شما باید با 500 میلیون بدون تأمین مالی آینده نقد شوید.

فابریس گریندا: درست است.

اندرو رومنز: و اگر ما کار خود را انجام می‌دهیم، ما استارت‌آپ را به یک میلیون VC معرفی می‌کنیم زیرا ما یک میلیون VC را می‌شناسیم و ما رقیق می‌شویم، آن‌ها حداقل پنج بار 10٪ سهام صادر می‌کنند اگر خوب پیش برود.

بنابراین این بدان معناست که شما باید با یک میلیارد خارج شوید. برای کسب یک بازده 10 برابری ساده در یک شرکت 5 میلیون ARR که به طور منصفانه با 10 برابر قیمت‌گذاری شده بود و احتمالاً این روزها با 20 برابر قیمت‌گذاری شده است، به این معنی است که ما به تورم در شمارنده خروج نیاز داریم که منعکس کننده سقف‌های بازار، مایکروسافت و غیره باشد تا این ریاضی کار کند.

و این جایی است که حساس بودن به قیمت، من فکر می‌کنم مهم است.

فابریس گریندا: نه، کاملاً مهم است. در سمت پایین نیز مهم است، اگر من به ساختار پورتفولیوی خود نگاه کنم، 2٪ اول معاملات ما 50 برابر انجام می‌دهیم، این یک برابر صندوق‌ها است. 13٪ بعدی معاملات، ما هشت برابر انجام می‌دهیم. این 1٪ از، این یک برابر صندوق‌ها است.

و سپس 85٪ بعدی معاملات، ما نیز یک را انجام می‌دهیم، ما 0.45 برابر یا هر چیز دیگری انجام می‌دهیم. و این یک برابر صندوق است. و بنابراین در واقع این واقعیت که ما به قیمت حساس هستیم به این معنی است که بسیاری از شرکت‌ها. جایی که آن‌ها خوب عمل نمی‌کنند، اما خریداری می‌شوند، ما پول خود را پس می‌گیریم. ما، بنابراین تا به امروز 355 خروج داشته‌ایم.

ما در واقع پول درآورده‌ایم. به همین دلیل است که سرمایه‌گذاران بذر و قبل از بذر بودن و 45٪ از معاملات که به عنوان یک درصد بسیار بیشتر از اکثر است. و حتی در مواردی که ما پول از دست می‌دهیم، ما هنوز هم به دست می‌آوریم. 30، 40٪ از پول به دلیل آن حساسیت به قیمت باز می‌گردد. بنابراین از منظر ساختار پورتفولیو، در واقع بسیار خوب کار می‌کند که به قیمت حساس باشیم.

اما ما احتمالاً در داغ‌ترین معاملاتی که شاید هزار برابر یا هر چیز دیگری باشند، ضرر می‌کنیم زیرا مایل به پرداخت نیستیم.

اندرو رومنز: و چه چیزی در دیدگاه شما تغییر کرده است، من تصور می‌کنم در اواخر دهه نود ما در یادداشت‌های تعهدی یا یادداشت‌های قابل تبدیل سرمایه‌گذاری می‌کردیم، درست است؟ و سپس گاهی اوقات یک دور قیمت وجود داشت.

یکی از فرشتگان می‌گوید، هی، این من را گیج می‌کند، قطعات متحرک زیادی وجود دارد. بیایید یک دور قیمت‌گذاری مستقیم انجام دهیم. و نگرانی در اینجا این است که چه درصدی از جمع‌آوری سرمایه قرار است به وکلا در Oric پرداخت شود تا سهام را صادر کنند و همه این‌ها. اما اولویت شما در مورد انتقال از یادداشت‌های قابل تبدیل چیست؟ با سقف، یادداشت‌های بدون سقف به safes قبل از پول و بعد از آن. و من حدس می‌زنم پاسخ کوتاه این است که اگر می‌خواهید در بازار فعال باشید و هفته‌ای سه سرمایه‌گذاری انجام دهید، فقط باید با safes بعد از پول که معمول هستند همراه شوید.

فابریس گریندا: بی‌تفاوت. من safe را به ویژه در بذر و قبل از بذر خوب انجام می‌دهم، درست است؟

مثل اینکه شما نمی‌خواهید وقت، زمان و پول خود را صرف وکلا کنید، هر چه باشد. یک دور واقعی وجود دارد، مانند 7، 8، 10، 15 میلیون. آن‌ها یک دور قیمت‌گذاری انجام می‌دهند، بنابراین مهم نیست. و اگر هیچ دور واقعی وجود نداشته باشد، به این معنی است که شرکت شکست خورده است. بنابراین به نوعی مهم نیست. بنابراین من اصلاً مشکلی با انجام safes ندارم.

با این حال، من بدون سقف انجام نخواهم داد. در غیر این صورت شما برای این واقعیت که امروز سرمایه‌گذاری می‌کنید، جبران نمی‌شوید. و بنابراین من دورهای پل انجام نمی‌دهم. من بدون سقف انجام نمی‌دهم. باید سقف داشته باشد. باید با قیمتی که من نسبت به کشش تیم فرصت منصفانه می‌دانم، سقف داشته باشد.

اندرو رومنز: من همیشه از این مثال برای توضیح آن به یک بنیان‌گذار استفاده می‌کنم و می‌گویم، باشه، پس تصور کنید لیدی گاگا قرار است در استارت‌آپ شما در یک یادداشت بدون سقف سرمایه‌گذاری کند، و سپس او در مورد شما توییت می‌کند.

او فالوورهای توییتر بیشتری نسبت به اوباما دارد، و سپس ناگهان شما صد میلیون دانلود دریافت می‌کنید، شما در اسکایپ بعدی هستید. هر چه بیشتر به شما کمک کند، بیشتر خودش و مالکیتش را در کسب و کار شما رقیق می‌کند. بنابراین اگر شما یک سرمایه‌گذار صرفاً منفعل می‌خواهید، شاید این منطقی باشد. اما اگر شما، اگر سرمایه‌گذار به نوعی معتقد است که قرار است کمک کند.

ارزش افزوده، مانند لیدی گاگا در آن شرایط، سپس یادداشت بدون سقف فقط لگد زدن به خودتان است، شلیک کردن به انگشتان پا.

فابریس گریندا: کاملاً.

اندرو رومنز: آره. گاهی اوقات وضعیتی وجود دارد که Sequoia وارد می‌شود و آن‌ها قرار نیست حقوق سهام pro rata را رعایت کنند یا چیزی شبیه به آن.

فابریس گریندا: بله.

اندرو رومنز: مثل من، من گفته‌ام هرگز هرگز یک یادداشت بدون سقف انجام ندهید.

و لحظات عجیبی در زندگی من وجود داشته است که من آن را انجام دادم و خوشحال بودم که آن را انجام دادم، اما من از نظر مذهبی مخالف آن هستم.

فابریس گریندا: اما لحظاتی وجود داشته است که من آن را انجام دادم، دقیقاً به دلیلی که شما گفتید، اوه، Sequoia Andreessen وارد می‌شوند. آن‌ها به هیچ‌کس دیگری اجازه ورود نمی‌دهند، بنابراین بهتر است اکنون پول را واریز کنید.

و سپس دور اتفاق نیفتاد، یا آن‌ها کنار کشیدند و سپس من در یادداشت سقف سرمایه‌گذاری کردم و شکست خورد. بنابراین، بخشی از دلیلی که من از انجام پل‌ها متنفرم این است که نمی‌تواند پلی به ناکجاآباد باشد. من ترجیح می‌دهم 20٪ بیشتر بپردازم و شرکت به طور کامل برای طرح تجاری خود تأسیس شود.

اندرو رومنز: موافقم. باشه. و مارکت‌پلیس‌ها. خب، واضح است که شما بیشتر از هر کسی که در کمیته سرمایه‌گذاری در هر جای دنیا باشد، DNA مارکت‌پلیسی دارید. و منطقی است که این ورزش شما باشد و در آن خوب باشید. در عین حال، اینترنت از سال 1998 و دهه 2000 و همه این‌ها خیلی تکامل یافته است.

و از آنجایی که شما صدها میلیون دلار سرمایه LP جذب کرده‌اید، وضعیت مارکت‌پلیس‌ها برای فردی مانند شما که اینقدر درباره آن می‌داند چگونه است و جنبه‌های خوب، بد یا زشت مارکت‌پلیس‌ها چیست، چون نادر است که چنین متخصصی در این زمینه وجود داشته باشد؟

Fabrice Grinda: بله، اول از همه جنبه‌های خوب، بد و زشت. جنبه خوب این است که برنده همه چیز را می‌برد. بنابراین اگر سرمایه‌گذاری کنید، که اتفاقاً این جنبه بد هم هست، اگر در یکی سرمایه‌گذاری کنید و فوق‌العاده خوب عمل کند، شما برنده می‌شوید، یک انحصار طبیعی دارید، بسیار بزرگ می‌شود. و رسیدن به آنجا می‌تواند از نظر سرمایه بسیار کارآمد باشد، زیرا شما اثرات شبکه‌ای را دریافت می‌کنید.

حالا، جنبه منفی این اجبار، که جنبه زشت هم هست، این است که اگر ببازید، احتمالاً هیچ ارزشی وجود ندارد و از نظر سهم بازار هیچ جایی ندارید، و اگر دو نفر برای آن می‌جنگند، ممکن است تا سر حد مرگ بجنگند، زیرا نفر دوم بودن هیچ ارزشی ندارد. و بنابراین بهتر است به نوعی با هم ادغام شوند.

و مسئله مرغ و تخم‌مرغ که باید حل شود، پویایی فوق‌العاده و جالبی دارد. این مسئله‌ای است که من واقعاً برای رفع آن و کمک به بنیان‌گذاران برای اینکه بفهمند چه کاری باید انجام دهند، چگونه نقدینگی ایجاد کنند، چه بازارهایی را دنبال کنند، چگونه مقیاس‌بندی کنند، بسیار مناسب هستم، زیرا در واقع، مواردی وجود دارد.

اشتباهات واضحی که بنیان‌گذاران مرتکب می‌شوند، مانند این که عرضه خیلی زیاد است و تقاضا وجود ندارد. بنابراین تعادل آن‌ها، مارکت‌پلیس متعادل نیست، زیرا به دست آوردن عرضه آسان‌تر از تقاضا است. اما این‌ها کسب‌وکارهای زیبایی هستند. دارایی کمی دارند، برنده همه چیز را می‌برد. اگر برنده شوید، خیلی بزرگ می‌شوید. و در نهایت در همه این جایگاه‌های مختلف بزرگ‌تر از آن چیزی می‌شوند که فکر می‌کنید.

حالا، نحوه تکامل آن به این صورت است که خیلی از مردم می‌پرسند، صبر کنید، چرا مارکت‌پلیس‌ها در سال 2025 مرتبط هستند؟ و این به این دلیل است که شما از دیدگاه مصرف‌کننده به آن فکر می‌کنید. اگر به نیازهای خود نگاه کنید، توسط مارکت‌پلیس‌ها برآورده می‌شوند. آمازون، اتفاقاً، بیشتر یک مارکت‌پلیس است.

شما می‌توانید هر کالایی را که می‌خواهید در دو روز دریافت کنید. اوبر ایتس، دوردش، خود اوبر، ایربی‌ان‌بی بوکینگ دات کام، همه این‌ها مارکت‌پلیس هستند و همه نیازهای مصرف‌کننده شما را با 25 درصد نفوذ برآورده می‌کنند. و بله، در نقطه‌ای این نفوذ به 75 درصد خواهد رسید، اما این سه برابر جایی است که ما هستیم.

بنابراین این لزوماً خیلی قانع‌کننده نیست. هنوز چیزهای جدیدی وجود دارد که در حال ظهور هستند، مانند خرید زنده که در حال تبدیل شدن به یک روند بزرگ‌تر است. اما من فکر می‌کنم چیزی که بسیار قانع‌کننده‌تر است این واقعیت است که اگر به دنیای B2B و صراحتاً دنیای دولتی، دنیای خدمات عمومی فکر کنید، کاملاً غیردیجیتالی است، درست است؟

تصور کنید می‌خواهید مواد پتروشیمی بخرید. حتی کاتالوگی از آنچه موجود است وجود ندارد، چه برسد به یک سیستم یا مکانی که به سیستم‌های ERP کارخانه‌ها متصل باشد تا تاخیرها و ظرفیت‌های تولید را درک کند. هیچ سفارش آنلاین، هیچ پرداخت آنلاین، هیچ ردیابی، هیچ تامین مالی وجود ندارد، همه چیز باید انجام شود.

و این باید در هر صنعت، در هر جغرافیا برای هر نوع ورودی اتفاق بیفتد. و هم کالاهای نهایی و هم ورودی‌های واسطه‌ای، هر چه که باشد، مواد خام مانند سیمان یا هر چیز دیگر. علاوه بر این، به SMBها فکر کنید. بیشتر SMBها و صراحتاً بسیاری از شرکت‌های بزرگ هنوز مانند قلم و کاغذ یا در بهترین حالت اکسل کار می‌کنند.

و بنابراین دیجیتالی شدن در بیشتر صنایع و بیشتر کسب‌وکارهای کوچک، بسیار ناچیز است. ما زیر 5 درصد هستیم. اغلب زیر 1 درصد و باید اتفاق بیفتد. و بهترین راه برای انجام آن در واقع از طریق مارکت‌پلیس‌ها است. و بنابراین تز فعلی من، و ما شش زیر تز در آن داریم، همه در مورد دیجیتالی کردن زنجیره‌های تامین B2B با استفاده از مارکت‌پلیس‌های مقیاس‌پذیر است.

و این جذاب نیست، اما این‌ها بسیار بزرگ هستند. بیشتر صنعت، بیشتر تولید ناخالص داخلی بیشتر کشورها ترکیبی از خدمات عمومی و شرکت‌ها است.

Andrew Romans: بله. آره و شما احتمالاً می‌توانید به یک کشور نگاه کنید و بفهمید که صنایع برتر آن کدام هستند و به دنبال آن‌ها بروید. بنابراین چه نمونه‌هایی می‌توانید به اشتراک بگذارید که در سال 2025 به عنوان مارکت‌پلیس تامین مالی شده‌اند، در حالی که به پایان سال نزدیک می‌شویم.

یا فقط زمان‌های اخیر. مارکت‌پلیس‌های زمان‌های اخیر که منطقی بودند کدام هستند؟

Fabrice Grinda: چند مورد را به شما می‌گویم که قبلاً مقیاس‌بندی شده‌اند و بزرگ هستند. مارکت‌پلیس‌های بزرگ‌تر B2B. بنابراین من در مورد توانمندسازی SMB صحبت خواهم کرد و سپس در مورد صنعت گسترده، بزرگ و توانمندسازی SMB صحبت خواهم کرد.

شرکتی به نام Slice وجود دارد. و Slice اساساً عملیات پشتیبانی را برای پیتزافروشی‌ها انجام می‌دهد. بنابراین تصور کنید شما لوئیجی هستید و می‌خواهید پیتزای کوچک خود را بپزید. این همان چیزی است که شما پیتزافروشی‌ها را ایجاد کرده‌اید، زیرا دوست دارید با مشتریان خود صحبت کنید، پیتزا بپزید. و سپس ناگهان، به عنوان صاحب یک SMB، در نهایت تلفن را برمی‌دارید، ناوگان تحویل را مدیریت می‌کنید، لوازم را تهیه می‌کنید، حسابداری می‌کنید، با Toast مذاکره می‌کنید، با Uber Eats و DoorDash مذاکره می‌کنید.

این زندگی‌ای نیست که برای آن ثبت نام کرده‌اید. و بنابراین Slice این کار را انجام می‌دهد. تلفن را برمی‌دارد، وب‌سایت شما را ایجاد می‌کند، ناوگان تحویل را مدیریت می‌کند، سفارش آنلاین را سازماندهی می‌کند و اساساً تمام عملیات پشتیبانی را انجام می‌دهد و یک POS ارائه می‌دهد. و آن‌ها اکنون 20000 پیتزافروشی در پلتفرم دارند. آن‌ها بیش از یک میلیارد GMV انجام می‌دهند. و همین اتفاق در سایر عمودی‌ها نیز در حال رخ دادن است.

بنابراین ما در Chowbus هستیم، که یک POS برای رستوران‌های چینی است. ما در Fresha هستیم، که فکر می‌کنم بیش از 70000 آرایشگر دارد که در آن صندلی‌ها را برای صاحبان سالن‌های آرایش مدیریت می‌کنند و سپس برای آرایشگران، تمام مشتریان زیربنایی آن‌ها. و آن‌ها یک POS ارائه می‌دهند یا حداقل این مدل کسب‌وکار برای آن است، حتی اگر یک مارکت‌پلیس بین مشتریان و آرایشگران و آرایشگاه‌ها باشد.

Cents، C-E-N-T-S، یک مارکت‌پلیس است که به خشکشویی‌ها یا خشک‌کننده‌ها کمک می‌کند تا ناوگان تحویل را مدیریت کنند، لوازم خود را تهیه کنند، یک POS ارائه دهند. ما در Momence بودیم که همین کار را برای افرادی انجام می‌دادیم که استودیوی یوگا را سازماندهی و مدیریت می‌کنند. بنابراین این اتفاق عمودی به عمودی در حال رخ دادن است. و بسیاری از این‌ها بزرگ هستند.

Fresha میلیاردها GMV از طریق پلتفرم دارد. حالا از نظر دیجیتالی کردن ورودی‌ها، شرکت‌های بزرگی مانند Knowde این کار را برای مواد پتروشیمی انجام می‌دهند، ما در Schuttflix، در آلمان هستیم، که یک مارکت‌پلیس سه طرفه بین معادن شن و ماسه، سایت‌های ساختمانی و رانندگان کامیون است که آن را به سایت‌های ساختمانی تحویل می‌دهند.

اما حتی چیزهایی مانند ShipBob، که یک مارکت‌پلیس انتخاب و بسته‌بندی لحظه آخری است، به شرکت‌هایی که نمی‌خواهند شبکه‌های توزیع خود را خارج از آمازون بسازند، کمک می‌کند تا کار کنند و تحویل در همان روز یا تحویل دو روزه داشته باشند. بنابراین اساساً کل پشته در حال دیدن شرکت‌های بسیار بزرگ است و ShipBob، همینطور، یک شرکت چند میلیارد دلاری است.

Flexport نیز در آن دسته از مارکت‌پلیس‌های B2B به عنوان یک حمل‌کننده بار دیجیتال قرار می‌گیرد. بنابراین شرکت‌های بسیار جالبی وجود دارند که در حال ساخت هستند، ما سرمایه‌گذار در Formic هستیم، که یک مارکت‌پلیس است که به شرکت‌ها کمک می‌کند تا خطوط تولید خود را خودکار کنند و فکر می‌کنم امسال سرمایه‌گذاری کردیم.

آن‌ها وارد می‌شوند، افرادی را می‌فرستند، متوجه می‌شوند که کدام ربات‌ها را باید بخرید. آن‌ها به شما کمک می‌کنند، آن‌ها را به شما اجاره می‌دهند. آن‌ها نصب را به طور کامل در یک مدل مارکت‌پلیسی انجام می‌دهند.

Andrew Romans: بسیار خب. و من می‌توانم تصور کنم که و نرخ‌های برداشت قابل قبول در این مارکت‌پلیس‌ها که در طول سال‌ها دیده‌اید چقدر است؟

زیرا برخی از این B2Bها می‌توانند خیلی سریع رشد کنند اگر شما، مثلاً، یک دکل نفت و گاز را دیجیتالی می‌کنید و آن را از اکسل و یادداشت‌های چسبان بیرون می‌آورید.

Fabrice Grinda: بنابراین این یکی از مواردی است که باید در مارکت‌پلیس‌های B2B بسیار مراقب باشید، این است که برخی از شما به عرضه و تقاضای پراکنده نیاز دارید. و اگر در هر دو طرف بیش از حد تجمیع داشته باشید، ممکن است اصلاً نتوانید نرخ برداشت داشته باشید، به همین دلیل است که شرکت‌هایی که سعی می‌کنند سفارش غذا را برای رستوران‌ها انجام دهند، سفارش از تامین‌کنندگان، در ایالات متحده کار نمی‌کند زیرا شرکتی به نام Cisco دارید که 50 درصد بازار را در اختیار دارد.

آن‌ها قرار نیست یک توزیع‌کننده باشند، شما قرار نیست یک مارکت‌پلیس باشید. اوه. این بستگی به کشش عرضه و تقاضا دارد. شما سعی می‌کنید 3 درصد داشته باشید، بگذارید بگوییم، اما دسته‌های زیادی وجود دارد که در آن نمی‌توانید نرخ برداشت داشته باشید، در این صورت باید، حتی اگر مارکت‌پلیس شما باشد، مدل کسب‌وکار شما POS یا فاکتورینگ یا تامین مالی یا خدمات ارزش افزوده یا بیمه و غیره خواهد بود.

بنابراین واقعاً بستگی دارد. یا هزینه SAS برای ارائه یک ابزار به یک طرف یا طرف دیگر بازار. نرخ‌های برداشت متفاوت است، شما سعی می‌کنید 3 تا 5 درصد داشته باشید، گاهی اوقات می‌توانید به دسته‌هایی بروید که کالایی نیستند، می‌توانید به 15 درصد بروید. اما من می‌گویم تفاوت با مارکت‌پلیس‌های طرف مصرف‌کننده این است که به طور متوسط، مارکت‌پلیس‌های مصرف‌کننده احتمالاً 15 درصد هستند و احتمالاً به طور متوسط، کسب‌وکار، B2Bها مانند 4 درصد هستند.

اما سپس چیزهای دیگری را اضافه می‌کنید، مانند فروش تبلیغات، شما یک ابزار B2B SaaS دارید، و غیره، و غیره.

Andrew Romans: بله. وقتی ما در برخی از آن‌ها بوده‌ایم، اینطور بود. من احساس کردم، خدا را شکر که این خدمات دیگر در بالا قرار گرفته‌اند، بنابراین آن برداشت نسبتاً کوچک صد دلاری از درآمد که سه تا پنج دلار تحویل می‌داد، احساس خوبی نداشت، اما دیدن اینکه با برخی دیگر افزایش می‌یابد، خوب بود.

از طرف دیگر، FinTech واقعاً هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد تا زمانی که سرمایه‌گذاری زیادی در FinTech انجام داده باشید و متوجه شوید. من یک سلاح هسته‌ای به این درگیری نیاوردم. مثل اینکه به یک صندوق بزرگ‌تر نیاز داشتم تا از رشد یکی از این شرکت‌ها حمایت کنم.

فابریس گریندا: کاملاً.

Andrew Romans: برای اینکه بتوانید مانند بانکداری نظارتی باشید. چیزهای دیوانه‌وار. این مانند تسخیر نظارتی است. چه چیزهای خوب و بدی را در دیدن شرکت‌های مارکت‌پلیسی خود در طول این همه دهه‌ها شاهد بوده‌اید؟ وارد فاکتورینگ شوید، بنابراین پیشبرد جریان‌های نقدی یا ارائه بیمه تامین مالی؟ بله، فکر می‌کنم بیمه می‌تواند خوب باشد. در، در برخی از این موارد.

Fabrice Grinda: این بستگی به دسته دارد.

به طور کلی، با توجه به نکته شما، FinTech، مشکل نیاز به تامین مالی این است که شما معمولاً یک بانک دارید، یا، با یک صندوق پوشش ریسک یا هر چیز دیگری، دفتر خانوادگی شروع می‌شود. در نهایت یک بانک. مشکل این است که هر چه بیشتر بخواهند وثیقه بگذارید. و بنابراین با مقیاس‌بندی مقدار وام، باید سهام بیشتری داشته باشید.

و بنابراین اگر اندازه صندوق را ندارید که از قرار دادن پول بیشتر با مقیاس‌بندی آن حمایت کنید، دشوار است. و همچنین در حال حاضر نسبتاً از مد افتاده است. خیر مدل‌های کسب‌وکاری که فکر می‌کنم قانع‌کننده‌تر از فاکتورینگ در B2B بوده‌اند، چیزهایی مانند، مانند در واقع فروش تبلیغات به، مانند تبلیغات سلف سرویس بوده‌اند. بنابراین ما در واقع سرمایه‌گذار در شرکتی به نام TopSort هستیم. TopSort به مارکت‌پلیس‌ها کمک می‌کند تا تبلیغات را به فروشندگان خود بفروشند که می‌خواهند خود را به مارکت‌پلیس معرفی کنند. و این زیبا است زیرا تبلیغات 95 درصد سود دارد. و بنابراین اگر بتوانید سه، چهار، 5 درصد از GMV خود را معادل تبلیغات دریافت کنید، یک تلاش فوق‌العاده سودآور است. و به هر حال، Instacart بیشتر پول خود را از طریق تبلیغات سلف سرویس به دست می‌آورد که در آن برندها تبلیغات می‌خرند. آمازون الان. بله،

Andrew Romans: می‌خواستم بگویم آمازون. یادم می‌آید اولین باری که آمازون این کار را انجام داد، مردم می‌گفتند، چرا رقیب خود را در وب‌سایت خود تبلیغ می‌کنید؟

و من می‌گویم نه، این نبوغ است. آن‌ها اکنون بدون رفتن به سر کار پول می‌گیرند. در مقایسه با کاری که برای خرید کتاب باید انجام می‌دادند. کتاب را بفروشید.

فابریس گریندا: بله.

Andrew Romans: کتاب را ذخیره کنید، کتاب را تحویل دهید.

Fabrice Grinda: و به هر حال، آن‌ها در واقع تبلیغات را می‌فروشند، نه یک رقیب. آن‌ها تبلیغات را به افرادی در داخل می‌فروشند، فکر می‌کنم سایر تامین‌کنندگان را رقیب می‌دانید، درست است؟ آن‌ها تبلیغات را به فروشندگان در پلتفرم خود می‌فروشند.

Andrew Romans: یادتان می‌آید در همان ابتدا که آمازون برای اولین بار این کار را انجام داد، همه سر خود را می‌خاراندند و سپس گفتند، در واقع. اگرچه این خلاف شهود است، اما در واقع نبوغ است.

Fabrice Grinda: و بله، زیرا آن‌ها طرف اول بودند. مردم متوجه نمی‌شوند که آمازون واقعاً یک پلتفرم شخص ثالث است. آن‌ها واقعاً یک مارکت‌پلیس هستند.

Andrew Romans: بله. بله. آره باشه. بنابراین شاید نزدیک شدن به پایان این تماس، این جلسه در اینجا امروز – خروج‌ها. بنابراین شما در این مرحله خروج‌های زیادی را دیده‌اید. شما احتمالاً می‌توانید، اگر در حال نوشتن کتابی بودید، این‌ها چهار نوع مختلف خروجی هستند که دریافت می‌کنید.

دسته‌های مختلف خروجی که دیده‌اید چیست و کمی از جنبه‌های خوب، بد و زشت جستجوی حقیقت از طریق حقایقی که خودتان اینقدر داده دیده‌اید چیست؟

Fabrice Grinda: بنابراین، من می‌گویم سه نوع خروجی وجود دارد، فکر می‌کنم چهار. نوع بد. شما M&A دارید، IPO دارید. شما ثانویه‌ها دارید و شما شرکت را تعطیل می‌کنید.

نکته جالب این است که این‌ها به طور چشمگیری بر اساس ترکیبی از چرخه اقتصاد کلان عمومی و در واقع چرخه سرمایه‌گذاری تغییر می‌کنند، درست است؟ بنابراین در سال 2021، تعداد دیوانه‌واری IPO وجود داشت، تعداد دیوانه‌واری M&A وجود داشت و این به طور کامل در کنار گذاشته شد، اساساً 22 تا 25. و بنابراین 22 تا 25، اکثریت قریب به اتفاق دسترسی‌هایی که به دست آوردیم، ثانویه‌ها بودند و این ثانویه‌ها بدیهی است که فقط می‌توانند برای شرکت‌هایی اتفاق بیفتند که عملکرد بسیار خوبی دارند.

یا در دور بالا یا آنقدر بزرگ شدند که یک بازار ثانویه شروع به ایجاد شدن در پلتفرم‌هایی مانند Forge کرد، جایی که کارگزاران ثانویه دارید که می‌آیند و به شما نزدیک می‌شوند تا شرکت‌ها را بخرند و بفروشند. و بنابراین، من می‌گویم ثانویه‌ها دسته‌ای بوده‌اند که بیشترین رشد را داشته‌اند و جایی که ما بیشتر خروج‌ها را در دو تا سه سال گذشته در ترکیبی از دورهای بالا و شرکت‌هایی که عملکرد واقعاً خوبی دارند، انجام داده‌ایم، اما احساس می‌کنیم بیش از حد ارزش‌گذاری شده‌اند. و باز هم، بیشتر VCها در راه بالا نمی‌فروشند، اما ما، زیرا ما سرمایه‌گذاران اولیه هستیم و شرکت‌ها طولانی‌تر و طولانی‌تر خصوصی می‌مانند، اگر احساس کنیم که چیزی آنقدر قیمت کمال است که قرار نیست 10 برابر را تعهد کنیم، زیرا نکته‌ای که قبلاً گفتید این است که ما واقعاً به 10 برابر در یک مبنای پیش رو نیاز داریم تا توجیه کنیم که به سرمایه‌گذاری ادامه دهیم. ما سعی می‌کنیم 50 درصد از راه بالا را بفروشیم، و 50 درصد قانون سرانگشتی ما است زیرا این یک فلسفه بدون پشیمانی است. ما قبلاً آن را در هر صورت، 10 برابر رزرو کرده‌ایم و اگر به ماه برود، هنوز 50 درصد داریم. ما خوشحالیم. اگر به صفر برسد، ما قبلاً 10 برابر داریم، ما خوشحالیم. و بنابراین 50 درصد چیزی است که ما در بیشتر موارد انجام می‌دهیم.

به علاوه واقعاً مبتنی بر چند برابر نیست.

بیشتر این است که فکر می‌کنیم این چقدر برای کمال قیمت‌گذاری شده است. برای اینکه ما در یک شرکت در هر نقطه زمانی سرمایه‌گذاری کنیم، اگر مرحله بعدی مانند سری B یا C یا D باشد، که معمولاً ثانویه‌ها را دریافت می‌کنند، ما هنوز باید یک پتانسیل 10 برابر ببینیم زیرا انگار در این دور سرمایه‌گذاری می‌کنیم.

و اگر این را نبینیم، حداقل باید بگوییم، بسیار خب، یک احتمال 70٪، 60٪ از دو سه برابر وجود دارد که با احتمال بالا، مانند اعتقاد بالا، ما قبلاً بازگشت زیادی داریم. احتمال زیاد سه برابر و حداقل احتمال 20٪ از 10 برابر. اگر این را نبینیم، اغلب خواهیم فروخت. اگر فقط دو، 3 برابر باشد، ما آدم‌های P نیستیم، درست است؟

ما سعی نمی‌کنیم 15، 20 درصد IRR یا هر چیز دیگری به دست آوریم.

Andrew Romans: و چه اشتباهاتی می‌گویید در ثانویه‌ها مرتکب شده‌اید؟ بنابراین نگاه کنید، با نگاهی به گذشته به این همه فعالیت، باید از چیزی یاد بگیرید که آنطور که فکر می‌کردید پیش نمی‌رود یا باد در وسط آن به شما تغییر می‌کند.

Fabrice Grinda: بله، بیشتر مردم فکر می‌کنند شما باید برای همیشه نگه دارید و باید به صندوق‌های متقاطع تبدیل شوید، و غیره.

من فکر می‌کنم، و این همان کاری است که قطعاً صندوق‌های بزرگ‌تر انجام می‌دهند، اما من فکر می‌کنم این IRR شما را کاهش می‌دهد. بیشتر شرکت‌هایی که با ارزش بازار زیر 20 میلیارد عمومی شده‌اند، من می‌گویم، در بازارهای عمومی عملکرد چندان خوبی نداشته‌اند. و بنابراین اگر می‌توانستیم در IPO بفروشیم، اغلب نمی‌توانستیم، ما مسدود شده بودیم.

در واقع، ما خیلی بهتر بود اگر سهام را در عرضه اولیه می‌فروختیم، یا درست قبل از آن در یک عرضه ثانویه، و بعد از آن در دوره قفل‌شدن نگهداری می‌کردیم. ما معمولاً در طول شش ماه دوره قفل‌شدن برای اکثر شرکت‌ها پول از دست داده‌ایم. و بعد اگر نگاه کنید به اینکه آیا باید سهام را برای همیشه نگه می‌داشتیم، پاسخ واقعاً یک دوگانگی است.

اگر شرکت یکی از آن شرکت‌هایی باشد که در یک دسته بزرگ برنده می‌شود، پاسخ احتمالاً مثبت است، اما مسئله این است که تعداد بسیار کمی از این شرکت‌ها وجود دارند، درست است؟ مثل گوگل و مایکروسافت و غیره. برای ۹۹٪ از شرکت‌ها بهتر است به محض اینکه بتوانیم سهام را بفروشیم، زمانی که شرکت نقد می‌شود و دوباره سرمایه‌گذاری می‌کنیم، زیرا نرخ رشد آن پس از عمومی شدن کمتر از قبل است.

همچنین ما سرمایه‌گذار بازار عمومی نیستیم، درست است؟ ناگهان وقتی شرکت عمومی می‌شود، دسترسی ویژه من به بنیانگذار از بین می‌رود، درست است؟ مثلاً قبل از اینکه عمومی شوند، ما تماس‌های به‌روزرسانی داشتیم و من به تمام استراتژی‌های مالی و همه چیز دسترسی داشتم. به محض اینکه عمومی می‌شوند، همه آن دسترسی‌ها کاملاً از بین می‌رود، به خصوص با توجه به اینکه من در آن زمان، مثلاً ۰.۱٪ از سهام شرکت را داشتم.

بنابراین برای ما، فروش در عرضه اولیه یا پس از انقضای دوره قفل‌شدن، اساساً بهترین تصمیم در هر بار بود. همچنین، ما اتفاقاً در شرکت‌هایی نبودیم که پس از عمومی شدن، به طور نامحدود رشد کنند. وقتی فرصت فروش شرکتی که بسیار بیش از حد ارزش‌گذاری شده بود پیش می‌آمد، انجام این کار تقریباً همیشه انتخاب درستی بود، درست است؟

تقریباً هرگز لحظه‌ای وجود ندارد که از فروش ۵۰٪ سهام پشیمان شده باشم، حتی زمانی که شرکت به خوبی به کار خود ادامه می‌داد. بنابراین، وقتی می‌توانید نقدینگی را دریافت کنید، وقتی سرمایه‌گذار مراحل اولیه هستید، زیرا DPI توسط LPهای شما ارزش‌گذاری می‌شود. این به آنها کمک می‌کند تا دوباره در صندوق سرمایه‌گذاری کنند. و از آنجا که ما با نرخ بازده داخلی ۳۰٪ رشد می‌کنیم، این نرخ سریع‌تر از رشد بازارهای عمومی است. بنابراین بهتر است دوباره سرمایه‌گذاری کنید.

اندرو رومنز: گرفتم. فهمیدم. و آیا شما تا به حال ۱۰٪ یا ۲۵٪ سهام را می‌فروشید یا واقعاً ۵۰٪ یا هیچ؟

فابریس گریندا: در ۹۰٪ موارد ۵۰٪ است. در ۵٪ موارد شاید ۲۵٪ باشد و در ۷۵٪ موارد ۸۰٪ است. ۲۵٪ در ۵٪ موارد، زیرا در این دو مورد در ۲۵٪، شرکت عالی عمل می‌کند.

واقعاً قیمت بالایی دارد، اما ما داستان را می‌فهمیم. ما می‌بینیم که چرا می‌تواند به آن سطح برسد. ما به اندازه کافی می‌بینیم، به اندازه کافی قانع‌کننده است. و شاید ضریب خیلی پایین باشد. فقط سه یا چهار برابر است که ما می‌خواهیم ۷۵٪ را نگه داریم. حالا، اگر صد برابر AAR به علاوه باشد، آنقدر قیمت کمال است که ما سعی می‌کنیم ۷۵٪ را بفروشیم.

اما باز هم، این اتفاق در تعداد بسیار کمی از شرکت‌ها می‌افتد. فقط در داغ‌ترین شرکت‌ها اتفاق می‌افتد. و اینها مواردی هستند که ما سعی می‌کنیم ۷۵٪ را بفروشیم. بنابراین در حال حاضر ما در تلاشیم تا ۷۵٪ از سهام شرکت‌های هوش مصنوعی خود را بفروشیم.

اندرو رومنز: بنابراین گاهی اوقات ما نگاه می‌کنیم که در این صندوق کجا هستیم؟ ما از صندوق یک، صندوق دو، صندوق سه، صندوق چهار سرمایه‌گذاری کرده‌ایم و آیا در یک X DPI هستیم؟

اگر اینطور نیست، شاید ما ۷۵٪ را بفروشیم و سپس فقط آن مشکل را حل کنیم. هیچ کس شکایت نمی‌کند، همه شما پول خود را پس گرفته‌اید. و این ما را وادار کرد تا بیشتر از مثلاً ۲۵٪ انجام دهیم. این هم یک ملاحظه در طرف ما بوده است.

فابریس گریندا: بله. درسته. و چه مدت هم، اما من می‌توانم مورد مخالف را هم ببینم.

مثلاً ما قبلاً یک X DPI انجام داده‌ایم. و تنها راهی که این می‌تواند یک صندوق سه ایکس باشد این است که این شرکت به رشد خود ادامه دهد و بنابراین شاید بهتر باشد نگه داریم و این تنها رشدکننده است و بنابراین بهتر است نگه داریم یا ضرر را بفروشیم.

اندرو رومنز: دقیقاً. و من احساس می‌کنم اگر هر یک از LPها شکایت کنند، من می‌گویم، هی مرد، تو پول خودت را پس گرفتی، پس شکایت نکن.

فابریس گریندا: دقیقاً.

اندرو رومنز: اگر من پول شما را پس نداده بودم، مایل بودم بیشتر به این حرف‌ها گوش کنم. اما در این مرحله، ما را به کاری که انجام می‌دهیم سوق داد. ما در این مرحله به آن چیز نیاز داریم که تحویل دهد. و این بچه‌ها در مورد 4X خود در این ارزش‌گذاری بزرگ که به نظر می‌رسد 4X با اطمینان بالا از اینجا است، هیجان‌زده هستند.

و بنابراین در بستن خارج از بازارها، آیا می‌توانید هر یک از مضامین اصلی سرمایه‌گذاری دیگر خود را که در مورد آنها هیجان‌زده هستید به اشتراک بگذارید؟

فابریس گریندا: بنابراین ببینید، من می‌گویم اول از همه. استفاده از هوش مصنوعی برای همه این چیزها کلیدی است، اما نه به روشی که مردم انتظار دارند. به عنوان مثال، یکی از بازارهای ما که بیشترین موفقیت را دارد، یک بازار مد به نام Vinted است.

و کاری که آنها انجام داده‌اند این است که از هوش مصنوعی برای ترجمه لیست‌ها بین کشورها و ترجمه مکالمات بین کاربران استفاده می‌کنند، به طوری که برای اولین بار شما یک بازار واقعاً پان اروپایی، ایالات متحده اروپا دارید، جایی که ممکن است خریدار در فرانسه و فروشنده در لیتوانی باشد، و هیچ کدام از این دو از آن آگاه نیستند، و این نقدینگی عظیمی ایجاد کرده است، به آنها اجازه داده است تا در بسیاری از کشورهای مختلف برنده شوند.

آنها در 10 میلیارد GMV هستند. بنابراین یکی مانند انجام تجارت فرامرزی با هوش مصنوعی. دو، ساده‌سازی لیست‌ها، جایی که شما یک عکس می‌گیرید و بوم، عنوان، قیمت، توضیحات، دسته، همه به طور خودکار برای شما ایجاد می‌شود. و سه، مانند ساده‌سازی کامل مراقبت از مشتری. حالا، چیزهای دیگر به طور کلی که من دوست دارم، غیر از استفاده از هوش مصنوعی برای کارآمدتر کردن همه این چیزها، که فکر می‌کنم راه هوشمندانه برای بازی با هوش مصنوعی است، تمام زیرساخت‌هایی است که در اطراف ساخت این بازارها وجود دارد. مانند ربات‌های انسان‌نما، شرکت‌های ریل پرداخت. و همچنین چیزهایی که با تغییرات ژئوپلیتیکی مختلف همسو هستند، درست است؟ بنابراین در حال حاضر ما در جنگ سرد دوم بین چین، روسیه، ایران، کره شمالی و یک طرف، غرب و طرف دیگر، و شاید هند در وسط هستیم.

تمام شرکت‌های جهان در تلاشند تا زنجیره‌های تامین خود را از چین خارج کنند. و بنابراین ما در بازارهای B2B در هند سرمایه‌گذاری کرده‌ایم که به تولیدکنندگان هندی کمک می‌کنند تا به شرکت‌هایی در غرب بفروشند. بنابراین ما سرمایه‌گذارانی در شرکت‌هایی مانند Ziod هستیم که به برندهای بزرگ در اروپا در ایالات متحده کمک می‌کند تا از شرکت‌های کوچک مادر و پاپ در هند مانند پوشاک خرید کنند.

و نکته این است که هر یک از این تولیدکنندگان به تنهایی نمی‌توانند به RFPها پاسخ دهند، نمی‌توانند با گمرک سروکار داشته باشند، نمی‌توانند نمونه‌سازی کنند. بنابراین بازار این کار را انجام می‌دهد و سپس آن را به هر کسی، H&M و Zara می‌فروشد. و بنابراین ما بسیاری از این کارها را انجام می‌دهیم که با روندهای زمان ما همسو هستند.

بنابراین پشتیبانی زیرساختی برای دیجیتالی شدن B2B، که فکر می‌کنم ما در روز صفر آن هستیم. و بنابراین این 10 سال پیش و بهره‌وری است. پیشرفت‌های بهره‌وری بسیار زیادی به دلیل هوش مصنوعی در همه این دسته‌ها وجود دارد. به نظر من، این هیجان‌انگیزترین است. به عنوان مثال، من به جای ساختن یک LLM، یک LLM دیگر برای کدنویسی، یک هوش مصنوعی می‌سازم.

چگونه می‌توانم از هوش مصنوعی برای ساده‌سازی ساخت و ساز استفاده کنم؟ برای تمام مجوزها درخواست دهید و مکالمات بین پیمانکاران عمومی و پیمانکاران فرعی و معمار و مشتری و غیره را مدیریت کنید. کاربردهای بسیار زیادی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید تا این صنایع که بسیار بزرگ هستند را کارآمدتر کنید. من برای همه اینها بسیار هیجان‌زده هستم.

اندرو رومنز: و این همه فقط یک پیشرفت طبیعی از دیجیتالی شدن چیزی است که در حال وقوع است. خودکارسازی گردش کار انسانی، استفاده از مجموعه‌های داده، دریافت داده‌ها برای رفتن به یک تصمیم مبتنی بر داده. این نرم‌افزار خودکار بود و همه چیز را دوباره تصور کنید.

فابریس گریندا: دقیقاً.

اندرو رومنز: بچه‌هایی مانند برادران سامور و شما، من می‌گویم، در اجرای بین‌المللی بسیار خوب عمل کرده‌اید.

در مورد آنچه که فقط در ایالات متحده اتفاق می‌افتاد. نظر شما در مورد سرمایه‌گذاری در خارج از ایالات متحده چیست؟ و شما اصالتاً اهل نیس هستید، فکر می‌کنم، درست است؟ بنابراین دیدگاه شما در مورد اینکه در هند کتک بخورید یا در شرکت هندی سرمایه‌گذاری کنید و سپس دیگر هرگز از آنها خبری نشنوید چیست؟

یا تجربه شما در مورد خوب، بد و زشت بین‌المللی در مقابل ایالات متحده چیست؟

فابریس گریندا: بنابراین اول از همه، اکثر سرمایه‌گذاران ما در ایالات متحده مانند اکثریت سرمایه‌گذاران هستند یا، بنابراین ما بیشتر در مدل‌های تجاری مخرب جدید در دسته‌های موجود سرمایه‌گذاری می‌کنیم. آربیتراژ ID شاید بخش بزرگ‌تری از موضوع ما در دو هزار و 2000 – اوایل 2010 بود تا الان.

بنابراین به طور کلی، من می‌گویم ایالات متحده بهترین بازار ممکن است. 350 میلیون کاربر ثروتمند دارد که پذیرندگان اولیه هستند. که آنقدرها هم به قیمت حساس نیستند. به عنوان یک بنیانگذار، شما در حال بازی کردن بازی استارت‌آپ‌ها در حالت آسان هستید. ساختن یک شرکت، استخدام افراد، اخراج افراد، جمع‌آوری سرمایه، خروج و غیره همه چیز آسان‌تر است.

با این حال، فرصت‌های جالب و منحصر به فردی در بازارهای دیگر وجود دارد، اما من روی بازارهای بزرگ تمرکز می‌کنم. بنابراین من فقط برزیل و هند یا هر چیز دیگری در اروپا را به طور کلی انجام می‌دهم. و من از بازارهای درجه سوم اجتناب می‌کنم. ما در هند بسیار خوب عمل کرده‌ایم. ما در برزیل بسیار خوب عمل کرده‌ایم.

اما اگر به کنیا بروید، بسیار خطرناک‌تر است، زیرا فکر می‌کنید چیزهایی که در مورد آنچه کار می‌کند و آنچه کار نمی‌کند بدیهی می‌دانید، همیشه کار نمی‌کنند. و گاهی اوقات بنیانگذاران ناپدید می‌شوند و شاید اعداد جعلی بودند و غیره. بنابراین من در مورد سرمایه‌گذاری در بازارهای مرزی بسیار محتاط‌تر خواهم بود و همچنین سیستم تغییر سیاست ژئولوژیکی، درست است؟

مثلاً ما در دو هزار سالگی در چین و روسیه سرمایه‌گذاری زیادی می‌کردیم. اما سپس هر دوی این کشورها تصمیمات ژئوپلیتیکی گرفتند که باعث شد ما به طور کامل از این کشورها خارج شویم. من یک سفیر اولیه در علی بابا بودم و اکنون دیگر به چین دسترسی نداریم.

اندرو رومنز: سوال پایانی. بنابراین فابریس، من می‌دانم که شما تمایل دارید کمی در دنیا بگردید. مثلاً شما چند ماه از سال را در نقاط مختلف جهان فعالیت می‌کنید. به ما بگویید که آن چیست. همیشه شنیدن آن سرگرم‌کننده است.

فابریس گریندا: بله، من در تلاش هستم تا زندگی را برای داشتن بهترین زندگی ممکن بهینه کنم و متوجه شدم که هر مکان هدف خاصی را در زندگی من برآورده می‌کند و بهترین دوره زمانی برای حضور در آنجا است.

به عنوان مثال، نیویورک، جایی که من در آن مستقر هستم، پناهگاهی از فعالیت‌های فکری، اجتماعی، هنری و حرفه‌ای است. و شگفت‌انگیز است. مثلاً هر چیزی که به آن علاقه دارید، خواهید دید که در نیویورک به بالاترین حد خود رسیده است، و باهوش‌ترین و بلندپروازترین افراد جهان در آنجا هستند.

مسئله این است که بعد از دو ماه در نیویورک، من واقعاً فرسوده می‌شوم، زیرا شما کارهای زیادی انجام می‌دهید و هر جلسه اجتماعی نیز یک جلسه حرفه‌ای است. و بنابراین من و همچنین دوره‌ای وجود دارد که نیویورک شگفت‌انگیز است. من عاشق بودن در نیویورک در سپتامبر و اکتبر و آوریل، می، ژوئن هستم، اما نیویورک در جولای، آگوست جذاب نیست؛ نوامبر تا مارس جذاب نیست. و من زندگی شهری سخت‌گیرانه نیویورک خود را از منظر تعادل بین کار و زندگی با رفتن به ساحل متعادل می‌کنم، که در این مورد در حال حاضر، ترکز و کایکوس است، جایی که من در حال حاضر هستم. در واقع، من در آنجا نوامبر، دسامبر و معمولاً مارس هستم، جایی که در طول روز تماس‌های زوم انجام می‌دهم.

و این امتیاز بودن در تجارتی است که در آن می‌توانم از راه دور کار کنم. اما سپس بین جلسات، من به موج‌سواری با کایت می‌روم. عصرها به بازی پادل در گیت می‌روم، تنیس بازی می‌کنم و سعی می‌کنم فوق‌العاده سالم باشم. و این پناهگاه آرامش‌بخش ساحلی من را در مقصد فراهم می‌کند. و سپس من آن را با کوه‌ها متعادل می‌کنم، جایی که در ژانویه، فوریه به اسکی در مناطق دورافتاده می‌روم و در آگوست به پیاده‌روی و کمپینگ می‌روم.

و بنابراین من به رول‌استوک در بریتیش کلمبیا می‌روم، که در وسط ناکجاآباد کانادا است. و باز هم، همان کار را در طول هفته انجام می‌دهم و سپس هر آخر هفته یا به اسکی می‌روم یا به هلی‌اسکی در ژانویه، فوریه. در تابستان به پیاده‌روی و کمپینگ می‌روم و سپس در ماه جولای برای چند هفته به دیدن خانواده‌ام در نیس در سن تروپه می‌روم.

و سپس من هر سال به برنینگ من می‌روم. و علاوه بر این، من سعی می‌کنم یک ماجراجویی دیوانه‌وار دو هفته‌ای خارج از شبکه اضافه کنم، مانند پیاده‌روی به قطب جنوب، کشیدن سورتمه‌ام، مانند عبور از کاستاریکا و دوچرخه‌سواری کوهستانی از اقیانوس اطلس به اقیانوس آرام، جایی که من به طور کامل به مدت دو هفته از دنیا جدا هستم تا دوباره شارژ شوم.

این تمرینی در قدردانی از درک این است که بقا چگونه یک شغل تمام وقت بود. وقتی شما خارج از شبکه بدون توالت، بدون برق، بدون آب و غیره زندگی می‌کنید، و برمی‌گردید، برای سادگی‌های کوچک زندگی مانند توالت یا آب جاری، یا دوش آب گرم یا پیتزا بسیار سپاسگزار هستید.

ما بسیار ممتاز هستیم و آن را بدیهی می‌دانیم. ما متوجه نمی‌شویم که چقدر خوش شانس هستیم.

اندرو رومنز: بله. من عاشقشم. باشه، فابریس، از دیدنت خوشحالم. خیلی ممنون و امیدوارم به زودی ببینمت.

فابریس گریندا: عالی. متشکرم.

اندرو رومنز: فعلاً خداحافظ.

نویسنده Rose Brownارسال شده در ژانویه 28, 2026ژانویه 28, 2026دسته‌ها مصاحبه ها و چت های کنار آتش برای گفتگو با یک سرمایه‌گذار خطرپذیر با اندرو رومنز دیدگاهی بنویسید

قسمت ۵۱: زک رزنیک، بنیانگذار و مدیرعامل Ascend

قسمت ۵۱: زک رزنیک، بنیانگذار و مدیرعامل Ascend

من این افتخار را داشتم که با زک رزنیک، بنیانگذار و مدیرعامل Ascend (که قبلاً FlyFlat نامیده می‌شد) گفتگو کنم. Ascend یک برنامه عضویت برای مسافران دائمی است که ۹۰٪ از تصمیمات سفر را حذف می‌کند و ۳۵٪ در پروازهای بیزینس/فرست کلاس صرفه‌جویی می‌کند.


Ascend چند سالی است که به شرکای من خوزه و جف در تمام سفرهایشان کمک می‌کند و از زمانی که برای اولین بار با آن‌ها آشنا شدیم، بیش از شش رقم برای FJ Labs صرفه‌جویی کرده است.


زک قبل از شروع Ascend، صدها کارت اعتباری باز کرد، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار هزینه کارت اعتباری تولید کرد و سه شرکت مسافرتی دیگر راه‌اندازی کرد. علاوه بر این، او یک صندوق پوشش ریسک کریپتو و یک صندوق سرمایه‌گذاری متمرکز بر بلاک‌چین و فین‌تک راه‌اندازی کرد.

ما موارد زیر را پوشش دادیم:
• چگونه او ۳۰۰ کارت اعتباری باز کرد.
• نکاتی برای صرفه‌جویی در هزینه‌های سفر با مایل و امتیاز.
• چرا Ascend به عنوان یک VC سابق سرمایه زیادی جمع نکرده است.
• چگونه در سفرهای طولانی مدت در زمان صرفه‌جویی کنیم و سالم‌تر باشیم.

اگر ترجیح می دهید، می توانید قسمت را در پخش کننده پادکست جاسازی شده گوش دهید.


علاوه بر ویدیوی یوتیوب بالا و پخش کننده پادکست جاسازی شده، می توانید به پادکست در iTunes و Spotify نیز گوش دهید.


رونوشت

Fabrice Grinda: سال نو مبارک. امیدوارم حال همگی شما خوب باشد. مدتی طولانی از آخرین باری که یکی از این برنامه‌ها را انجام دادیم می‌گذرد، اما این هفته خوشحالم که از زک رزنیک استقبال می‌کنم. او بنیانگذار و مدیرعامل Ascend است. یکی از شرکت‌های پرتفوی ما در واقع به ما کمک کرده است تا صدها هزار دلار در بلیط‌های کلاس تجاری سفر و شخصی صرفه‌جویی کنیم.

و او داستانی دارد، تاریخچه و گذشته‌ای با VC بودن. او یک صندوق پوشش ریسک کریپتو را اداره می‌کرد. بنابراین درس‌های زیادی در طول مسیر آموخته شده است و من خوشحالم که امروز در این پخش زنده از او استقبال می‌کنم. زک، خوش آمدی.

Zach Resnick: از اینکه اینجا هستم خوشحالم، فابریس. ممنون که من را دعوت کردی.

Fabrice Grinda: باعث افتخاره. خب، چرا صحبت نکنیم، شروع کنیم به صحبت کردن کمی در مورد پیشینه شما، زیرا به کاری که امروز انجام می‌دهید منتهی می‌شود.

Zach Resnick: بله. از سنین پایین، من همیشه مجذوب این بودم که معامله خوبی انجام دهم و راه‌های خلاقانه‌ای برای به دست آوردن آن‌ها در صنایع و محصولات مختلف پیدا کنم. اما این واقعاً سفر بود که در آن برای اولین بار، می‌توانم بگویم که به طور خاص در مورد مایل و امتیاز وسواس پیدا کردم. بنابراین من این فرصت را داشتم که پس از دبیرستان در ایالات متحده به مدت یک سال در خارج از کشور کار و زندگی کنم.

و من این کار را انجام دادم و واقعاً زندگی من را تغییر داد. من می‌خواستم زمان بیشتری را در خارج از کشور بگذرانم. و من برای دانشگاه به ایالات متحده بازگشتم و واقعاً هیچ پولی نداشتم. بنابراین من در مورد راه‌های دیوانه‌واری که کسانی که به اعتبار آمریکایی دسترسی دارند می‌توانند امتیازهای کارت اعتباری و مایل‌های هواپیمایی زیادی کسب کنند، یاد گرفتم.

و تا زمانی که من دانشگاه را تمام کردم، چند صد کارت اعتباری باز کردم و بیش از صد میلیون دلار هزینه تولید کردم و احتمالاً حدود دویست بلیط رایگان کلاس تجاری و همچنین اقامت در هتل‌های لوکس گرفتم. فقط با امتیاز یا چیزی نزدیک به آن.

Fabrice Grinda: باشه. مشکل خرج کردن صد، چند صد میلیون دلار در کارت‌های اعتباری این است که شما در واقع آن‌ها را نیز پرداخت کرده‌اید. بنابراین در واقع، می‌توانید توضیح دهید که چگونه این کار را انجام دادید و چگونه کار کرد؟

Zach Resnick: بله، به همین دلیل است که من گفتم هزینه تولید شده، نه هزینه. بنابراین وقتی، کاری که من انجام می‌دادم و کاری که برای اکثریت قریب به اتفاق این کار انجام دادم این بود که یک کارت هدیه ویزا را در CVS می‌خریدم.

سپس من آن کارت هدیه ویزا را که به عنوان کارت نقدی کدگذاری می‌شد، به یک اداره پست می‌بردم تا یک حواله پستی بخرم و سپس از حواله پستی برای پرداخت کارت اعتباری استفاده می‌کردم. بنابراین معمولاً ۴ دلار و ۹۵ سنت بود. در نهایت تا پایان این کار ۵ دلار و ۹۵ سنت برای هر کارت هزار دلاری بود و سپس ۳۵ سنت برای حواله‌های پستی بود.

اساساً ۵۰ واحد پایه برای اینکه بتوانم آن پول را خرج کنم، جایی که حداقل صد واحد پایه به دست می‌آوردم، اگر نه به طور متوسط، احتمالاً نزدیک به ۱ ۵۰، ۱ ۷۰. بنابراین حاشیه سود بسیار بالایی نبود، اما هزینه تولید شده خود سودآور بود. اما چیزی که آن را واقعاً سودآور می‌کرد این بود که من کارت‌های جدید زیادی دریافت می‌کردم که پاداش می‌گرفتم، بنابراین ده‌ها دلار از هزینه تولید شده به دست می‌آوردم.

اما سپس هر ۳۰۰۰، ۵۰۰۰، ۷۰۰۰، ۱۰۰۰۰، یا آستانه پاداش، چیزی به دست می‌آوردم که ارزش ۸۰۰ دلار یا ۱۵۰۰ دلار را داشت.

Fabrice Grinda: و اگر شما امروز یک دانشجوی جوان باشید، آیا هنوز این آربیتراژ برای شما در دسترس است یا آن‌ها توانایی انجام این کار را کاهش داده‌اند؟

Zach Resnick: بنابراین مانند تمام فرصت‌های آربیتراژ، پاسخ چیزی مشابه است اما نه یکسان.

بنابراین من شخصاً درگیر بهترین استراتژی‌های جدید هزینه تولید شده امروز نیستم، اما می‌دانم که آن‌ها امکان‌پذیر هستند و افرادی را می‌شناسم که این کار را در مقیاس انجام می‌دهند و صدها میلیون دلار در سال انجام می‌دهند. اما این مورد خاص از نظر کارت‌های هدیه ویزا در CVS، من معتقدم که چند سال پیش بسته شد، اما می‌توانید چیزهایی را در گوگل جستجو کنید و چیزهایی پیدا کنید.

اما بدیهی است که تمام بهترین ARBها بیشتر در سینه نگه داشته می‌شوند و در پادکست‌ها به اشتراک گذاشته نمی‌شوند.

Fabrice Grinda: منطقیه. باشه. متاسفم. متاسفم. ادامه بده.

Zach Resnick: بله، بنابراین پس از آن، واقعاً مشخص شد که من از انجام این کار خوشم می‌آید و نه تنها از سفر رایگان برای خودم خوشم می‌آید، بلکه عاشق کمک به دیگران هستم.

بنابراین، وقتی دانشگاه را تمام کردم، یک شرکت مسافرتی راه‌اندازی کردم که خوشبختانه به سرعت شکست خورد و درس‌های زیادی از این طریق آموختم. نزدیک به پایان آن، من برای Points guy کارآموزی کردم. سپس من چند کسب و کار مشاوره مسافرتی داشتم که اساساً محصول، و افراد زیادی امروزه این کار را انجام می‌دهند، این بود که، اجازه دهید به شما کمک کنم در به دست آوردن تمام پول‌های رایگانی که برای مایل و امتیاز وجود دارد، بهتر شوید.

اما مشکل این کسب و کار این است که افرادی مانند شما به دلیلی. ما حتی در این مورد کمی پس از سرمایه‌گذاری FJ پیامک دادیم، که کارهایی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید. واقعاً نقطه کسب خود را به حداکثر برسانید، اما مقدار زمانی که باید صرف کنید و تصمیمات و مانند تغییر روشی که شما چیزها را پرداخت می‌کنید، فقط اصطکاک زیادی است که برای انواع افرادی که می‌توانند حداکثر ارزش را از آن دریافت کنند، منطقی نیست.

بنابراین سپس من کمی از سفر منحرف شدم و بر روی کریپتو تمرکز کردم، زیرا فرصت‌های آربیتراژ بسیار باورنکردنی در بیت‌کوین وجود داشت، زمانی که برای اولین بار در سال ۲۰۱۶ واقعاً در مورد آن هیجان‌زده شدم. و سپس برای اساساً کمی بیش از یک سال، من به طور موثر مانند یک تجارت انفرادی، تجارت اختصاصی برای خودم را اداره می‌کردم.

و این بسیار سودآور بود. من آن را به یک صندوق پوشش ریسک تبدیل کردم، که سپس به یک صندوق سرمایه‌گذاری تبدیل شد.

Fabrice Grinda: و منظور شما از این این است که می‌توانید بیت‌کوین را در یک صرافی با یک قیمت بخرید و در صرافی دیگری که قیمت بالاتری دارد، به طور همزمان بفروشید.

Zach Resnick: درست است. اما نه به طور همزمان به اندازه کافی سریع که ریسک پایه وجود داشته باشد.

Fabrice Grinda: به اندازه کافی نزدیک که بتوانید آن را عملی کنید.

Zach Resnick: بله.

Fabrice Grinda: باشه. پس ادامه بده.

Zach Resnick: بنابراین در سال ۲۰۱۶، من با افراد زیادی رقابت نمی‌کردم، اما تا اوایل سال ۲۰۱۸، تقریباً تمام آن ARBها، حداقل آن‌هایی که من به اندازه کافی باهوش بودم که از آن‌ها استفاده کنم و به صورت برنامه‌ریزی شده انجام نمی‌دادم، از بین رفتند. سپس فرصت‌های آربیتراژ دیگر، فرصت‌های تجاری دیگر، انواع دیگر فرصت‌های نقدشونده سرمایه‌گذاری را پیدا کردم.

اما بله، به مسیر صندوق رفتم، اما سپس، در طول این کار یک کار جانبی داشتم که نوعی شروع شد که اساساً به افرادی که ملاقات می‌کردم کمک می‌کردم تا بلیط‌های تجاری و فرست کلاس ارزان‌تری تهیه کنند. و هنگامی که من از صرفاً اداره کردن پول خودم و پسر عمویم به پذیرش LPها رفتم، سپس هم‌بنیانگذارم را آوردم که به طور موثر آن کسب و کار را اداره می‌کرد.

و من هنوز، با مردم ملاقات می‌کردم و به آن‌ها می‌گفتم، هی، از این استفاده کنید. اما من تقریباً تمام وقتم را صرف صندوق می‌کردم و سپس در طول این کار همانطور که سعی می‌کردم صندوق را بسازم و رشد دهم. این کسب و کار یا چیزی که اکنون به این کسب و کار تبدیل شده است، به طور ارگانیک، سودآور به رشد خود ادامه داد و مردم واقعاً آن را دوست داشتند.

بنابراین پس از سال‌ها تلاش برای به نتیجه رساندن کسب و کار صندوق و دیدن اینکه این نوع فقط به رشد خود ادامه می‌دهد، من تصمیم گرفتم حدود دو سال پیش تماماً روی چیزی که اکنون Ascend است تمرکز کنم. و سپس کسب و کار از اولین مرحله خود، اساساً کاملاً خودگردان و بسیار هکی، به حرفه‌ای شدن و رشد سازمان و تلاش برای به نتیجه رساندن آن رفت.

Fabrice Grinda: به هر حال، صندوق شما چقدر بزرگ شد؟

Zach Resnick: میلیون دلار در دو صندوق و سه SPV.

Fabrice Grinda: باشه. و LPهای شما مشکلی نداشتند که شما گفتید، باشه، من می‌خواهم بروم، من اکنون می‌خواهم بروم، من نمی‌خواهم یک شرکت بسازم. یا مثلاً، چگونه این انتقال را مدیریت کردید؟ نمی‌تواند اینقدر آسان باشد.

Zach Resnick: بله، آسان نبود، قطعاً آسان نبود و مدتی طول کشید تا من این تصمیم را بگیرم، حتی اگر بخشی از قلبم می‌خواست این کار را انجام دهد، قبل از اینکه در نهایت ماشه را بکشم. اما در نهایت، چیزی که صندوق را شروع کرد، که یک صندوق پوشش ریسک نقدشونده بود که به سرعت به یک صندوق ترکیبی نقدشونده و سرمایه‌گذاری تبدیل شد.

و سپس آن نوع صندوق ترکیبی به یک صندوق سرمایه‌گذاری کاملاً غیر نقدشونده تبدیل شد. بنابراین تمام پولی که ما از تجارت و آربیتراژ در روزهای اولیه به دست آوردیم، در نهایت مستقر شد. به، شرکت‌ها و چند شرکت توکن. و سپس صندوق دومی که ما جمع‌آوری کردیم، یک صندوق سرمایه گذاری سنتی بود.

بنابراین ساختار قفل ۱۰ ساله معمولی. بنابراین من فقط تصمیم گرفتم تماماً روی صندوق تماماً روی Ascend تمرکز کنم، پس از اینکه ما به طور کامل صندوق دو را مستقر کردیم. بنابراین اینطور نبود که وسط استقرار باشیم.

Fabrice Grinda: بنابراین من تصور می‌کنم شما یک بنیانگذار بالقوه در آنجا هستید. شما در حال حاضر در شغل خود هستید. و شما این کار جانبی را دارید که شروع می‌کنید و شروع کرده‌اید و اوضاع خوب است.

چگونه تصمیم می‌گیرید که، باشه، اکنون زمان ترک شغل روزانه‌ام است، در مورد شما سرمایه‌گذاری، اما می‌تواند هر چیزی باشد، کار در گلدمن یا مک‌کینزی یا هر چیز دیگری، و تماماً روی استارت‌آپ تمرکز کنید، زیرا این احتمالاً یکی از سخت‌ترین تصمیماتی است که باید گرفت.

Zach Resnick: بله، برای بهتر یا بدتر، من آدم بسیار سرسختی هستم.

بنابراین من بسیار متعهد بودم که صندوق را به کار بیندازم، احتمالاً سال‌ها فراتر از زمانی که در واقع برای من و شرکایم در سطح شرکت مدیریت منطقی بود. بنابراین واقعاً تعدادی از افراد بسیار باهوش طول کشید که نوعی من را می‌شناختند و هر دو فرصت را می‌شناختند و می‌گفتند، زک، داری چیکار می‌کنی؟

مانند تلاش برای به نتیجه رساندن این صندوق، در حالی که شما یک کسب و کار باورنکردنی دارید که مانند. شما اکثریت آن را دارید. مانند همه کسانی که از آن استفاده می‌کنند آن را دوست دارند، و شما به وضوح عاشق سفر هستید. بنابراین طول کشید تا بسیاری از افراد بسیار باهوش و با تجربه این درس را به من گوشزد کنند تا اینکه من این کار را انجام دادم.

و قطعاً، یکی از چیزهایی که من واقعاً پشیمان نیستم، اما یکی از چیزهایی که آرزو می‌کردم وقتی جوان‌تر بودم از آن خرد برخوردار بودم، درک این بود که چقدر تناسب محصول با بازار با این کسب و کار داشتم. حتی اگر در دوران نوزادی باشد بله. نسبت به کسب و کار صندوق، که من فکر می‌کنم ذاتاً نمی‌تواند درجه تناسب محصول با بازار را داشته باشد که شرکتی مانند شرکت من دارد.

فابریس گریندا: بله. بنابراین من سال گذشته یک پست وبلاگ نوشتم که نام آن جهان در حال زمزمه کردن به شما است، و به روش‌های مختلفی به شما زمزمه می‌کند، اما یک راه این است، اوه. جمع‌آوری پول LP بیشتر برای صندوق‌ها دشوار است. اوه. مانند تمام کارهایی که من سعی می‌کنم در مشاغل روزانه انجام دهم، واقعاً قلب من را با شادی و خوشبختی پر نمی‌کند و غیره.

احساس می‌شود که کار است. و به نظر می‌رسد که چیز دیگری خوب پیش می‌رود، جریان را دنبال کنید. و بیشتر ما، به خصوص وقتی که یک بنیانگذار جاه‌طلب و سخت‌کوش هستید، مانند اینکه فکر می‌کنیم می‌توانیم واقعیت را به اراده خود خم کنیم. و واقعیت این است که نمی‌توانیم، اما موارد زیادی وجود دارد که نباید این کار را انجام دهیم. و اگر چیزی کار نمی‌کند، بله، می‌تواند آن را عملی کند، اما می‌دانید چی؟

احتمالاً قرار نیست برای شما باشد. برو کار دیگری انجام بده.

Zach Resnick: دقیقاً کاری که باید انجام می‌شد این بود که من باید سیگنال را از بازار ظرف یک یا دو سال می‌گرفتم و به صندوق و جمع‌آوری صندوق دوم و انجام SPVها ادامه نمی‌دادم، اما من خیلی می‌خواستم واقعیت را به اراده خود خم کنم که آن را به اندازه کافی عملی کردم تا بتوانم به سختی به خودم و دیگران حقوق بدهم، اما نه به اندازه‌ای که واقعاً شکوفا شود.

Fabrice Grinda: نشانه‌ها چه بودند و چگونه فهمیدید که تناسب محصول با بازار دارید تا به شما اطمینان بدهد که باشه، اکنون زمان حرکت است. آیا تناسب واقعی محصول با بازار وجود داشت یا وقتی جهش کردید، احساس یک جهش بزرگ ایمان داشتید؟

Zach Resnick: نه، ما چند میلیون درآمد ناخالص و یک میلیون درآمد خالص با حاشیه‌های عالی داشتیم وقتی که جهش کردم.

بنابراین دوباره، من خیلی منتظر ماندم تا این کار را از نظر آنچه که منطقی تجاری، اقتصادی و شخصی بود انجام دهم. اما به نظر من، برخی از چیزهایی که بیشتر تناسب محصول با بازار را تجسم می‌کنند، زمانی است که شما رشد ارجاع بسیار قوی دارید. شما می‌توانید بدون آن تناسب محصول با بازار داشته باشید. اما برای ما، حتی در مقیاس امروزی ما، تقریباً منحصراً از طریق ارجاعات و دهان به دهان رشد کرده‌ایم، و ما اکنون در حال تغییر آن هستیم، اما.

این واقعیت که مردم تجربه بسیار خوبی دارند که به طور متوسط هر سال چندین نفر را ارجاع می‌دهند، به نظر من نشانه خوبی است که شما تناسب محصول با بازار دارید. و سپس البته، فقط اعداد مربوط به حفظ. در سال گذشته، ما ۹۴٪ حفظ در ۱۲ ماه گذشته داشته‌ایم.

قبل از آن حتی بالاتر است. و سپس از آن ۶٪، واقعاً افرادی نیستند که با Nvo سفر می‌کنند، اکنون افرادی هستند که به دلیل اینکه پول کمتری دارند، سفر را متوقف می‌کنند. شرکت آن‌ها از کار افتاده است یا آن‌ها مانند بچه دار شده‌اند و سفر نمی‌کنند. بنابراین واقعاً، من فکر می‌کنم حفظ و ارجاعات دو اهرم بزرگ برای درک تناسب محصول با بازار هستند.

Fabrice Grinda: چرا در واقع در مورد محصول صحبت نمی‌کنیم، دقیقاً چه کاری برای مردم انجام می‌دهید و چرا باید از شما استفاده کنند.

Zach Resnick: بنابراین Ascend یک سرویس دربان دستکش سفید است که تمام نیازهای سفر را که می‌دانید ممکن است از A به B داشته باشید، برطرف می‌کند. برای افرادی طراحی شده است که به صرفه‌جویی در پول و همچنین زمان و استرس اهمیت می‌دهند.

بنابراین نوع بازار هدف ما و افرادی که ما به بهترین نحو به آن‌ها خدمات می‌دهیم، افرادی مانند خود شما، فابریس، و شرکای شما هستند. زیرا، سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، به ویژه سرمایه‌گذاران سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران رشد، سرمایه‌گذاران سهام خصوصی، عمیقاً به صرفه‌جویی در پول اهمیت می‌دهند و عاشق نوع بازی انجام این کار هستند.

خوزه به طور خاص یکی از با استعدادترین و آگاه‌ترین افراد در صرفه‌جویی در پول در سفر است. و همچنین در مورد اینکه زمان شما واقعاً ارزشمند است. بنابراین واقعاً درک این موضوع که، هی، اگر بتوانم ۱۰ تصمیم را در هر سفر در طول سال‌ها حذف کنم، این در واقع برای من ارزش زیادی دارد. بنابراین محصول ما اساساً فقط یک تیم دربان است که خستگی‌ناپذیر در تمام ساعات شبانه روز کار می‌کنند.

۷۰ نفر در سراسر جهان که به طور متوسط هر ثانیه از هر روز ۲۲ ثانیه زمان پاسخگویی دارند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، هرگز بیش از ۶۰ ثانیه نیست. و ما پروازهای تجاری شما، پروازهای هوانوردی خصوصی شما، سواری‌های هلیکوپتری شما، ویلاهای شما، هتل‌های شما، قطارها، ماشین‌های کرایه‌ای شما را مدیریت می‌کنیم، واقعاً همه چیز به جز برنامه‌ریزی فعالیت‌ها برای تعطیلات.

بنابراین هر کاری که انجام می‌دهیم این است که اگر می‌دانید کجا می‌خواهید بروید یا حتی فقط یک ایده دارید، ما به شما کمک می‌کنیم تا این کار را تا حد امکان کارآمد و با بهترین قیمت مطلق انجام دهید.

Fabrice Grinda: این شبیه یک شرکت خدمات یا یک آژانس است. چرا این یک شرکت مقیاس‌پذیر با پشتوانه سرمایه‌گذاری است؟

Zach Resnick: زیرا در باطن، ما از نرم‌افزار برای کارآمدتر کردن وحشیانه چیزها استفاده می‌کنیم.

بنابراین اگر به بسیاری از شرکت‌های برتر که امروزه در حوزه سرمایه‌گذاری خطرپذیر تامین مالی می‌شوند نگاه کنید، می‌بینید که سال‌ها پیش، اجماع نظر در این حوزه این بود که این‌ها شرکت‌های خدماتی هستند و ایده خوبی نیست، چون مقیاس‌پذیر نیست. اما به نظر من، بسیاری از سرمایه‌گذاران باهوش اکنون متوجه شده‌اند که خدمات در واقع کسب‌وکار بسیار بهتری است که در آن می‌توانید ارزش بیشتری را به دست آورید و ارزش بیشتری ارائه دهید.

به نظر من، موضوع کمتر این است که من یک کسب‌وکار خدماتی هستم در مقابل یک کسب‌وکار نرم‌افزاری، و بیشتر این است که آیا مسئولیت حل مسئله را بر عهده می‌گیرم یا نه. وقتی به اکثر کسب‌وکارهای SaaS و مارکت‌پلیس‌های سنتی که از نظر تاریخی به خوبی می‌شناسید نگاه می‌کنید، می‌بینید که این‌ها واقعاً به شما در حل مسئله کمک می‌کنند.

اما اساساً، وقتی از Airbnb استفاده می‌کنید، آن‌ها مسئولیت کل فرآیند، از ایده تا رسیدن به مقصد و بازگشت به خانه را بر عهده نمی‌گیرند. در نتیجه، ما واقعاً به اندازه‌ای که می‌توانستیم از نظر نرخ بهره‌وری هزینه دریافت نمی‌کنیم، اما حتی امروز هم می‌توانیم خیلی بیشتر از یک سرویس صرف هزینه دریافت کنیم، زیرا ما فقط موجودی در اختیار شما قرار نمی‌دهیم، بلکه کل تجربه را برای شما آسان‌تر می‌کنیم.

و ServiceNow و تعدادی از استارت‌آپ‌های برتر امروزی اساساً شرکت‌های خدماتی هستند که از یک فناوری بسیار کارآمد در پشت صحنه استفاده می‌کنند، اما همچنان انسان‌های واقعی هستند که روابط با مشتریان را در خط مقدم بر عهده دارند.

Fabrice Grinda: آیا فکر می‌کنید زمانی فرا می‌رسد که هوش مصنوعی مسئولیت این روابط را بر عهده بگیرد یا فکر می‌کنید که این کار باید توسط انسان‌ها و به صورت سفارشی انجام شود؟ زیرا این‌ها به وضوح افراد پرهزینه و کسانی هستند که به این لمس شخصی علاقه دارند.

Zach Resnick: خب، با استفاده از چند نفری که شما خیلی بهتر از من می‌شناسید، خوزه و جف هرگز نگفته‌اند، زک، من عاشق کاری هستم که با Ascend انجام می‌دهی، اما بیایید انسان‌های کمتری داشته باشیم و ربات‌های گفتگو هوش مصنوعی بیشتری داشته باشیم. و در واقع هیچ‌کدام از مشتریان من تا به حال این را به من نگفته‌اند.

بنابراین در دنیای هوش مصنوعی، وقتی هوش مصنوعی جایگزین انسان‌ها از طریق صدا و متن می‌شود، داشتن انسان‌های باهوش، شایسته و همدل که بتوانید با آن‌ها پیامک بزنید و در زمان واقعی با تلفن صحبت کنید، ارزشمندتر و ارزشمندتر خواهد شد. آیا نقطه‌ای در دهه‌های آینده وجود دارد که شاید هوش مصنوعی آنقدر خوب شود که همدل‌تر از یک انسان باشد و دنیا متفاوت شود؟

من به این احتمال باز هستم، اما حداقل برای دهه آینده، من بسیار مطمئن هستم که مشتریان من همچنان از این واقعیت که می‌توانند با انسان‌ها در خط مقدم صحبت کنند، لذت خواهند برد. و داشتن این روابط انسانی در عصری که باید سخت‌تر کار کنید تا محصولاتی را پیدا کنید که این ویژگی را داشته باشند.

Fabrice Grinda: یک فرضیه توسط تحلیلگران بازار عمومی وجود دارد مبنی بر اینکه، اوه، همه این سایت‌های مسافرتی، Expedia، Booking، هر چه که هستند، به مشکل برخواهند خورد زیرا مردم فقط به LLM می‌روند و می‌گویند، هی، من می‌خواهم به فلان جا بروم و BLM به طور خودکار بهترین چیزها را پیدا می‌کند و همه چیز را خودکار می‌کند.

آیا فکر می‌کنید این یک نگرانی واقعی است یا فکر می‌کنید کاملاً اغراق‌آمیز است؟

Zach Resnick: نه، من فکر می‌کنم این یک نگرانی بسیار واقعی برای OTAs است. اما ما چت هستیم، بنابراین اساساً، یک فرضیه بزرگ که ما داریم این است که یک رابط چت اول، چه کاملاً عامل‌محور باشد، مانند تایپ کردن مطالب سفر در Claude یا رفتن به کسی مانند Ascend، تجربه بسیار بهتری نسبت به استفاده از یک OTA سنتی، استفاده از یک پورتال سنتی سفر شرکتی مدیریت‌شده است.

و سپس البته، بهتر از یک آژانس مسافرتی سنتی. اما شرط ما این است که این واقعیت که ما اکنون بیش از 120,000 مکالمه با برخی از برترین تخصیص‌دهندگان سرمایه و بنیانگذاران جهان داریم، این امکان را فراهم می‌کند. با استفاده از برخی از این مدل‌های عالی، اما یک رابط rag و عامل‌محور در بالای آن، که از داده‌های ما استفاده می‌کند، تجربه چت بسیار، بسیار بهتری را نسبت به فقط یکی از مدل‌های آماده و حتی تقریباً هر شرکت مسافرتی دیگری ارائه می‌دهد، زیرا ما رویکرد بسیار خاصی را در مورد اینکه خدمات برای یک نوع خاص از مشتری فهیم چگونه به نظر می‌رسد، اتخاذ می‌کنیم.

و ساختن بر روی آن و داشتن انسان‌ها در حلقه در هر مرحله، به طوری که به جای اینکه آموزش این چیز باشد که به روشی منزوی اتفاق می‌افتد. هر دربان امروزه در حال آموزش مدل ما و آموزش مکالماتی است که مدل‌های آینده را با تعامل واقعی با مشتریان و استفاده از قضاوت خود در پورتال‌های ما آموزش می‌دهد.

Fabrice Grinda: چگونه واقعاً می‌توانید 35٪ یا بیشتر در یک سفر تجاری یا فرست کلاس صرفه‌جویی کنید، اینطور به نظر می‌رسد. برای یک فرد غیر متخصص در این دسته، این کالا شده است. من به Kayak می‌روم، می‌گویم، باشه، تجاری فرست، این پرواز است. شاید حتی بتوانم دو سه روز دیگر هم بروم. چرا می‌توانیم بهتر از چیزی که Kayak به دست می‌آورد عمل کنیم؟

Zach Resnick: بله، سوال خوبی است. بنابراین بسیاری از این‌ها ناشی از روش ساختاری متفاوتی است که ما از آن پول در می‌آوریم. وقتی به روشی که می‌دانید، Kayak و Expedia از پروازها پول در می‌آورند نگاه می‌کنید، اول از همه، آن‌ها واقعاً از پروازها چیزی به دست نمی‌آورند. همه چیز مربوط به هتل‌ها و چیزهای دیگر است، اما در مورد پروازها، آن‌ها واقعاً از شما به عنوان مسافر پول دریافت نمی‌کنند.

آن‌ها از خطوط هوایی کمیسیون دریافت می‌کنند. بنابراین برای آن‌ها همه چیز در مورد حجم است. و چند واحد پایه می‌توانید از خطوط هوایی التماس کنید که به شما بدهند؟ جایی که برای ما، ما بیشتر اینطور فکر می‌کنیم که، هی، این یک بازار واقعاً ناکارآمد است. نقاط فروش مختلف، ارزهای مختلف، صندلی‌های مشترک مختلف، همه این چیزهای مختلف در سراسر جهان وجود دارد.

و به جای اینکه بگوییم، هی، ما می‌خواهیم تمام حجم خود را به روش سنتی قرار دهیم و مستقیماً با خطوط هوایی کار کنیم، ما از طرف مشتریان خود می‌جنگیم تا چیزها را به روش‌های خلاقانه رزرو کنیم و از برخی از این ناکارآمدی‌ها استفاده کنیم. بنابراین ما سال‌هاست که این کار را به صورت دستی انجام می‌دهیم و اکنون از نرم‌افزار برای مقیاس‌بندی بسیاری از این موارد استفاده کرده‌ایم و هنوز موارد بیشتری در نقشه راه خود داریم که می‌خواهیم انجام دهیم.

بنابراین من نمی‌خواهم در این پخش زنده عمومی خیلی خاص‌تر صحبت کنم، اما هر کسی که گوش می‌دهد و می‌خواهد استراتژی‌ها را به طور عمیق درک کند، می‌تواند در Join Ascend ثبت‌نام کند و یکی از اعضای تیم من در یک تماس به شما خواهد گفت.

Fabrice Grinda: و شما انجام می‌دهید، آیا بیشتر پروازها هستند یا شما همچنین، آیا اقامتگاه‌ها، اجاره خودرو و همه چیزهای دیگر را هم انجام می‌دهید؟

Zach Resnick: این واقعاً هر چیزی است که شما نیاز دارید. بنابراین وقتی فکر می‌کنم، هی، خوزه در سفرهایش به چه چیزی نیاز دارد؟ جف در سفرهایش به چه چیزی نیاز دارد؟ بیشتر ارزشی که ما ارائه می‌دهیم در پروازها و هتل‌ها است. اما هی، اگر به یک ماشین اجاره‌ای نیاز باشد، اگر به یک سرویس خودرو نیاز باشد، عالی است. فرودگاه‌های خاصی وجود دارند که، به خصوص اگر آمریکایی هستید و برای اولین بار به یک کشور جدید می‌روید، پرداخت 50 دلار اضافی و مجبور نبودن به مسیریابی Uber به یک زبان خارجی می‌تواند منطقی باشد.

پروازها و هتل‌ها جایی است که بیشتر حجم ما هنوز هم در آنجا است، بیشتر آن در سرعت پرواز است. از نظر تاریخی، ما فقط این کار را انجام می‌دادیم، اما برای بیشتر مشتریان خوب خود اکنون واقعاً هر نیاز سفری را که آن‌ها برای دلایل شخصی و تجاری دارند، برطرف می‌کنیم.

Fabrice Grinda: و شما چقدر بزرگ هستید؟ مانند چند مسافر یا چند سفر؟ چه معیاری برای مقیاس شما وجود دارد؟

Zach Resnick: بله، بنابراین امروز ما حدود هزار مشتری داریم و برخی از مشتریان افراد هستند. برخی از مشتریان مانند FJ Labs هستند، جایی که ما عملاً تقریباً تمام سفرهای خوزه و جف را مدیریت می‌کنیم. اما این فقط یک مشتری است. ما افرادی داریم که، هی، این یک مشتری است و سپس یک خانواده پنج نفره است.

بنابراین تقریباً 1600 مسافر، هزار مشتری وجود دارد که ما با آن‌ها رابطه داریم و صورتحساب صادر می‌کنیم. از نظر تاریخی، ما قبلاً از همه نمی‌خواستیم که مشترک باشند. ما خدمات کامل را برای افرادی که عضو بودند ارائه می‌دادیم و سپس معاملات تجاری و فرست کلاس تخفیف‌دار محدودی را برای سطح رایگان ارائه می‌دادیم.

و اکنون ما آن سطح رایگان را حذف کرده‌ایم و فقط به اعضا خدمات ارائه می‌دهیم تا از همه چیز استفاده کنند. بنابراین، ما انتظار داریم تا پایان امسال حداقل به هزار عضو برسیم و سپس تا پایان سال 2028 به 5000 عضو برسیم. اما امیدواریم خیلی بهتر از این عمل کنیم.

Fabrice Grinda: بنابراین اگر شما یک سرویس اشتراک راه‌اندازی می‌کنید، اگر نگاهی به آن بیندازید و بدیهی است که این یک محصول کاملاً متفاوت است، اما اگر به اپ استور نگاه کنید، چیزی مانند Calm یا Headspace یا هر چیز دیگری، معمولاً سه روز یا هفت روز رایگان وجود دارد.

و سپس، بنابراین سطح رایگان، اگر آن را می‌خواهید، و سپس باید هزینه پرداخت کنید یا اگر سطح رایگان، چگونه تصمیم گرفتید، باشه، سطح رایگان منطقی نیست. چگونه به مردم توصیه می‌کنید این را آزمایش کنند و تصمیم بگیرند که استراتژی صحیح ورود به بازار چیست؟

Zach Resnick: بله. بنابراین از آنجایی که ما یک سرویس دربان دستکش سفید هستیم و در حال مقیاس‌بندی هستیم، فقط هر کسی را که می‌خواهد ثبت‌نام کند نمی‌پذیریم.

ما فقط افرادی را می‌پذیریم که می‌دانیم می‌توانیم حداقل هزاران دلار در سال و ده‌ها ساعت در وقت آن‌ها صرفه‌جویی کنیم. و اگر اینطور نباشد، ما وقت مردم خود را برای خدمت به شما امروز نمی‌گیریم، حداقل با وضعیتی که محصول در آن قرار دارد. بنابراین به همین دلیل، ما می‌خواستیم مطمئن شویم که، هی، ما فقط به افرادی خدمات ارائه می‌دهیم که می‌توانیم ارزش زیادی به آن‌ها اضافه کنیم، نه فقط هر کسی که می‌توانیم به دست آوریم، که این همان کاری بود که وقتی این بیشتر یک تلاش جانبی خود تامین مالی بود، انجام می‌دادیم.

بنابراین امروز اگر ثبت‌نام کنید و درخواست شما پذیرفته شود، یک ماه رایگان می‌توانید در مورد هر چیزی سوال کنید و سپس می‌توانید یک سفر با ما رزرو کنید قبل از اینکه نیاز به پرداخت هزینه عضویت داشته باشید. و پس از آن باید عضو باشید تا بتوانید با ما کار کنید و این 2500 دلار در سال یا 300 دلار در ماه است.

و سپس برای شرکت‌ها، قیمت‌گذاری سفارشی است که در آن می‌توانیم به طور متوسط ​​خیلی بهتر از 300 دلار به ازای هر نفر عمل کنیم. به خصوص وقتی برخی از افراد مسافران فوق‌العاده مکرر در سازمان نیستند.

Fabrice Grinda: بنابراین فکر می‌کنم، اگر اشتباه نکنم، شما گفتید که در ابتدا این را خودتان تامین مالی کردید، آیا مجبور شدید سرمایه‌ای بگذارید یا از روز صفر سودآور بود؟ یا چگونه این شروع شد و در چه نقطه‌ای تصمیم گرفتید، باشه، من باید سرمایه خارجی جمع‌آوری کنم و مانند هر توصیه‌ای در آنجا؟ زیرا برخی از ایده‌ها احتمالاً می‌توانند و برخی نمی‌توانند خود تامین مالی شوند.

Zach Resnick: دقیقاً. مواردی وجود دارد که مانند این است که، هی، اگر می‌خواهید فضای کافی برای SpaceX بسازید، می‌توانید این کار را به طور کارآمد از نظر سرمایه انجام دهید، اما به سرمایه بسیار زیادی از افراد دیگر نیاز خواهید داشت.

آنچه من همیشه به افرادی که قبلاً در استارت‌آپ‌ها و کارآفرینی واقعاً موفق نبوده‌اند توصیه می‌کنم این است که کسب‌وکاری را پیدا کنند که حداقل بتوانید در صورت تمایل، آن را برای آینده قابل پیش‌بینی خود تامین مالی کنید. زیرا احتمال موفقیت شما بسیار بیشتر است. و داشتن موفقیت و سپس ترکیب آن، فکر می‌کنم این باعث می‌شود که احتمال انجام کارهای بزرگتر و بهتری در زندگی بیشتر شود در مقابل داشتن چیزی که فوق‌العاده سخت و استرس‌زا است و سپس از این تجربه منصرف شوید.

از آنجایی که این یک تلاش جانبی بود. این از روز اول سودآور بود. اینطور نبود که، من فقط این کار را انجام دادم زیرا در هر تراکنشی که انجام می‌دادم، پول در می‌آوردم و برای مردم ارزش ایجاد می‌کردم. با این حال، همانطور که رشد کردیم، من پول خودم را در کسب‌وکار قرار دادم تا اساساً مطمئن شوم که سرمایه در گردش منطقی است.

و، در نقاط خاصی به طور خاص، مانند ابتدای COVID قطعاً کمی زیر آب بودیم و ما جمع‌آوری کردیم، فکر می‌کنم در مجموع 60,000 دلار بود. در طول COVID فقط به این دلیل که، سفر برای چند ماه متوقف شد. اما از نظر اینکه چگونه به جمع‌آوری سرمایه فکر کردم، که اساساً زمانی بود که تمام وقت وارد این کسب‌وکار شدم، گفتم، باشه، گوش کن، من می‌توانم به خود تامین مالی این ادامه دهم، اما فرصت بسیار بزرگی وجود دارد.

من می‌دانم که تناسب محصول با بازار دارم و با توجه به اینکه ما چند میلیون درآمد داریم، می‌توانم یک میلیون و نیم از سرمایه‌گذاران بزرگ، از جمله FJ Labs جمع‌آوری کنم و رقیق‌سازی زیادی را متحمل نشوم. برای انجام این کار زیر 10٪ بود. بنابراین برای من در آن زمان منطقی بود. بزرگترین توصیه من این است که برای مدل کسب‌وکار خود پول جمع‌آوری کنید و نه برای مدل کسب‌وکار VC.

و کسب‌وکارهای خاصی وجود دارند که بازی سنتی سرمایه‌گذاری خطرپذیر را واقعاً خوب انجام می‌دهند، مانند فناوری عمیق، واقعاً بلندپروازانه. شما می‌خواهید این کار را از روز اول برای کسب‌وکار ما انجام دهید. ما ممکن است بسته به اینکه برای کسب‌وکار ما منطقی باشد، دورهای آینده را جمع‌آوری کنیم. اما در هر نقطه از کسب‌وکار خود، ما همیشه این تجمل را داشته‌ایم که بگوییم، ما نیازی به جمع‌آوری پول برای زنده ماندن نداریم.

و هر بار که دو بار قبل از این کار را انجام داده‌ایم و من در حال حاضر در میانه یک جمع‌آوری سرمایه هستم. ما می‌گوییم، باشه، آیا این در این زمان برای ما منطقی است؟ و آیا ما باید کار دیوانه‌وار هرکولسی انجام دهیم تا بتوانیم به نقطه عطف بعدی برسیم یا اینکه پولمان تمام می‌شود یا مجبور می‌شویم تعدادی از افراد را اخراج کنیم.

بنابراین این رویکردی است که برای ما جواب داده است. و، این فقط به این دلیل ممکن بوده است که ما از ابتدا چنین کسب‌وکار با حاشیه بالا و نرخ بهره‌وری بالایی بوده‌ایم. بنابراین مطمئناً کسب‌وکارهای بسیار عالی وجود دارند که حاشیه کمتری دارند. و من فکر می‌کنم در واقع استدلال خوبی وجود دارد که اگر در مورد با ارزش‌ترین کسب‌وکار صحبت می‌کنید.

درجه شدیدی از مقیاس، شما واقعاً نمی‌توانید کسب‌وکارهای با حاشیه بالا داشته باشید زیرا رقابت به طور ذاتی آن را از بین می‌برد. و برخی از بهترین کسب‌وکارهای جهان، مانند Costco و Amazon، به طور مشهوری حاشیه بسیار پایینی دارند و اساساً هرگز حاشیه معناداری را خارج از AWS نخواهند گرفت.

و این یک نقطه قوت است، نه یک نقطه ضعف در مقیاس آن‌ها. اما من فکر می‌کنم برای اکثریت قریب به اتفاق افرادی که گوش می‌دهند، داشتن یک کسب‌وکار که بتوانید آن را خود تامین مالی کنید، که می‌تواند حاشیه بالایی داشته باشد. و فقط زندگی شما را بسیار آسان‌تر می‌کند. انعطاف‌پذیری بسیار بیشتری به خودتان بدهید تا همه چیز طبق برنامه پیش نرود و همچنان در کسب‌وکار باشید و زنده باشید.

بنابراین این قوی‌ترین توصیه من خواهد بود، که این است که در هر نقطه معینی، کاری را انجام دهید که برای کسب‌وکار شما منطقی است. و اگر شما یک بنیانگذار عالی هستید و یک کسب‌وکار عالی دارید، شرکای سرمایه عالی برای ایجاد استثنائات خواهید داشت. به نحوه سرمایه‌گذاری خود می‌گویند زیرا آن‌ها درک می‌کنند که این یک کسب‌وکار عالی است.

Fabrice Grinda: آیا شما شواهدی از تناسب محصول با بازار مانند روز صفر داشتید؟ و در چه نقطه‌ای فهمیدید که این مقیاس‌پذیر است؟

Zach Resnick: بنابراین بله، ما آن را در روز صفر داشتیم زیرا. نسخه بسیار اولیه این بود که به زک در واتساپ پیامک بزنید و او شما را با یک بلیط تجاری فوق‌العاده ارزان وصل می‌کند. و اولین باری که این اتفاق افتاد، مانند این بود که، خدای من، این فوق‌العاده عالی است.

من می‌خواهم از شما برای تمام پروازهای آینده‌ام استفاده کنم و می‌خواهم به همه بگویم. بنابراین قطعاً از روز صفر خوش شانس بودیم که آن را داشتیم. و باز هم، من خوش شانس بودم که فقط به این موضوع برخوردم. من در این صنعت و مجاور آن کارهایی انجام داده‌ام و، اما این چیزی بود که واقعاً موفق شد و از روز اول فوق‌العاده واضح بود.

آره من، متاسفم، بخش دیگری از سوال شما وجود دارد. فراتر از اگر روز صفر.

Fabrice Grinda: بدیهی است که واتساپ زدن به زک فوق‌العاده مقیاس‌پذیر نیست، بنابراین این نکته. چگونه متوجه شدید که این مقیاس‌پذیر است و می‌توانید آن را مقیاس‌بندی کنید و می‌توانید راهی برای عملی کردن این کار پیدا کنید؟

Zach Resnick: صادقانه بگویم، تا اوایل سال گذشته، من این اطمینان شدید را که اکنون دارم نداشتم که این بسیار مقیاس‌پذیر است.

پیشرفت‌ها در هوش مصنوعی واقعاً تفاوت ایجاد کرده‌اند از نظر فقط یک مسیر واضح به سمت مقیاس‌بندی این کسب‌وکار. در اوایل، بسیار واضح بود که، هی، ما می‌توانیم این را به عنوان یک کسب‌وکار خدماتی با چند نفر مقیاس‌بندی کنیم، بسیار سودآور باشیم، مشتریان بسیار خوشحالی داشته باشیم. و از آنجایی که این فقط یک کسب‌وکار جانبی من بود، این تمام کاری بود که ما انجام دادیم.

و من چند شرط‌بندی کردم، از نظر استخدام پیمانکار و مهندس، استخدام یک دوست برای انجام برخی کارها، اما اینکه این کارها زمان و تمرکز من نباشد، هرگز چیزی نبود که فکر کنم، اوه آره، ما قطعا می‌توانیم این را گسترش دهیم و خیلی بزرگ شود. وقتی واقعاً وارد این کسب‌وکار شدم، واقعاً هر هفته که روی این شرکت کار می‌کنم، به توانایی آن برای گسترش اعتماد پیدا می‌کنم.

و من فکر می‌کنم وقتی به این فکر می‌کنید که چه چیزی می‌تواند یک کسب‌وکار عالی باشد که مقیاس‌پذیر باشد، در واقع بازار بسیار مهم‌تر از خود محصول است. و اگر تقاضای کافی داشته باشید و به اندازه کافی نوآور باشید، می‌توانید راهی برای مقیاس‌بندی و جذب آن تقاضا پیدا کنید. برای ما، سفر یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مطلق در جهان است.

NPS فوق‌العاده پایینی دارد. فوق‌العاده پراکنده است و درد و رنجی که حتی فردی مانند شما در سفر متحمل می‌شود، در سال 2026 بسیار غیرضروری است. بنابراین راه‌های زیادی برای حل مشکلات وجود دارد، حتی اگر به دلیلی پیشرفت‌هایی در هوش مصنوعی رخ ندهد، من پنج سال قبل در این زمینه کار می‌کردم، مطمئنم که تغییر مسیر می‌دادیم یا کار دیگری انجام می‌دادیم تا ارزش بیشتری برای افرادی که همیشه به صورت بین‌المللی سفر می‌کنند، ارائه دهیم.

Fabrice Grinda: فراتر از این، بدیهی است که از Ascent برای صرفه‌جویی در پول و زمان استفاده می‌کنید.

Zach Resnick: بله.

Fabrice Grinda: توصیه‌ها و نکاتی که برای افراد در سفر دارید، چیست؟

Zach Resnick: بله، بنابراین چیزی که من می‌گویم اساساً این است که، اول از همه، واقعاً بفهمید که برای چه چیزی بهینه‌سازی می‌کنید. به طور کلی، من فکر می‌کنم، اگر به این گوش می‌دهید، باید به یکی از این دو حوزه بروید، که استفاده از Ascend یا چیزی شبیه Ascend برای برون‌سپاری هر چیزی است که می‌توانید.

اگر دستیار اجرایی یا دستیار مجازی ندارید، یکی تهیه کنید و فقط بفهمید که چگونه اهرم بهتری برای زمان خود داشته باشید. یا اگر می‌خواهید وارد این ماجرا شوید که من شخصاً دوست دارم، می‌توانید واقعاً باهوش شوید. به خصوص احتمالاً بیشتر افرادی که به این گوش می‌دهند در ایالات متحده هستند.

بازی امتیازها را یاد بگیرید. بازی امتیازها یکی از بزرگ‌ترین ناهارهای رایگانی است که در حال حاضر در ایالات متحده وجود دارد. اگر حقیقت یا توییت جدید ترامپ به نتیجه برسد، ممکن است این تغییر کند، اما احتمالاً اتفاق نخواهد افتاد. اما برای اینکه مردم بفهمند چرا این‌طور است. بنابراین، در اروپا، جایی که من در حال حاضر زندگی می‌کنم، دستورالعمل‌هایی از نظر میزان پرداختی که یک پردازشگر کارت اعتباری می‌تواند دریافت کند، وجود دارد.

بنابراین در ایالات متحده، شما معمولاً بین 2.5 تا 3.4٪ دریافت می‌کنید، و سپس بیشتر آن در قالب امتیاز یا پاداش به شما باز می‌گردد. در حالی که در اروپا ممکن است به جای 300 واحد پایه، به 25 یا 30 یا 40 محدود شوید. بنابراین ذاتاً سهم کمتری برای تقسیم وجود دارد.

بنابراین دلیلی که فکر می‌کنم این بهترین راه برای شروع است این است که آب زیادی وجود دارد. این یک تجارت با حاشیه سود بسیار بالا است که این شرکت‌ها مانند Amex و Chase با امتیازها بسیار سخاوتمند هستند زیرا می‌توانند این‌طور باشند، زیرا داشتن شما به عنوان یک مشتری مادام‌العمر برای کارت اعتباری یا برای یک وام مسکن برای آن‌ها بسیار سودآور است.

بنابراین اولین قدم برای اینکه بتوانید هر یک از این کارها را انجام دهید این است که بفهمید چگونه اعتبار عالی کسب کنید. اگر در حال حاضر اعتبار عالی ندارید. منابع عالی زیادی در آنجا وجود دارد که چگونه این کار را انجام دهید. اما به طور خلاصه، شما می‌خواهید کارت‌های خود را به موقع پرداخت کنید. شما می‌خواهید کارت‌هایی داشته باشید که برای مدتی باز هستند، شما می‌خواهید بتوانید انواع مختلفی از اعتبار داشته باشید، بنابراین در واقع در ایالات متحده به دلیل نداشتن انواع مختلف بدهی جریمه می‌شوید.

اگر هرگز وام خودرو نگرفته‌اید، یک وام خودرو واقعاً کوچک بگیرید. اگر صاحب خودرو هستید، این در واقع اعتبار شما را هنگام پرداخت به موقع افزایش می‌دهد. یک وام شخصی واقعاً کوچک بگیرید و آن را زودتر پرداخت کنید. این‌ها کارهایی هستند که می‌توانید انجام دهید. سرپرست‌های فردی وجود دارند که می‌توانید با آن‌ها کار کنید که به شما کمک می‌کنند اعتبار خود را خیلی سریع افزایش دهید.

اما این مرحله اول است. شما باید اعتبار خوبی کسب کنید تا این کارت‌های اعتباری ممتاز را دریافت کنید، و سپس هنگامی که کارت‌های اعتباری ممتاز را دریافت کردید. می‌توانید بازی هزینه‌های ساختگی را انجام دهید. اما من فکر می‌کنم برای احتمالاً بیشتر افرادی که به این گوش می‌دهند، کاری که واقعاً می‌خواهید انجام دهید این است که فقط مطمئن شوید که کارت‌هایی که برای خریدهای روزمره خرج می‌کنید، کارت‌های مناسبی هستند.

بنابراین سطوح مختلفی برای این وجود دارد. من نزدیک به 300 کارت اعتباری در زمان‌های مختلف زندگی‌ام باز و بسته کرده‌ام. من بین هشت تا 12 کارت داشته‌ام که به طور مرتب برای خریدهای مختلف از آن‌ها استفاده می‌کنم. اما یک مرز کارآمد وجود دارد که احتمالاً مانند یک تا سه کارت مناسب به شما 80 تا 90٪ سود را می‌دهند.

و سپس این از طرف کسب درآمد مراقبت می‌کند. بنابراین بیایید بگوییم امروز، شما یک متخصص در شهر نیویورک هستید که بین صد، 200000 دلار درآمد دارید، حداقل 30 هزار دلار را با کارت اعتباری خرج می‌کنید. بیشتر آن صرف سفر و غذاخوری می‌شود. و شما می‌خواهید، و دوست دارید در هتل‌های خوب اقامت کنید، احتمالاً باید یا Chase Sapphire Reserve یا Venture X Card را داشته باشید.

شاید یک یا دو کارت بعد از آن دریافت کنید، بسته به دسته‌های دیگر شما. و اکنون برای هزینه‌های خود، اگر درست انجام دهید، حداقل شش رقم در سال امتیاز کسب می‌کنید. بنابراین اکنون این از طرف کسب درآمد مراقبت می‌کند. اکنون طرف هزینه، چگونه از آن امتیازها استفاده می‌کنید؟ بنابراین ارزش زیادی در سفر و امتیازها از طریق درک این‌که کجا و چه زمانی می‌توانید و نمی‌توانید ارزش کسب کنید، به دست می‌آید.

بنابراین من مکالمات بی‌شماری با افرادی داشته‌ام که می‌گویند، هی، تعطیلات بهاری است، مدارس دولتی در نیویورک تعطیل هستند، و من می‌خواهم در آن جمعه یا شنبه پرواز کنم، اما هیچ معامله امتیازی خوبی نمی‌بینم. شما هرگز معاملات امتیازی خوبی نخواهید دید زیرا این‌ها پروازهای بسیار پرتقاضایی هستند.

راه به دست آوردن معاملات امتیازی خوب این است که در زمان‌هایی که مردم سفر نمی‌کنند سفر کنید یا به اندازه کافی انعطاف‌پذیر باشید که سفر خود را در آخرین لحظه رزرو کنید. بنابراین شما باید درجه‌ای از انعطاف‌پذیری، درجه‌ای از دانش داشته باشید و واقعاً باید عاشق بازی باشید. بنابراین وقتی در مورد این صحبت می‌کنم، همان‌طور که می‌توانید بگویید، واقعاً هیجان‌زده می‌شوم.

حتی این واقعیت که اصلاً ارزش وقت من را ندارد که این کار را انجام دهم. من هنوز هم برخی از پروازهای خودم را رزرو می‌کنم. من هنوز هم به چیزها نگاه می‌کنم زیرا فقط عاشق بازی هستم. اگر این را می‌شنوید و خیلی هیجان‌زده نیستید، این نباید برای شما باشد. این اتلاف وقت است. و بروید روی کسب‌وکار خود کار کنید. روی شغل خود کار کنید.

این کار را نکنید. یکی از راهنماهای مورد علاقه من برای مبتدیان در مورد امتیازها، One Mile at a Time است. این تنها وبلاگ سفری است که من هنوز به طور منظم می‌خوانم، بن شلاپی در آنجا. او شگفت‌انگیز است. بنابراین راهنمای مبتدیان در آنجا. اما بله، این‌ها، من می‌گویم نکات امتیازی سطح بالا برای مبتدیان برای نحوه شروع کار با امتیازها هستند و همیشه خوشحالم که منبعی در آنجا باشم.

و یکی از کارهایی که ما نیز برای مشتریان خود انجام می‌دهیم این است که، ما فقط بلیط‌های نقدی رزرو نمی‌کنیم، بلکه یک مشاوره فصلی رایگان نیز به شما می‌دهیم. در مورد آخرین امتیازها در سفر، بنابراین ما می‌توانیم به شما کمک کنیم از امتیازهای خود استفاده کنید و به شما مشاوره دهیم، حتی اگر بیشتر ما را برای بلیط‌های نقدی استفاده می‌کنید.

Fabrice Grinda: آیا چیزی را پوشش ندادیم که باید پوشش می‌دادیم؟

Zach Resnick: بله، من فکر می‌کنم نکته دیگری در مورد سفر فقط قسمت پول نیست، بلکه نحوه صرفه‌جویی در وقت و نحوه سالم‌تر بودن است. بنابراین این موضوع بیشتر و بیشتر رایج می‌شود، اما انجام سفر، به ویژه سفرهای بین‌المللی طولانی مدت واقعاً برای بدن سخت است و تفاوت بین بهینه‌سازی تمرینات و وعده‌های غذایی و عینک‌های نور آبی شما و عدم انجام این کار، می‌تواند تفاوت بین رسیدن شما به آنجا و آماده بودن برای جمع‌آوری مقداری پول یا احساس مرگ برای دو روز باشد.

بنابراین من، در مورد این موضوع در لینکدین زیاد پست می‌گذارم، امیدوارم به زودی برخی از ویدیوهای رسانه‌های اجتماعی را در این مورد شروع کنم. اما برخی از بزرگ‌ترین نکات من استفاده از برنامه Time Shifter است. این برنامه واقعاً خوب است وقتی که سفر طولانی مدت بین‌المللی در مناطق زمانی مختلف انجام می‌دهید. من همچنین به شدت توصیه می‌کنم از عینک‌های مسدود کننده نور آبی استفاده کنید.

من تعدادی از آن‌ها را در اینجا روی میز ندارم، اما من همیشه از آن‌ها استفاده می‌کنم. دو تا سه ساعت قبل از خواب از آن‌ها استفاده کنید و سپس از آن‌ها استفاده کنید. بر اساس منطقه زمانی مورد نظر خود. بنابراین بیایید بگوییم شما در نیویورک هستید و به پاریس می‌روید، که شاید سفری باشد که شما با آن آشنایی دارید Fabrice.

شما باید استفاده از عینک‌های نور آبی را در فرودگاه بر اساس زمان پاریس شروع کنید و نه بر اساس زمان نیویورک، در روزی که سفر می‌کنید یا شاید حتی روز قبل از آن تا بدن خود را آماده کنید. بنابراین کارهای زیادی وجود دارد که می‌توانید در هواپیما نیز انجام دهید. هر زمان که می‌توانید بلند شوید، مقداری اسکات بزنید، مقداری ساق پا را بالا ببرید.

این واقعاً کمک می‌کند. به طور کلی بهینه‌سازی‌های بیشتری از آنجا وجود دارد، اما به طور کلی.

Fabrice Grinda: در مورد ملاتونین برای سه، چهار یا پنج روز پس از سفر چطور؟

Zach Resnick: بله. من شخصاً از ملاتونین استفاده می‌کنم، مانند زمانی که به آن نیاز دارم تا بتوانم بهتر بخوابم. یکی از اشتباهات بزرگی که مردم مرتکب می‌شوند این است که ملاتونین خیلی زیادی مصرف می‌کنند، بنابراین واقعاً باید در مقایسه با مکمل‌هایی که در آنجا وجود دارد، مقدار نسبتاً کمی مصرف کنید.

شما را تشویق می‌کنم که تحقیقات خود را انجام دهید، اما این واقعاً به من کمک کرد یک بار. من این را چند سال پیش یاد گرفتم.

Fabrice Grinda: خوب. چیز دیگری را پوشش ندادیم؟

Zach Resnick: بله، بنابراین چیزی که ما در مورد برخی از این نوع درس‌ها پیام خصوصی می‌دادیم. اما، من این‌ها را در اینجا نوشتم، اما فقط چیزی که آرزو می‌کردم زودتر انجام می‌دادم این بود که واقعاً روی توسعه شهودم کار کنم.

بنابراین بسیاری از افرادی که به این گوش می‌دهند احتمالاً افراد بسیار تحلیلی هستند و بسیاری از مردم فکر می‌کنند که بین شهودی بودن و تحلیلی بودن تضاد وجود دارد و آن‌ها فقط متفاوت هستند. اما من در واقع فکر می‌کنم که آن‌ها می‌توانند از یکدیگر حمایت کنند. و در نهایت، تقریباً همه افراد چشمگیر، چه سرمایه‌گذار باشند، چه خلاق یا بنیان‌گذار، که من ملاقات کرده‌ام، شهود فوق‌العاده‌ای دارند.

اما آن شهود لزوماً از روز اول نمی‌آید. آن‌ها فعالانه روی آن کار کرده‌اند و آن را توسعه داده‌اند و سعی کرده‌اند بفهمند که اعتماد به غریزه و اعتماد به بدنشان چگونه است. من حتی واقعاً نمی‌فهمیدم که این برای 20 سال اول زندگی‌ام به چه معناست. و اکنون این چیزی است که من زیاد روی آن کار می‌کنم، و من فکر می‌کنم تصمیمات بسیار بهتری می‌گیرم، من هنوز هم همه چیز را به طور تحلیلی در ذهنم بررسی می‌کنم.

اما وقتی واقعاً نیاز به تصمیم‌گیری دارم، از غریزه من می‌آید نه از سر. نمی‌دانم Fabrice آیا این با تجربه شما مطابقت دارد یا نه، اما یکی از آن‌ها.

Fabrice Grinda: کاملاً مطابقت دارد. ببینید اول شما کار را انجام می‌دهید، شما نیاز به تجزیه و تحلیل دارید، اما اگر به اندازه کافی تکرار پیشرفته در هر کاری که انجام دادیم داشته باشید، مانند این نقطه، هر سال با صدها بنیان‌گذار صحبت می‌کنم، می‌توانم خیلی سریع بگویم.

و همین‌طور، آیا فکر می‌کنم مدل کسب‌وکار می‌تواند بر اساس آنچه آن‌ها تجویز می‌کنند کار کند؟ بسیار محتمل است. این مانند این است که همه چیز با بهترین‌ها شهودی می‌شود. من فکر می‌کنم، در کتاب Blink نوشته مالکوم گلدول، جایی که در مورد شهود صحبت می‌کند، وجود دارد. اساساً اگر چیزی است که شما هیچ تجربه‌ای در آن ندارید، به غریزه خود اعتماد نکنید زیرا در آن صورت 50 50 است.

شما یک منتقد هنری نیستید، بنابراین اگر به چیزی نگاه کنید واقعی نیست، جعلی است، شما هیچ ایده‌ای ندارید. اما اگر کارشناس هنری که به هزاران چیز نگاه کرده است، به طور شهودی چیزی را جعلی می‌داند، احتمالاً جعلی است. و بنابراین همین‌طور در مورد شما، اگر فکر می‌کنید یک معامله خوب است، احتمالاً در مورد من خوب است. اگر فکر می‌کنم یک استارت‌آپ خوب است یا بنیان‌گذار عالی است. احتمالاً خوب است.

Zach Resnick: بله. درس دیگر در اینجا این است که من، همان‌طور که گفتم، واقعاً پشیمان نیستم، اما با پیرتر شدن، به اندازه کافی خوش‌شانس بوده‌ام که تقریباً همیشه برای خودم کار کنم و کارهای مختلف کارآفرینی را انجام دهم تا بتوانم پول در بیاورم.

و به جز کارآموزی من در The Points Guy، همیشه کسب‌وکار خودم، کار خودم بوده است. و اکنون که من واقعاً یک شرکت را مقیاس‌بندی می‌کنم و نه فقط با یک گروه کوچک از مردم، بلکه برای اولین بار در زندگی‌ام با تعداد زیادی کار می‌کنم، مرد، واقعاً آرزو می‌کنم که من برخی از این تجربه‌ها را در مورد نحوه عضویت در یک تیم، نحوه رهبر بهتر بودن قبلاً داشتم.

من فکر می‌کنم تجلیل زیادی از بنیان‌گذار بودن در رسانه‌ها وجود دارد. و من، برای من، اینقدر از بودن در فناوری یا دانستن در مورد استارت‌آپ‌ها نیامد. فقط. من همیشه آنقدر سرسخت و آنقدر مستقل بودم که نمی‌توانستم چیز دیگری را تصور کنم. اما من در واقع فکر می‌کنم برای افرادی مانند من، هل دادن خود برای کسب تجربه کار برای شخص دیگری، حتی اگر سخت باشد، حتی اگر احساس خوبی نداشته باشد، اگر هدف شما این است که در نهایت چیز واقعاً بزرگی بسازید، انجام این کار زودتر از دیرتر، به طوری که شما آن درس‌های سخت را زمانی یاد بگیرید که در چیزی با ریسک کمتر در رویای شخص دیگری در مقابل رویای خودتان هستید. و این اولین باری است که شما تا به حال 20 میلیون درآمد داشته‌اید و این را با افرادی یاد می‌گیرید که در اطراف شما بسیار باتجربه‌تر هستند.

Fabrice Grinda: نوعی کاری که من در واقع انجام دادم. بنابراین من از همان ابتدا خودم را غیرقابل استخدام می‌دانستم. مانند ایده کار برای شخص دیگری و داشتن یک شغل، هیچ چیز نمی‌توانست بیشتر احساس شود. خسته‌کننده و غیر الهام‌بخش و غیر قانع‌کننده. آره اما وقتی از کالج فارغ‌التحصیل شدم، 21 ساله بودم. این مانند این بود، هی، من هرگز کسی را استخدام نکرده‌ام، کسی را مدیریت نکرده‌ام و غیره.

من چیزی نمی‌دانم. آره من مالکیت انحصاری کوچک خود را می‌سازم، مانند کارهای جانبی. اما بله، من به McKinsey رفتم، و McKinsey مانند مدرسه کسب‌وکار بود، به جز اینکه آن‌ها به من پول می‌دادند. او مانند این بود، خوب، چگونه مردم را مدیریت کنم؟ چگونه در تیم‌ها کار کنم؟ چگونه در مهارت‌های آموزش شفاهی خود کار کنم؟ چگونه یک دک بنویسم و یک ایده تجاری را ارائه دهم؟

چگونه ایده‌های تجاری را ارزیابی کنم؟ و من به طور خاص آن را دوست نداشتم. من، افرادی که در آنجا بودند شگفت‌انگیز بودند، اما مانند خود شغل آنقدرها هم قانع‌کننده نبود. اما بله، این بود، من فکر کردم چیزی مفید برای آماده‌سازی صحنه برای یادگیری نحوه مدیریت یک تیم بزرگ‌تر و اداره یک شرکت.

Zach Resnick: بله. بنابراین من در حال حاضر این را در حین کار با اعضای تیم بسیار صبورم یاد می‌گیرم. و من اطمینان دارم که احتمالاً برای دهه‌ها روی این کار خواهم کرد، اما اگر به هر دلیلی این اتفاق نیفتد، من فکر می‌کنم احتمالاً کار با افراد دیگر، می‌تواند چیز خوبی برای تکمیل تجربه یا چیزی باشد. من هرگز فکر نمی‌کردم که این را بگویم.

Fabrice Grinda: مطمئن نیستم که آن را باور کنم. اگر مجبور بودم دوباره این کار را انجام دهم، احتمالاً از آن صرف نظر می‌کردم. من فکر می‌کنم شما خیلی سریع‌تر در حین کار یاد می‌گیرید. آیا قرار است هر اشتباهی را در کتاب مرتکب شوید؟ احتمالاً. آیا احتمالاً اولین استارت‌آپ خود را در نتیجه آن منفجر خواهید کرد؟

کاملا. آره اما آیا قرار است یاد بگیرید؟ من فکر می‌کنم این یک راه سرگرم‌کننده‌تر برای یادگیری نسبت به کار برای شخص دیگری است و شاید، شاید کار در یک استارت‌آپ آنقدر سخت باشد، مانند من، من فکر می‌کنم. من فکر می‌کنم که می‌توانست راهی برای رفتن باشد، مانند کار در یک استارت‌آپ، اما مانند مرحله اولیه A یا B، نه فراتر از آن، در غیر این صورت از قبل خیلی ساختار یافته است تا بیشترین بهره را از آن ببرید.

Zach Resnick: بله، من فکر می‌کنم این بیشتر در مورد داشتن تکرار با افراد دیگر است. مانند بیشتر کسب‌وکارهای من بسیار من کسب‌وکار هستم، من همه کارها را انجام می‌دهم. یا مانند من و چند نفر است و بسیار دوشاخه است. بنابراین بسیاری از چیزهای ارتباطی که وقتی شروع به داشتن 70 نفری که امروز داریم، اتفاق می‌افتد، همه چیز بسیار جدید است.

و دوباره، من فکر می‌کنم که به سرعت یاد می‌گیرم. من مجبورم زیرا می‌خواهم این چیز کار کند. اما می‌تواند خوب باشد که در زمان دیگری اتفاق بیفتد، اما دوباره، چمن همیشه سبزتر است و این‌طوری اتفاق افتاد. اما من فکر می‌کنم برای من درس این است که اگر شما کسی هستید که خود را غیرقابل استخدام تصور می‌کنید، به خصوص اگر فرصت‌هایی برای کار با افرادی وجود دارد که به آن‌ها احترام می‌گذارید و واقعاً دوست دارید، شاید به آن‌ها اعتبار بدهید در مقابل اینکه فقط آن را به عنوان نیاز به انجام در زمان خودم رد کنید.

Fabrice Grinda: منطقیه. بابت رسیدن به جایگاه فعلی و تمام موفقیت‌هات تبریک می‌گم. امیدوارم افراد بیشتری از این مقیاس استفاده کنند.

Zach Resnick: از حمایت‌های شما Fabrice و FJ Labs ممنونم. شما سرمایه‌گذاران و شرکای فوق‌العاده‌ای برای ما بوده‌اید و از اینکه امروز من رو در برنامه‌تون دعوت کردید، سپاسگزارم.

Fabrice Grinda: خیلی ممنونم. کامل. از اینکه شرکت کردید ممنونم.

Zach Resnick: بسیار خب، ممنونم.

نویسنده Rose Brownارسال شده در ژانویه 20, 2026ژانویه 20, 2026دسته‌ها بازی با تک شاخ برای قسمت ۵۱: زک رزنیک، بنیانگذار و مدیرعامل Ascend دیدگاهی بنویسید

به‌روزرسانی FJ Labs در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۵

به‌روزرسانی FJ Labs در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۵

دوستان FJ Labs،

امیدواریم تعطیلات خوبی را سپری کرده باشید و از حمایت مداوم شما از FJ Labs سپاسگزاریم. سال ۲۰۲۵ را با قدرت به پایان رساندیم و خوشحالیم که آخرین به‌روزرسانی‌های خود را در زیر با شما به اشتراک می‌گذاریم.

سال ۲۰۲۶ شاد، سالم و پر رونقی را برای همه شما آرزومندیم!

Numerai دور سرمایه‌گذاری سری C به مبلغ ۳۰ میلیون دلار را افزایش داد

افزایش ۵ برابری ارزش‌گذاری نسبت به افزایش سرمایه سال ۲۰۲۳

یکی از جالب‌ترین سرمایه‌گذاری‌های ما در FJ Labs، Numerai، یک صندوق پوشش ریسک که بر پایه بزرگ‌ترین مسابقه علم داده جهان ساخته شده است، یک دور سرمایه‌گذاری سری C به مبلغ ۳۰ میلیون دلار را با رهبری موقوفات دانشگاه‌های برتر افزایش داد و ارزش شرکت را به ۵۰۰ میلیون دلار رساند که ۵ برابر بیشتر از آخرین ارزش‌گذاری آن در سال ۲۰۲۳ است. سرمایه‌گذاران فعلی، از جمله Union Square Ventures، Shine Capital و Paul Tudor Jones نیز در این دور شرکت کردند. این نقطه عطف هیجان‌انگیز در پی تأمین ۵۰۰ میلیون دلار ظرفیت توسط JPM در صندوق Numerai حاصل شد.

رشد Numerai همچنان در حال شتاب گرفتن است: در طول سه سال گذشته، AUM آن از حدود ۶۰ میلیون دلار به ۵۵۰ میلیون دلار افزایش یافته است، از جمله ۱۰۰ میلیون دلار اضافی فقط در ماه گذشته. در سال ۲۰۲۴، صندوق پوشش ریسک سهام جهانی Numerai بازدهی خالص ۲۵.۴۵٪ را با تنها یک ماه کاهشی و Sharpe ۲.۷۵ ارائه کرد. با سرمایه سهام جدید و ظرفیت JP Morgan، این شرکت اکنون در موقعیتی قرار دارد که صندوق پوشش ریسک هوش مصنوعی خود را به سمت ۱ میلیارد دلار AUM و فراتر از آن مقیاس‌بندی کند.

Vinted، بزرگ‌ترین موقعیت صندوق II ما، همچنان با قدرت به پیش می‌رود و در سال ۲۰۲۵ با سودآوری بالا از مرز ۱۰ میلیارد یورو GMV و ۱ میلیارد یورو درآمد عبور می‌کند — و ایالات متحده مقصد بعدی است! توماس پلانتنگا، فارغ‌التحصیل FJ Labs و OLX، سال‌هاست که بی‌عیب و نقص عمل کرده است. (لینکدین)

Marble Health یک دور سرمایه‌گذاری سری A به مبلغ ۱۵.۵ میلیون دلار را برای ادامه مقیاس‌بندی مراقبت‌های بهداشت روانی تعبیه‌شده در مدارس افزایش داد. Marble از زمان راه‌اندازی در سال گذشته، بیش از ۱۵۰۰۰ جلسه درمانی را برای کودکانی که در غیر این صورت ممکن بود مراقبتی دریافت نکنند، تسهیل کرده است. (TechFundingNews)

فین‌تک Yendo، سازنده اولین کارت اعتباری با پشتوانه خودرو، یک دور سرمایه‌گذاری سری B به مبلغ ۵۰ میلیون دلار را برای تسریع گسترش خود افزایش داد. این شرکت با آزاد کردن ۴ تریلیون دلار از ارزش سهام بلوکه شده از خودروها و خانه‌ها، دسترسی به محصولات اعتباری را فراهم می‌کند که معمولاً برای مشتریان فوق‌العاده ممتاز رزرو می‌شود. (BusinessWire)

بازار الکترونیک‌های بازسازی‌شده اروپایی، Refurbed، برای حمایت از گسترش جغرافیایی بیشتر، این بار با تمرکز بر انگلستان، ۵۰ میلیون یورو سرمایه جذب کرد. Refurbed که در سال ۲۰۱۷ تأسیس شد، همچنان به رشد مرکب خود ادامه می‌دهد، سودآور است و GMV آن در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱ میلیارد یورو رسید. (eCommerceNews)

Transparency Analytics، یک استارتاپ که بازخورد بی‌درنگ در مورد اعتبار ساختارهای مختلف بدهی به وام‌دهندگان ارائه می‌دهد، دومین دور سرمایه‌گذاری خود را با رهبری Deciens Capital به پایان رساند. (FintechTimes)

Juo، یک استارتاپ مستقر در ورشو که فناوری برای مقیاس‌بندی اشتراک‌ها بر اساس محصولات فیزیکی می‌سازد، ۴ میلیون یورو در دور بذری برای گسترش قابلیت‌های خود، با رهبری Market One Capital، سرمایه جذب کرد. (EuStartups)

Danske Bank میزبان یک رویداد ضبط‌شده با Fabrice بود که در آن او در مورد تأثیر هوش مصنوعی بر بازارها، روندهای نوظهور بازار و نگرانی‌های خود در مورد حباب هوش مصنوعی بحث می‌کند. یک ضبط کامل و اسلایدهای استفاده‌شده در ارائه Fabrice را می‌توانید اینجا پیدا کنید.

Fabrice از یک گفتگوی گسترده با Enzo Cavalie، بنیانگذار Startupable، پرشنونده‌ترین پادکست استارتاپی به زبان اسپانیایی، لذت برد، جایی که او در مورد تأثیر هوش مصنوعی بر بازارها، فرصت تریلیون دلاری در دیجیتالی‌سازی B2B و موارد دیگر بحث می‌کند.

در هفته مالی ابوظبی، خوزه روی صحنه رفت تا در مورد «فرمول تک‌شاخ» و آنچه واقعاً برای حمایت از یک شرکت میلیارد دلاری لازم است، بحث کند. خوزه به عنوان یکی از فعال‌ترین سرمایه‌گذاران مراحل اولیه در سطح جهانی، سیگنال‌هایی را که ما در FJ Labs به آن‌ها اعتماد کرده‌ایم، از غریزه تا داده، قیمت‌گذاری و صبر، به اشتراک گذاشت.

حتماً Fabrice را در پادکست VC10X با میزبانی Prasant Choubey بررسی کنید. آن‌ها عمیقاً به سفر شخصی Fabrice می‌پردازند، از ترک McKinsey در ۲۳ سالگی تا دنبال کردن رویای کارآفرینی، تا استراتژی «اسپاگتی روی دیوار» برای راه‌اندازی OLX در بیش از ۱۰۰ کشور به طور همزمان.

جف واینشتاین، شریک FJ Labs، مکانیسم‌های ارزیابی بیش از ۲۰۰ استارتاپ در هر هفته در FJ Labs، آنچه شرکت‌های قابل سرمایه‌گذاری را از شرکت‌های درجه دوم جدا می‌کند و نحوه تغییر شکل هوش مصنوعی در کسب‌وکارهای بازار و صنعت سرمایه‌گذاری را در پادکست اخیر R136 Ventures بررسی می‌کند.

در رویداد مؤسسه FII امسال در ریاض، جف در یک پنل Kauffman Fellows در مورد «تکامل یک شرکت VC» در کنار GPs از Monashees & Deciens صحبت کرد. این گروه به تغییرات کلیدی ذهنیت و تغییرات ساختاری مورد نیاز برای مقیاس‌بندی یک صندوق به یک شرکت پرداختند.

ICYMI، Fabrice راهنمای سالانه گجت‌های تعطیلات خود برای سال ۲۰۲۵ را که بسیار مورد انتظار بود، به اشتراک گذاشت. او چندین ارتقاء را در نسخه‌های قبلی ایجاد کرد و همچنین بسیاری از گجت‌های کودک‌محور، از واگن‌ها گرفته تا دوچرخه‌های باربری و بهترین چمدان‌های مسافرتی را معرفی کرد.

مطمئن شوید که اولین قسمت از Danny Brown & Camila Bustamante’s دو قسمتی عمیق در نسل بعدی اعتبار با پشتوانه دارایی را بررسی کنید. آن‌ها بررسی می‌کنند که چگونه ABC شروع به مقیاس‌بندی مانند نرم‌افزار می‌کند، چرا این چرخه متفاوت است و برندگان اولیه چه چیزی به ما می‌آموزند.

FJ Labs در راستای روحیه فصل تعطیلات، با یک خیریه محلی مستقر در نیویورک، City Harvest، یک سازمان غیرانتفاعی اختصاص داده شده به نجات غذا و کاهش گرسنگی، همکاری کرد. تیم FJ بیش از ۲۰۰۰ کیسه از محصولات تازه را به سهمیه‌های خانوادگی بسته‌بندی کرد تا در سراسر شهر بین انبارهای غذا توزیع شود.


نویسنده Rose Brownارسال شده در ژانویه 13, 2026ژانویه 13, 2026دسته‌ها آزمایشگاه اف جی برای به‌روزرسانی FJ Labs در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۵ دیدگاهی بنویسید

۲۰۲۵: تغییرات

۲۰۲۵: تغییرات

سال ۲۰۲۵ سال تغییر بود. بسیاری از چیزها به حرکت درآمدند که در سال‌های آینده به بار خواهند نشست.

به خواست پسرم فرانسوا، من یک رحم جایگزین پیدا کردم تا برای او یک برادر کوچکتر داشته باشم. برای تطبیق با یک خانواده بزرگتر، آپارتمانم در نیویورک را فهرست کردم و شروع به جستجوی یک مکان بزرگتر در ترایبکا کردم. تحت تأثیر پیشنهاد مدرسه آلفا، فرانسوا را برای مهدکودک از سپتامبر ۲۰۲۶ ثبت نام کردم. خانه‌ام در تورکس و کایکوس را فهرست کردم و روند نقل مکان به آنتیگوا را آغاز کردم. همچنین زمان بیشتری را به میداس، آخرین مرکز نوآوری FJ اختصاص دادم. مطمئن هستم که همه اینها آنطور که انتظار می‌رود پیش نخواهند رفت، اما برای فصل‌های جدیدی که در پیش است هیجان‌زده هستم.

ماجراجویی حماسی سال اتفاق نیفتاد. قرار بود قبل از اعزام برای عبور از گرینلند با کایت برفی، در فینسه، نروژ تمرین کنم. متأسفانه، آرنج تنیس من به حدی بدتر شد که ۸۰ درصد تاندون پاره شد و من را از سفر ماجراجویانه و ورزش به طور کلی باز داشت.

چند پزشک اولی که دیدم به من گفتند که نیاز به جراحی فوری دارم و به احتمال زیاد دیگر هرگز تنیس بازی نخواهم کرد. همانطور که می‌توانید تصور کنید، این پاسخ را نپذیرفتم و به سراغ طب احیاکننده رفتم. در طول سال، PRP غنی از سیتو، اگزوزوم با ماتریکس، پپتیدهای BPC-157 و TB-500، تمرینات توانبخشی ایزومتریک بی‌پایان، جلسات اتاق هایپرباریک و نور درمانی انجام دادم. آرنج من به طور کامل بهبود یافت و توانستم دوباره در اواخر سال شروع به بازی پدل کنم. صرف نظر از اینکه چه چیزی شما را آزار می‌دهد، نظرات جایگزین دریافت کنید و راه‌های مختلف را بررسی کنید. در صورت امکان سعی کنید از جراحی اجتناب کنید.

در حالی که از سفر ماجراجویانه کنار گذاشته شده بودم، وقت خود را بین سه خانه فوق‌العاده‌ام تقسیم کردم: رول‌استوک، تورکس و کایکوس و نیویورک. چند ماه اول را در رول‌استوک گذراندم، جایی که ما اسکی کردیم و با اسنوموبیل طوفانی به پا کردیم.

این فوق‌العاده خاص بود که برای اولین بار به درستی با فافا اسکی کنم، تا اینکه او به سرعت پایش را شکست.

من همچنین عاشق وقتم در تورکس بودم، جایی که حتی موفق شدم با فافا و آنجل کایت‌سواری و eFoil کنم.

نیویورک همچنان به عنوان پایگاه من برای ماجراجویی‌های شهری عمل می‌کند. این شهر همچنان پناهگاه کاملی برای پیگیری‌های فکری، حرفه‌ای، اجتماعی و هنری است.

من همچنان آن را مکانی استثنایی برای رشد بچه‌ها می‌دانم.

بالاخره به دیدن برادرم اولیویه در آستین رفتم و شهر و جذابیت‌هایش را کشف کردم. فافا به ویژه تحت تأثیر تاکسی‌های رباتیک Waymo قرار گرفت.

ما همچنین به عروسی فوق‌العاده زیبای اولیویه و کریستینا در ریو رفتیم.

سپس قبل از اجاره یک خانه در سن-تروپه به مدت دو هفته در ماه ژوئیه برای امتحان کردن آن، از خانواده‌ام در نیس دیدن کردم. شگفت‌انگیز بود. جالب است که چگونه مکانی که به خاطر مهمانی‌هایش مشهور است، می‌تواند آرام و فوق‌العاده مناسب برای کودکان باشد. گرینداورس، به طور کلی، اوقات خوشی داشت. این مکان نیازها و خواسته‌های همه را برآورده می‌کرد، به خصوص که خانه دارای یک زمین پدل بود.

من از دو هفته سنتی خود در تورکس در تابستان امسال صرف نظر کردم. در عوض، برای یک دوره طولانی‌تر پنج هفته‌ای به رول‌استوک رفتم. در ابتدا نگران بودم که خیلی طولانی به نظر برسد، اما عالی بود. ما حماسه‌ترین ماجراجویی‌های تابستانی را در آنجا داشتیم: مسابقات اتومبیلرانی، جت اسکی، پیاده‌روی، کمپینگ و غیره.

سپس سفر زیارتی سالانه خود را به Burning Man انجام دادم. امسال اعضای زیادی از گرینداورس را آوردم. ما از نظر آب و هوا بسیار خوش شانس بودیم و از گیر افتادن در تعطیلی‌های مربوط به باران جلوگیری کردیم. در واقع، لحظات بارانی که در آن داخل ماندیم، احساس التیام و ارتباط ایجاد کرد. به دلایل مختلف، سفرها به جای اینکه صرفاً لذت‌بخش باشند، به قلمرو درس‌های زندگی منحرف شدند و من با بینش‌های بسیار خاصی در مورد اینکه سال آینده چه کاری متفاوت انجام دهم، آنجا را ترک کردم.

پاییز در نیویورک همچنان فوق‌العاده بود. سپتامبر و اکتبر همچنان از پر جنب و جوش‌ترین ماه‌های شهر هستند.

من همچنین یک سفر پیوند پدر پسری فوق‌العاده پاییزی به رول‌استوک انجام دادم، که به من این امکان را داد تا برای اولین بار در خارج از فصل از شهر قدردانی کنم. نگران بودم که در طول فصل شانه ممکن است خیلی بارانی و بدبخت کننده باشد، اما معلوم شد که عالی است و مکمل عالی برای شاخ و برگ پاییزی ساحل شرقی است.

طبق معمول، کریسمس را در تورکس و کایکوس و سال نو را در رول‌استوک با خانواده گذراندم. آملیا حتی برای اولین بار اسکی کرد و او فقط ۲۲ ماه دارد!

از نظر حرفه‌ای، سال ۲۰۲۵ همچنان فوق‌العاده شلوغ بود. من زمان قابل توجهی را صرف کمک به مقیاس‌بندی میداس کردم. ما اولین دور FJ Labs IV را به پایان رساندیم. ما همچنان مخالف بودیم. ما از شرکت‌های هوش مصنوعی بیش از حد تبلیغ شده و گران قیمت اجتناب کردیم و در عوض بر کسب و کارهای اثر شبکه‌ای متمرکز شدیم که از هوش مصنوعی برای کارآمدتر شدن استفاده می‌کنند.

من زمان قابل توجهی را صرف تفکر در مورد تأثیر هوش مصنوعی بر بازارها کردم. من دیدگاه به روز شده خود را در قسمت آینده بازی با تکشاخ‌ها ارائه خواهم کرد.

به طور کلی، FJ Labs به راک خود ادامه داد. تیم همچنان ۱۹ نفر بود. ما ۴۹ میلیون دلار مستقر کردیم. ما ۱۷۴ سرمایه‌گذاری استارت‌آپی، ۹۸ سرمایه‌گذاری بار اول و ۷۶ سرمایه‌گذاری پیگیری انجام دادیم.

علیرغم محیط کلان، ما خوش شانس بودیم که به چندین خروج موفقیت‌آمیز دست یافتیم، از جمله عرضه اولیه Klarna، خرید Momence توسط Club Essentials و فروش ثانویه AgVend.

از زمانی که خوزه و من ۲۵ سال پیش سرمایه‌گذاری فرشته‌ای را شروع کردیم، در ۱۲۶۸ شرکت منحصر به فرد سرمایه‌گذاری کردیم، ۴۲۵ خروج (از جمله خروج جزئی) داشتیم و در حال حاضر ۸۹۲ سرمایه‌گذاری فعال شرکت منحصر به فرد داریم. ما بازدهی تحقق یافته ۲۶٪ IRR با میانگین ضریب ۲.۵ برابر به دست آوردیم. در مجموع، ۷۳۵ میلیون دلار مستقر کردیم.

ما همچنین برای اولین بار میزبان عقب نشینی دوسالانه خود در سن-تروپه بودیم و این یک موفقیت بزرگ بود.

در جبهه محتوا، من به توسعه و پالایش Fabrice AI ادامه دادم. من به تازگی نسخه آلفای Pitch Fabrice را راه اندازی کردم، جایی که بنیانگذاران می‌توانند استارت‌آپ‌های خود را ارائه دهند و بازخورد دریافت کنند. این بر اساس بسیاری از پیشنهادهایی که ما در FJ Labs ارزیابی می‌کنیم آموزش داده شده است، اما همچنان یک کار در حال پیشرفت است. امیدوارم با ضربات بیشتر، بازخورد عملی به بنیانگذارانی که فرصت صحبت مستقیم با آنها را نداریم ارائه دهد و شاید حتی یک یا دو شرکت استثنایی را برای سرمایه‌گذاری در آنها به سطح بیاورد.

بالاخره وقت گذاشتم تا آموخته‌های معنوی خود را بنویسم:

  • معنای زندگی
  • در ستایش خودِ خود بودن
  • کائنات با تو زمزمه می‌کند

من در چندین پادکست ظاهر شدم. من عمیق‌ترین مصاحبه خود را تا کنون در Open VC انجام دادم. در اواخر سال، زمان بیشتری را صرف بحث در مورد تأثیر هوش مصنوعی بر بازارها در VC10X و Startupable کردم.

سال ۲۰۲۶ جالب خواهد بود. سخت است بگوییم در کجای حباب هوش مصنوعی قرار داریم. به نظر می‌رسد که در اواخر بازی هستیم، اما هیچ کس واقعاً نمی‌داند. از نظر حباب اینترنت، آیا در سال ۱۹۹۵، ۱۹۹۸ یا ژانویه ۲۰۰۰ هستیم؟ امیدوارم خیلی بیشتر طول بکشد. مانند حباب‌های قبلی که به ایجاد راه‌آهن یا فیبر در سراسر ایالات متحده کمک کردند، این حباب نیز در حال ساخت زیرساخت‌های انقلاب هوش مصنوعی است که در راه است. این می‌تواند پایه‌ای برای رونق بهره‌وری ایجاد کند که ممکن است به ما اجازه دهد از یک بحران بدهی قریب الوقوع ناشی از کسری‌های غیرقابل تحمل دولت و افزایش نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی خارج شویم.

مانند اکثر انقلاب‌های تکنولوژیکی، من گمان می‌کنم که تأثیر آن بر اقتصاد گسترده‌تر بیشتر از آنچه خوش‌بین‌ها انتظار دارند طول بکشد. در دنیای استارت‌آپ، ما از پذیرندگان اولیه هستیم، بنابراین طبیعتاً فرض می‌کنیم که بقیه جهان نیز به همان سرعت حرکت خواهند کرد. اما استارت‌آپ‌ها تنها بخش کوچکی از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهند. دولت‌ها، شرکت‌های بزرگ و SMBها که بخش عمده‌ای از اقتصاد را تشکیل می‌دهند، بسیار کندتر حرکت می‌کنند. پذیرش گسترده و اجرای عمیق زمان می‌برد. مردم تمایل دارند تأثیر کوتاه‌مدت فناوری‌های جدید را به شدت دست بالا بگیرند در حالی که تأثیرات بلندمدت آنها را به شدت دست کم می‌گیرند.

به طور واقع‌بینانه‌تر، من می‌خواهم حباب هوش مصنوعی پابرجا بماند زیرا نگرانم که اگر منفجر شود، تمام بودجه استارت‌آپ تحت تأثیر قرار گیرد. یافتن بودجه برای استارت‌آپ‌های غیر هوش مصنوعی حتی سخت‌تر از الان خواهد بود. تاریخ نشان می‌دهد که وقتی حباب‌ها می‌ترکند، اغلب بچه را با آب حمام بیرون می‌اندازند. من گمان می‌کنم که احتیاط و انضباط ما در این دوران حبابی فراتر از عدم نیاز به برداشت‌های عظیم و کاهش ارزش در استارت‌آپ‌های هوش مصنوعی پاداش نخواهد گرفت.

فراتر از آن، چیزی که بیشتر از همه من را هیجان‌زده می‌کند، دیدن این است که چگونه بسیاری از رشته‌های شخصی، حرفه‌ای و جغرافیایی که امسال به حرکت درآوردم، شروع به در هم تنیدن می‌کنند. سال ۲۰۲۵ در مورد موقعیت‌یابی و کاشت بذر بود. سال ۲۰۲۶ نشان خواهد داد که کدام یک از آنها ریشه می‌گیرند.

سال نو مبارک!

نویسنده Rose Brownارسال شده در ژانویه 6, 2026ژانویه 6, 2026دسته‌ها مرور سال برای ۲۰۲۵: تغییرات دیدگاهی بنویسید

Search

Recent Posts

  • گفتگو با یک سرمایه‌گذار خطرپذیر با اندرو رومنز
  • قسمت ۵۱: زک رزنیک، بنیانگذار و مدیرعامل Ascend
  • به‌روزرسانی FJ Labs در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۵
  • ۲۰۲۵: تغییرات
  • بازگشت لذت‌بخش به جفری آرچر: مجموعه کارآگاه وارویک

Recent Comments

    Archives

    • ژانویه 2026
    • دسامبر 2025
    • نوامبر 2025
    • اکتبر 2025
    • جولای 2025
    • ژوئن 2025
    • می 2025
    • آوریل 2025
    • مارس 2025
    • فوریه 2025
    • ژانویه 2025
    • دسامبر 2024
    • نوامبر 2024
    • اکتبر 2024
    • سپتامبر 2024
    • آگوست 2024
    • جولای 2024
    • ژوئن 2024
    • می 2024
    • آوریل 2024
    • مارس 2024
    • فوریه 2024
    • ژانویه 2024
    • دسامبر 2023
    • نوامبر 2023
    • اکتبر 2023
    • سپتامبر 2023
    • آگوست 2023
    • ژوئن 2023
    • می 2023
    • آوریل 2023
    • مارس 2023
    • فوریه 2023
    • ژانویه 2023
    • دسامبر 2022
    • نوامبر 2022
    • اکتبر 2022
    • سپتامبر 2022
    • آگوست 2022
    • ژوئن 2022
    • می 2022
    • آوریل 2022
    • مارس 2022
    • فوریه 2022
    • ژانویه 2022
    • نوامبر 2021
    • اکتبر 2021
    • سپتامبر 2021
    • آگوست 2021
    • جولای 2021
    • ژوئن 2021
    • آوریل 2021
    • مارس 2021
    • فوریه 2021
    • ژانویه 2021
    • دسامبر 2020
    • نوامبر 2020
    • اکتبر 2020
    • سپتامبر 2020
    • آگوست 2020
    • جولای 2020
    • ژوئن 2020
    • می 2020
    • آوریل 2020
    • مارس 2020
    • فوریه 2020
    • ژانویه 2020
    • نوامبر 2019
    • اکتبر 2019
    • سپتامبر 2019
    • آگوست 2019
    • جولای 2019
    • ژوئن 2019
    • آوریل 2019
    • مارس 2019
    • فوریه 2019
    • ژانویه 2019
    • دسامبر 2018
    • نوامبر 2018
    • اکتبر 2018
    • آگوست 2018
    • ژوئن 2018
    • می 2018
    • مارس 2018
    • فوریه 2018
    • ژانویه 2018
    • دسامبر 2017
    • نوامبر 2017
    • اکتبر 2017
    • سپتامبر 2017
    • آگوست 2017
    • جولای 2017
    • ژوئن 2017
    • می 2017
    • آوریل 2017
    • مارس 2017
    • فوریه 2017
    • ژانویه 2017
    • دسامبر 2016
    • نوامبر 2016
    • اکتبر 2016
    • سپتامبر 2016
    • آگوست 2016
    • جولای 2016
    • ژوئن 2016
    • می 2016
    • آوریل 2016
    • مارس 2016
    • فوریه 2016
    • ژانویه 2016
    • دسامبر 2015
    • نوامبر 2015
    • سپتامبر 2015
    • آگوست 2015
    • جولای 2015
    • ژوئن 2015
    • می 2015
    • آوریل 2015
    • مارس 2015
    • فوریه 2015
    • ژانویه 2015
    • دسامبر 2014
    • نوامبر 2014
    • اکتبر 2014
    • سپتامبر 2014
    • آگوست 2014
    • جولای 2014
    • ژوئن 2014
    • می 2014
    • آوریل 2014
    • فوریه 2014
    • ژانویه 2014
    • دسامبر 2013
    • نوامبر 2013
    • اکتبر 2013
    • سپتامبر 2013
    • آگوست 2013
    • جولای 2013
    • ژوئن 2013
    • می 2013
    • آوریل 2013
    • مارس 2013
    • فوریه 2013
    • ژانویه 2013
    • دسامبر 2012
    • نوامبر 2012
    • اکتبر 2012
    • سپتامبر 2012
    • آگوست 2012
    • جولای 2012
    • ژوئن 2012
    • می 2012
    • آوریل 2012
    • مارس 2012
    • فوریه 2012
    • ژانویه 2012
    • دسامبر 2011
    • نوامبر 2011
    • اکتبر 2011
    • سپتامبر 2011
    • آگوست 2011
    • جولای 2011
    • ژوئن 2011
    • می 2011
    • آوریل 2011
    • مارس 2011
    • فوریه 2011
    • ژانویه 2011
    • دسامبر 2010
    • نوامبر 2010
    • اکتبر 2010
    • سپتامبر 2010
    • آگوست 2010
    • جولای 2010
    • ژوئن 2010
    • می 2010
    • آوریل 2010
    • مارس 2010
    • فوریه 2010
    • ژانویه 2010
    • دسامبر 2009
    • نوامبر 2009
    • اکتبر 2009
    • سپتامبر 2009
    • آگوست 2009
    • جولای 2009
    • ژوئن 2009
    • می 2009
    • آوریل 2009
    • مارس 2009
    • فوریه 2009
    • ژانویه 2009
    • دسامبر 2008
    • نوامبر 2008
    • اکتبر 2008
    • سپتامبر 2008
    • آگوست 2008
    • جولای 2008
    • ژوئن 2008
    • می 2008
    • آوریل 2008
    • مارس 2008
    • فوریه 2008
    • ژانویه 2008
    • دسامبر 2007
    • نوامبر 2007
    • اکتبر 2007
    • سپتامبر 2007
    • آگوست 2007
    • جولای 2007
    • ژوئن 2007
    • می 2007
    • آوریل 2007
    • مارس 2007
    • فوریه 2007
    • ژانویه 2007
    • دسامبر 2006
    • نوامبر 2006
    • اکتبر 2006
    • سپتامبر 2006
    • آگوست 2006
    • جولای 2006
    • ژوئن 2006
    • می 2006
    • آوریل 2006
    • مارس 2006
    • فوریه 2006
    • ژانویه 2006
    • دسامبر 2005
    • نوامبر 2005

    Categories

    • مرور سال
    • تفکرات شخصی
    • اقتصاد
    • معنویت
    • بهینه سازی زندگی
    • خوشبختی
    • بازی با تک شاخ
    • آزمایشگاه اف جی
    • آزمایشگاه اف جی
    • تصمیم گیری
    • اقتصاد
    • کسب و کار
    • کارآفرینی
    • دارایی سبک زندگی
    • سخنرانی ها
    • تفکرات
    • سفر می کند
    • خوش بینی و شادی
    • نیویورک
    • سگ ها
    • نمایشنامه
    • OLX
    • فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی
    • مصاحبه ها و چت های کنار آتش
    • بازی های ویدیویی
    • کتاب ها
    • Crypto/Web3
    • بازارها
    • مرور سال
    • پست های ویژه
    • ابزارک های فنی
    • معنویت

    Meta

    • ورود
    • خوراک ورودی‌ها
    • خوراک دیدگاه‌ها
    • وردپرس
    Pitch me your startup! arrow icon
    • Home
    • Playing with Unicorns
    • Featured
    • Categories
    • Portfolio
    • About Me
    • Newsletter
    • Privacy Policy
    × Image Description

    Subscribe to Fabrice's Newsletter

    Tech Entrepreneurship, Economics, Life Philosophy and much more!

    Check your inbox or spam folder to confirm your subscription.

    >