قسمت ۵۱: زک رزنیک، بنیانگذار و مدیرعامل Ascend

من این افتخار را داشتم که با زک رزنیک، بنیانگذار و مدیرعامل Ascend (که قبلاً FlyFlat نامیده می‌شد) گفتگو کنم. Ascend یک برنامه عضویت برای مسافران دائمی است که ۹۰٪ از تصمیمات سفر را حذف می‌کند و ۳۵٪ در پروازهای بیزینس/فرست کلاس صرفه‌جویی می‌کند.


Ascend چند سالی است که به شرکای من خوزه و جف در تمام سفرهایشان کمک می‌کند و از زمانی که برای اولین بار با آن‌ها آشنا شدیم، بیش از شش رقم برای FJ Labs صرفه‌جویی کرده است.


زک قبل از شروع Ascend، صدها کارت اعتباری باز کرد، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار هزینه کارت اعتباری تولید کرد و سه شرکت مسافرتی دیگر راه‌اندازی کرد. علاوه بر این، او یک صندوق پوشش ریسک کریپتو و یک صندوق سرمایه‌گذاری متمرکز بر بلاک‌چین و فین‌تک راه‌اندازی کرد.

ما موارد زیر را پوشش دادیم:
• چگونه او ۳۰۰ کارت اعتباری باز کرد.
• نکاتی برای صرفه‌جویی در هزینه‌های سفر با مایل و امتیاز.
• چرا Ascend به عنوان یک VC سابق سرمایه زیادی جمع نکرده است.
• چگونه در سفرهای طولانی مدت در زمان صرفه‌جویی کنیم و سالم‌تر باشیم.

اگر ترجیح می دهید، می توانید قسمت را در پخش کننده پادکست جاسازی شده گوش دهید.


علاوه بر ویدیوی یوتیوب بالا و پخش کننده پادکست جاسازی شده، می توانید به پادکست در iTunes و Spotify نیز گوش دهید.


رونوشت

Fabrice Grinda: سال نو مبارک. امیدوارم حال همگی شما خوب باشد. مدتی طولانی از آخرین باری که یکی از این برنامه‌ها را انجام دادیم می‌گذرد، اما این هفته خوشحالم که از زک رزنیک استقبال می‌کنم. او بنیانگذار و مدیرعامل Ascend است. یکی از شرکت‌های پرتفوی ما در واقع به ما کمک کرده است تا صدها هزار دلار در بلیط‌های کلاس تجاری سفر و شخصی صرفه‌جویی کنیم.

و او داستانی دارد، تاریخچه و گذشته‌ای با VC بودن. او یک صندوق پوشش ریسک کریپتو را اداره می‌کرد. بنابراین درس‌های زیادی در طول مسیر آموخته شده است و من خوشحالم که امروز در این پخش زنده از او استقبال می‌کنم. زک، خوش آمدی.

Zach Resnick: از اینکه اینجا هستم خوشحالم، فابریس. ممنون که من را دعوت کردی.

Fabrice Grinda: باعث افتخاره. خب، چرا صحبت نکنیم، شروع کنیم به صحبت کردن کمی در مورد پیشینه شما، زیرا به کاری که امروز انجام می‌دهید منتهی می‌شود.

Zach Resnick: بله. از سنین پایین، من همیشه مجذوب این بودم که معامله خوبی انجام دهم و راه‌های خلاقانه‌ای برای به دست آوردن آن‌ها در صنایع و محصولات مختلف پیدا کنم. اما این واقعاً سفر بود که در آن برای اولین بار، می‌توانم بگویم که به طور خاص در مورد مایل و امتیاز وسواس پیدا کردم. بنابراین من این فرصت را داشتم که پس از دبیرستان در ایالات متحده به مدت یک سال در خارج از کشور کار و زندگی کنم.

و من این کار را انجام دادم و واقعاً زندگی من را تغییر داد. من می‌خواستم زمان بیشتری را در خارج از کشور بگذرانم. و من برای دانشگاه به ایالات متحده بازگشتم و واقعاً هیچ پولی نداشتم. بنابراین من در مورد راه‌های دیوانه‌واری که کسانی که به اعتبار آمریکایی دسترسی دارند می‌توانند امتیازهای کارت اعتباری و مایل‌های هواپیمایی زیادی کسب کنند، یاد گرفتم.

و تا زمانی که من دانشگاه را تمام کردم، چند صد کارت اعتباری باز کردم و بیش از صد میلیون دلار هزینه تولید کردم و احتمالاً حدود دویست بلیط رایگان کلاس تجاری و همچنین اقامت در هتل‌های لوکس گرفتم. فقط با امتیاز یا چیزی نزدیک به آن.

Fabrice Grinda: باشه. مشکل خرج کردن صد، چند صد میلیون دلار در کارت‌های اعتباری این است که شما در واقع آن‌ها را نیز پرداخت کرده‌اید. بنابراین در واقع، می‌توانید توضیح دهید که چگونه این کار را انجام دادید و چگونه کار کرد؟

Zach Resnick: بله، به همین دلیل است که من گفتم هزینه تولید شده، نه هزینه. بنابراین وقتی، کاری که من انجام می‌دادم و کاری که برای اکثریت قریب به اتفاق این کار انجام دادم این بود که یک کارت هدیه ویزا را در CVS می‌خریدم.

سپس من آن کارت هدیه ویزا را که به عنوان کارت نقدی کدگذاری می‌شد، به یک اداره پست می‌بردم تا یک حواله پستی بخرم و سپس از حواله پستی برای پرداخت کارت اعتباری استفاده می‌کردم. بنابراین معمولاً ۴ دلار و ۹۵ سنت بود. در نهایت تا پایان این کار ۵ دلار و ۹۵ سنت برای هر کارت هزار دلاری بود و سپس ۳۵ سنت برای حواله‌های پستی بود.

اساساً ۵۰ واحد پایه برای اینکه بتوانم آن پول را خرج کنم، جایی که حداقل صد واحد پایه به دست می‌آوردم، اگر نه به طور متوسط، احتمالاً نزدیک به ۱ ۵۰، ۱ ۷۰. بنابراین حاشیه سود بسیار بالایی نبود، اما هزینه تولید شده خود سودآور بود. اما چیزی که آن را واقعاً سودآور می‌کرد این بود که من کارت‌های جدید زیادی دریافت می‌کردم که پاداش می‌گرفتم، بنابراین ده‌ها دلار از هزینه تولید شده به دست می‌آوردم.

اما سپس هر ۳۰۰۰، ۵۰۰۰، ۷۰۰۰، ۱۰۰۰۰، یا آستانه پاداش، چیزی به دست می‌آوردم که ارزش ۸۰۰ دلار یا ۱۵۰۰ دلار را داشت.

Fabrice Grinda: و اگر شما امروز یک دانشجوی جوان باشید، آیا هنوز این آربیتراژ برای شما در دسترس است یا آن‌ها توانایی انجام این کار را کاهش داده‌اند؟

Zach Resnick: بنابراین مانند تمام فرصت‌های آربیتراژ، پاسخ چیزی مشابه است اما نه یکسان.

بنابراین من شخصاً درگیر بهترین استراتژی‌های جدید هزینه تولید شده امروز نیستم، اما می‌دانم که آن‌ها امکان‌پذیر هستند و افرادی را می‌شناسم که این کار را در مقیاس انجام می‌دهند و صدها میلیون دلار در سال انجام می‌دهند. اما این مورد خاص از نظر کارت‌های هدیه ویزا در CVS، من معتقدم که چند سال پیش بسته شد، اما می‌توانید چیزهایی را در گوگل جستجو کنید و چیزهایی پیدا کنید.

اما بدیهی است که تمام بهترین ARBها بیشتر در سینه نگه داشته می‌شوند و در پادکست‌ها به اشتراک گذاشته نمی‌شوند.

Fabrice Grinda: منطقیه. باشه. متاسفم. متاسفم. ادامه بده.

Zach Resnick: بله، بنابراین پس از آن، واقعاً مشخص شد که من از انجام این کار خوشم می‌آید و نه تنها از سفر رایگان برای خودم خوشم می‌آید، بلکه عاشق کمک به دیگران هستم.

بنابراین، وقتی دانشگاه را تمام کردم، یک شرکت مسافرتی راه‌اندازی کردم که خوشبختانه به سرعت شکست خورد و درس‌های زیادی از این طریق آموختم. نزدیک به پایان آن، من برای Points guy کارآموزی کردم. سپس من چند کسب و کار مشاوره مسافرتی داشتم که اساساً محصول، و افراد زیادی امروزه این کار را انجام می‌دهند، این بود که، اجازه دهید به شما کمک کنم در به دست آوردن تمام پول‌های رایگانی که برای مایل و امتیاز وجود دارد، بهتر شوید.

اما مشکل این کسب و کار این است که افرادی مانند شما به دلیلی. ما حتی در این مورد کمی پس از سرمایه‌گذاری FJ پیامک دادیم، که کارهایی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید. واقعاً نقطه کسب خود را به حداکثر برسانید، اما مقدار زمانی که باید صرف کنید و تصمیمات و مانند تغییر روشی که شما چیزها را پرداخت می‌کنید، فقط اصطکاک زیادی است که برای انواع افرادی که می‌توانند حداکثر ارزش را از آن دریافت کنند، منطقی نیست.

بنابراین سپس من کمی از سفر منحرف شدم و بر روی کریپتو تمرکز کردم، زیرا فرصت‌های آربیتراژ بسیار باورنکردنی در بیت‌کوین وجود داشت، زمانی که برای اولین بار در سال ۲۰۱۶ واقعاً در مورد آن هیجان‌زده شدم. و سپس برای اساساً کمی بیش از یک سال، من به طور موثر مانند یک تجارت انفرادی، تجارت اختصاصی برای خودم را اداره می‌کردم.

و این بسیار سودآور بود. من آن را به یک صندوق پوشش ریسک تبدیل کردم، که سپس به یک صندوق سرمایه‌گذاری تبدیل شد.

Fabrice Grinda: و منظور شما از این این است که می‌توانید بیت‌کوین را در یک صرافی با یک قیمت بخرید و در صرافی دیگری که قیمت بالاتری دارد، به طور همزمان بفروشید.

Zach Resnick: درست است. اما نه به طور همزمان به اندازه کافی سریع که ریسک پایه وجود داشته باشد.

Fabrice Grinda: به اندازه کافی نزدیک که بتوانید آن را عملی کنید.

Zach Resnick: بله.

Fabrice Grinda: باشه. پس ادامه بده.

Zach Resnick: بنابراین در سال ۲۰۱۶، من با افراد زیادی رقابت نمی‌کردم، اما تا اوایل سال ۲۰۱۸، تقریباً تمام آن ARBها، حداقل آن‌هایی که من به اندازه کافی باهوش بودم که از آن‌ها استفاده کنم و به صورت برنامه‌ریزی شده انجام نمی‌دادم، از بین رفتند. سپس فرصت‌های آربیتراژ دیگر، فرصت‌های تجاری دیگر، انواع دیگر فرصت‌های نقدشونده سرمایه‌گذاری را پیدا کردم.

اما بله، به مسیر صندوق رفتم، اما سپس، در طول این کار یک کار جانبی داشتم که نوعی شروع شد که اساساً به افرادی که ملاقات می‌کردم کمک می‌کردم تا بلیط‌های تجاری و فرست کلاس ارزان‌تری تهیه کنند. و هنگامی که من از صرفاً اداره کردن پول خودم و پسر عمویم به پذیرش LPها رفتم، سپس هم‌بنیانگذارم را آوردم که به طور موثر آن کسب و کار را اداره می‌کرد.

و من هنوز، با مردم ملاقات می‌کردم و به آن‌ها می‌گفتم، هی، از این استفاده کنید. اما من تقریباً تمام وقتم را صرف صندوق می‌کردم و سپس در طول این کار همانطور که سعی می‌کردم صندوق را بسازم و رشد دهم. این کسب و کار یا چیزی که اکنون به این کسب و کار تبدیل شده است، به طور ارگانیک، سودآور به رشد خود ادامه داد و مردم واقعاً آن را دوست داشتند.

بنابراین پس از سال‌ها تلاش برای به نتیجه رساندن کسب و کار صندوق و دیدن اینکه این نوع فقط به رشد خود ادامه می‌دهد، من تصمیم گرفتم حدود دو سال پیش تماماً روی چیزی که اکنون Ascend است تمرکز کنم. و سپس کسب و کار از اولین مرحله خود، اساساً کاملاً خودگردان و بسیار هکی، به حرفه‌ای شدن و رشد سازمان و تلاش برای به نتیجه رساندن آن رفت.

Fabrice Grinda: به هر حال، صندوق شما چقدر بزرگ شد؟

Zach Resnick: میلیون دلار در دو صندوق و سه SPV.

Fabrice Grinda: باشه. و LPهای شما مشکلی نداشتند که شما گفتید، باشه، من می‌خواهم بروم، من اکنون می‌خواهم بروم، من نمی‌خواهم یک شرکت بسازم. یا مثلاً، چگونه این انتقال را مدیریت کردید؟ نمی‌تواند اینقدر آسان باشد.

Zach Resnick: بله، آسان نبود، قطعاً آسان نبود و مدتی طول کشید تا من این تصمیم را بگیرم، حتی اگر بخشی از قلبم می‌خواست این کار را انجام دهد، قبل از اینکه در نهایت ماشه را بکشم. اما در نهایت، چیزی که صندوق را شروع کرد، که یک صندوق پوشش ریسک نقدشونده بود که به سرعت به یک صندوق ترکیبی نقدشونده و سرمایه‌گذاری تبدیل شد.

و سپس آن نوع صندوق ترکیبی به یک صندوق سرمایه‌گذاری کاملاً غیر نقدشونده تبدیل شد. بنابراین تمام پولی که ما از تجارت و آربیتراژ در روزهای اولیه به دست آوردیم، در نهایت مستقر شد. به، شرکت‌ها و چند شرکت توکن. و سپس صندوق دومی که ما جمع‌آوری کردیم، یک صندوق سرمایه گذاری سنتی بود.

بنابراین ساختار قفل ۱۰ ساله معمولی. بنابراین من فقط تصمیم گرفتم تماماً روی صندوق تماماً روی Ascend تمرکز کنم، پس از اینکه ما به طور کامل صندوق دو را مستقر کردیم. بنابراین اینطور نبود که وسط استقرار باشیم.

Fabrice Grinda: بنابراین من تصور می‌کنم شما یک بنیانگذار بالقوه در آنجا هستید. شما در حال حاضر در شغل خود هستید. و شما این کار جانبی را دارید که شروع می‌کنید و شروع کرده‌اید و اوضاع خوب است.

چگونه تصمیم می‌گیرید که، باشه، اکنون زمان ترک شغل روزانه‌ام است، در مورد شما سرمایه‌گذاری، اما می‌تواند هر چیزی باشد، کار در گلدمن یا مک‌کینزی یا هر چیز دیگری، و تماماً روی استارت‌آپ تمرکز کنید، زیرا این احتمالاً یکی از سخت‌ترین تصمیماتی است که باید گرفت.

Zach Resnick: بله، برای بهتر یا بدتر، من آدم بسیار سرسختی هستم.

بنابراین من بسیار متعهد بودم که صندوق را به کار بیندازم، احتمالاً سال‌ها فراتر از زمانی که در واقع برای من و شرکایم در سطح شرکت مدیریت منطقی بود. بنابراین واقعاً تعدادی از افراد بسیار باهوش طول کشید که نوعی من را می‌شناختند و هر دو فرصت را می‌شناختند و می‌گفتند، زک، داری چیکار می‌کنی؟

مانند تلاش برای به نتیجه رساندن این صندوق، در حالی که شما یک کسب و کار باورنکردنی دارید که مانند. شما اکثریت آن را دارید. مانند همه کسانی که از آن استفاده می‌کنند آن را دوست دارند، و شما به وضوح عاشق سفر هستید. بنابراین طول کشید تا بسیاری از افراد بسیار باهوش و با تجربه این درس را به من گوشزد کنند تا اینکه من این کار را انجام دادم.

و قطعاً، یکی از چیزهایی که من واقعاً پشیمان نیستم، اما یکی از چیزهایی که آرزو می‌کردم وقتی جوان‌تر بودم از آن خرد برخوردار بودم، درک این بود که چقدر تناسب محصول با بازار با این کسب و کار داشتم. حتی اگر در دوران نوزادی باشد بله. نسبت به کسب و کار صندوق، که من فکر می‌کنم ذاتاً نمی‌تواند درجه تناسب محصول با بازار را داشته باشد که شرکتی مانند شرکت من دارد.

فابریس گریندا: بله. بنابراین من سال گذشته یک پست وبلاگ نوشتم که نام آن جهان در حال زمزمه کردن به شما است، و به روش‌های مختلفی به شما زمزمه می‌کند، اما یک راه این است، اوه. جمع‌آوری پول LP بیشتر برای صندوق‌ها دشوار است. اوه. مانند تمام کارهایی که من سعی می‌کنم در مشاغل روزانه انجام دهم، واقعاً قلب من را با شادی و خوشبختی پر نمی‌کند و غیره.

احساس می‌شود که کار است. و به نظر می‌رسد که چیز دیگری خوب پیش می‌رود، جریان را دنبال کنید. و بیشتر ما، به خصوص وقتی که یک بنیانگذار جاه‌طلب و سخت‌کوش هستید، مانند اینکه فکر می‌کنیم می‌توانیم واقعیت را به اراده خود خم کنیم. و واقعیت این است که نمی‌توانیم، اما موارد زیادی وجود دارد که نباید این کار را انجام دهیم. و اگر چیزی کار نمی‌کند، بله، می‌تواند آن را عملی کند، اما می‌دانید چی؟

احتمالاً قرار نیست برای شما باشد. برو کار دیگری انجام بده.

Zach Resnick: دقیقاً کاری که باید انجام می‌شد این بود که من باید سیگنال را از بازار ظرف یک یا دو سال می‌گرفتم و به صندوق و جمع‌آوری صندوق دوم و انجام SPVها ادامه نمی‌دادم، اما من خیلی می‌خواستم واقعیت را به اراده خود خم کنم که آن را به اندازه کافی عملی کردم تا بتوانم به سختی به خودم و دیگران حقوق بدهم، اما نه به اندازه‌ای که واقعاً شکوفا شود.

Fabrice Grinda: نشانه‌ها چه بودند و چگونه فهمیدید که تناسب محصول با بازار دارید تا به شما اطمینان بدهد که باشه، اکنون زمان حرکت است. آیا تناسب واقعی محصول با بازار وجود داشت یا وقتی جهش کردید، احساس یک جهش بزرگ ایمان داشتید؟

Zach Resnick: نه، ما چند میلیون درآمد ناخالص و یک میلیون درآمد خالص با حاشیه‌های عالی داشتیم وقتی که جهش کردم.

بنابراین دوباره، من خیلی منتظر ماندم تا این کار را از نظر آنچه که منطقی تجاری، اقتصادی و شخصی بود انجام دهم. اما به نظر من، برخی از چیزهایی که بیشتر تناسب محصول با بازار را تجسم می‌کنند، زمانی است که شما رشد ارجاع بسیار قوی دارید. شما می‌توانید بدون آن تناسب محصول با بازار داشته باشید. اما برای ما، حتی در مقیاس امروزی ما، تقریباً منحصراً از طریق ارجاعات و دهان به دهان رشد کرده‌ایم، و ما اکنون در حال تغییر آن هستیم، اما.

این واقعیت که مردم تجربه بسیار خوبی دارند که به طور متوسط هر سال چندین نفر را ارجاع می‌دهند، به نظر من نشانه خوبی است که شما تناسب محصول با بازار دارید. و سپس البته، فقط اعداد مربوط به حفظ. در سال گذشته، ما ۹۴٪ حفظ در ۱۲ ماه گذشته داشته‌ایم.

قبل از آن حتی بالاتر است. و سپس از آن ۶٪، واقعاً افرادی نیستند که با Nvo سفر می‌کنند، اکنون افرادی هستند که به دلیل اینکه پول کمتری دارند، سفر را متوقف می‌کنند. شرکت آن‌ها از کار افتاده است یا آن‌ها مانند بچه دار شده‌اند و سفر نمی‌کنند. بنابراین واقعاً، من فکر می‌کنم حفظ و ارجاعات دو اهرم بزرگ برای درک تناسب محصول با بازار هستند.

Fabrice Grinda: چرا در واقع در مورد محصول صحبت نمی‌کنیم، دقیقاً چه کاری برای مردم انجام می‌دهید و چرا باید از شما استفاده کنند.

Zach Resnick: بنابراین Ascend یک سرویس دربان دستکش سفید است که تمام نیازهای سفر را که می‌دانید ممکن است از A به B داشته باشید، برطرف می‌کند. برای افرادی طراحی شده است که به صرفه‌جویی در پول و همچنین زمان و استرس اهمیت می‌دهند.

بنابراین نوع بازار هدف ما و افرادی که ما به بهترین نحو به آن‌ها خدمات می‌دهیم، افرادی مانند خود شما، فابریس، و شرکای شما هستند. زیرا، سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، به ویژه سرمایه‌گذاران سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران رشد، سرمایه‌گذاران سهام خصوصی، عمیقاً به صرفه‌جویی در پول اهمیت می‌دهند و عاشق نوع بازی انجام این کار هستند.

خوزه به طور خاص یکی از با استعدادترین و آگاه‌ترین افراد در صرفه‌جویی در پول در سفر است. و همچنین در مورد اینکه زمان شما واقعاً ارزشمند است. بنابراین واقعاً درک این موضوع که، هی، اگر بتوانم ۱۰ تصمیم را در هر سفر در طول سال‌ها حذف کنم، این در واقع برای من ارزش زیادی دارد. بنابراین محصول ما اساساً فقط یک تیم دربان است که خستگی‌ناپذیر در تمام ساعات شبانه روز کار می‌کنند.

۷۰ نفر در سراسر جهان که به طور متوسط هر ثانیه از هر روز ۲۲ ثانیه زمان پاسخگویی دارند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، هرگز بیش از ۶۰ ثانیه نیست. و ما پروازهای تجاری شما، پروازهای هوانوردی خصوصی شما، سواری‌های هلیکوپتری شما، ویلاهای شما، هتل‌های شما، قطارها، ماشین‌های کرایه‌ای شما را مدیریت می‌کنیم، واقعاً همه چیز به جز برنامه‌ریزی فعالیت‌ها برای تعطیلات.

بنابراین هر کاری که انجام می‌دهیم این است که اگر می‌دانید کجا می‌خواهید بروید یا حتی فقط یک ایده دارید، ما به شما کمک می‌کنیم تا این کار را تا حد امکان کارآمد و با بهترین قیمت مطلق انجام دهید.

Fabrice Grinda: این شبیه یک شرکت خدمات یا یک آژانس است. چرا این یک شرکت مقیاس‌پذیر با پشتوانه سرمایه‌گذاری است؟

Zach Resnick: زیرا در باطن، ما از نرم‌افزار برای کارآمدتر کردن وحشیانه چیزها استفاده می‌کنیم.

بنابراین اگر به بسیاری از شرکت‌های برتر که امروزه در حوزه سرمایه‌گذاری خطرپذیر تامین مالی می‌شوند نگاه کنید، می‌بینید که سال‌ها پیش، اجماع نظر در این حوزه این بود که این‌ها شرکت‌های خدماتی هستند و ایده خوبی نیست، چون مقیاس‌پذیر نیست. اما به نظر من، بسیاری از سرمایه‌گذاران باهوش اکنون متوجه شده‌اند که خدمات در واقع کسب‌وکار بسیار بهتری است که در آن می‌توانید ارزش بیشتری را به دست آورید و ارزش بیشتری ارائه دهید.

به نظر من، موضوع کمتر این است که من یک کسب‌وکار خدماتی هستم در مقابل یک کسب‌وکار نرم‌افزاری، و بیشتر این است که آیا مسئولیت حل مسئله را بر عهده می‌گیرم یا نه. وقتی به اکثر کسب‌وکارهای SaaS و مارکت‌پلیس‌های سنتی که از نظر تاریخی به خوبی می‌شناسید نگاه می‌کنید، می‌بینید که این‌ها واقعاً به شما در حل مسئله کمک می‌کنند.

اما اساساً، وقتی از Airbnb استفاده می‌کنید، آن‌ها مسئولیت کل فرآیند، از ایده تا رسیدن به مقصد و بازگشت به خانه را بر عهده نمی‌گیرند. در نتیجه، ما واقعاً به اندازه‌ای که می‌توانستیم از نظر نرخ بهره‌وری هزینه دریافت نمی‌کنیم، اما حتی امروز هم می‌توانیم خیلی بیشتر از یک سرویس صرف هزینه دریافت کنیم، زیرا ما فقط موجودی در اختیار شما قرار نمی‌دهیم، بلکه کل تجربه را برای شما آسان‌تر می‌کنیم.

و ServiceNow و تعدادی از استارت‌آپ‌های برتر امروزی اساساً شرکت‌های خدماتی هستند که از یک فناوری بسیار کارآمد در پشت صحنه استفاده می‌کنند، اما همچنان انسان‌های واقعی هستند که روابط با مشتریان را در خط مقدم بر عهده دارند.

Fabrice Grinda: آیا فکر می‌کنید زمانی فرا می‌رسد که هوش مصنوعی مسئولیت این روابط را بر عهده بگیرد یا فکر می‌کنید که این کار باید توسط انسان‌ها و به صورت سفارشی انجام شود؟ زیرا این‌ها به وضوح افراد پرهزینه و کسانی هستند که به این لمس شخصی علاقه دارند.

Zach Resnick: خب، با استفاده از چند نفری که شما خیلی بهتر از من می‌شناسید، خوزه و جف هرگز نگفته‌اند، زک، من عاشق کاری هستم که با Ascend انجام می‌دهی، اما بیایید انسان‌های کمتری داشته باشیم و ربات‌های گفتگو هوش مصنوعی بیشتری داشته باشیم. و در واقع هیچ‌کدام از مشتریان من تا به حال این را به من نگفته‌اند.

بنابراین در دنیای هوش مصنوعی، وقتی هوش مصنوعی جایگزین انسان‌ها از طریق صدا و متن می‌شود، داشتن انسان‌های باهوش، شایسته و همدل که بتوانید با آن‌ها پیامک بزنید و در زمان واقعی با تلفن صحبت کنید، ارزشمندتر و ارزشمندتر خواهد شد. آیا نقطه‌ای در دهه‌های آینده وجود دارد که شاید هوش مصنوعی آنقدر خوب شود که همدل‌تر از یک انسان باشد و دنیا متفاوت شود؟

من به این احتمال باز هستم، اما حداقل برای دهه آینده، من بسیار مطمئن هستم که مشتریان من همچنان از این واقعیت که می‌توانند با انسان‌ها در خط مقدم صحبت کنند، لذت خواهند برد. و داشتن این روابط انسانی در عصری که باید سخت‌تر کار کنید تا محصولاتی را پیدا کنید که این ویژگی را داشته باشند.

Fabrice Grinda: یک فرضیه توسط تحلیلگران بازار عمومی وجود دارد مبنی بر اینکه، اوه، همه این سایت‌های مسافرتی، Expedia، Booking، هر چه که هستند، به مشکل برخواهند خورد زیرا مردم فقط به LLM می‌روند و می‌گویند، هی، من می‌خواهم به فلان جا بروم و BLM به طور خودکار بهترین چیزها را پیدا می‌کند و همه چیز را خودکار می‌کند.

آیا فکر می‌کنید این یک نگرانی واقعی است یا فکر می‌کنید کاملاً اغراق‌آمیز است؟

Zach Resnick: نه، من فکر می‌کنم این یک نگرانی بسیار واقعی برای OTAs است. اما ما چت هستیم، بنابراین اساساً، یک فرضیه بزرگ که ما داریم این است که یک رابط چت اول، چه کاملاً عامل‌محور باشد، مانند تایپ کردن مطالب سفر در Claude یا رفتن به کسی مانند Ascend، تجربه بسیار بهتری نسبت به استفاده از یک OTA سنتی، استفاده از یک پورتال سنتی سفر شرکتی مدیریت‌شده است.

و سپس البته، بهتر از یک آژانس مسافرتی سنتی. اما شرط ما این است که این واقعیت که ما اکنون بیش از 120,000 مکالمه با برخی از برترین تخصیص‌دهندگان سرمایه و بنیانگذاران جهان داریم، این امکان را فراهم می‌کند. با استفاده از برخی از این مدل‌های عالی، اما یک رابط rag و عامل‌محور در بالای آن، که از داده‌های ما استفاده می‌کند، تجربه چت بسیار، بسیار بهتری را نسبت به فقط یکی از مدل‌های آماده و حتی تقریباً هر شرکت مسافرتی دیگری ارائه می‌دهد، زیرا ما رویکرد بسیار خاصی را در مورد اینکه خدمات برای یک نوع خاص از مشتری فهیم چگونه به نظر می‌رسد، اتخاذ می‌کنیم.

و ساختن بر روی آن و داشتن انسان‌ها در حلقه در هر مرحله، به طوری که به جای اینکه آموزش این چیز باشد که به روشی منزوی اتفاق می‌افتد. هر دربان امروزه در حال آموزش مدل ما و آموزش مکالماتی است که مدل‌های آینده را با تعامل واقعی با مشتریان و استفاده از قضاوت خود در پورتال‌های ما آموزش می‌دهد.

Fabrice Grinda: چگونه واقعاً می‌توانید 35٪ یا بیشتر در یک سفر تجاری یا فرست کلاس صرفه‌جویی کنید، اینطور به نظر می‌رسد. برای یک فرد غیر متخصص در این دسته، این کالا شده است. من به Kayak می‌روم، می‌گویم، باشه، تجاری فرست، این پرواز است. شاید حتی بتوانم دو سه روز دیگر هم بروم. چرا می‌توانیم بهتر از چیزی که Kayak به دست می‌آورد عمل کنیم؟

Zach Resnick: بله، سوال خوبی است. بنابراین بسیاری از این‌ها ناشی از روش ساختاری متفاوتی است که ما از آن پول در می‌آوریم. وقتی به روشی که می‌دانید، Kayak و Expedia از پروازها پول در می‌آورند نگاه می‌کنید، اول از همه، آن‌ها واقعاً از پروازها چیزی به دست نمی‌آورند. همه چیز مربوط به هتل‌ها و چیزهای دیگر است، اما در مورد پروازها، آن‌ها واقعاً از شما به عنوان مسافر پول دریافت نمی‌کنند.

آن‌ها از خطوط هوایی کمیسیون دریافت می‌کنند. بنابراین برای آن‌ها همه چیز در مورد حجم است. و چند واحد پایه می‌توانید از خطوط هوایی التماس کنید که به شما بدهند؟ جایی که برای ما، ما بیشتر اینطور فکر می‌کنیم که، هی، این یک بازار واقعاً ناکارآمد است. نقاط فروش مختلف، ارزهای مختلف، صندلی‌های مشترک مختلف، همه این چیزهای مختلف در سراسر جهان وجود دارد.

و به جای اینکه بگوییم، هی، ما می‌خواهیم تمام حجم خود را به روش سنتی قرار دهیم و مستقیماً با خطوط هوایی کار کنیم، ما از طرف مشتریان خود می‌جنگیم تا چیزها را به روش‌های خلاقانه رزرو کنیم و از برخی از این ناکارآمدی‌ها استفاده کنیم. بنابراین ما سال‌هاست که این کار را به صورت دستی انجام می‌دهیم و اکنون از نرم‌افزار برای مقیاس‌بندی بسیاری از این موارد استفاده کرده‌ایم و هنوز موارد بیشتری در نقشه راه خود داریم که می‌خواهیم انجام دهیم.

بنابراین من نمی‌خواهم در این پخش زنده عمومی خیلی خاص‌تر صحبت کنم، اما هر کسی که گوش می‌دهد و می‌خواهد استراتژی‌ها را به طور عمیق درک کند، می‌تواند در Join Ascend ثبت‌نام کند و یکی از اعضای تیم من در یک تماس به شما خواهد گفت.

Fabrice Grinda: و شما انجام می‌دهید، آیا بیشتر پروازها هستند یا شما همچنین، آیا اقامتگاه‌ها، اجاره خودرو و همه چیزهای دیگر را هم انجام می‌دهید؟

Zach Resnick: این واقعاً هر چیزی است که شما نیاز دارید. بنابراین وقتی فکر می‌کنم، هی، خوزه در سفرهایش به چه چیزی نیاز دارد؟ جف در سفرهایش به چه چیزی نیاز دارد؟ بیشتر ارزشی که ما ارائه می‌دهیم در پروازها و هتل‌ها است. اما هی، اگر به یک ماشین اجاره‌ای نیاز باشد، اگر به یک سرویس خودرو نیاز باشد، عالی است. فرودگاه‌های خاصی وجود دارند که، به خصوص اگر آمریکایی هستید و برای اولین بار به یک کشور جدید می‌روید، پرداخت 50 دلار اضافی و مجبور نبودن به مسیریابی Uber به یک زبان خارجی می‌تواند منطقی باشد.

پروازها و هتل‌ها جایی است که بیشتر حجم ما هنوز هم در آنجا است، بیشتر آن در سرعت پرواز است. از نظر تاریخی، ما فقط این کار را انجام می‌دادیم، اما برای بیشتر مشتریان خوب خود اکنون واقعاً هر نیاز سفری را که آن‌ها برای دلایل شخصی و تجاری دارند، برطرف می‌کنیم.

Fabrice Grinda: و شما چقدر بزرگ هستید؟ مانند چند مسافر یا چند سفر؟ چه معیاری برای مقیاس شما وجود دارد؟

Zach Resnick: بله، بنابراین امروز ما حدود هزار مشتری داریم و برخی از مشتریان افراد هستند. برخی از مشتریان مانند FJ Labs هستند، جایی که ما عملاً تقریباً تمام سفرهای خوزه و جف را مدیریت می‌کنیم. اما این فقط یک مشتری است. ما افرادی داریم که، هی، این یک مشتری است و سپس یک خانواده پنج نفره است.

بنابراین تقریباً 1600 مسافر، هزار مشتری وجود دارد که ما با آن‌ها رابطه داریم و صورتحساب صادر می‌کنیم. از نظر تاریخی، ما قبلاً از همه نمی‌خواستیم که مشترک باشند. ما خدمات کامل را برای افرادی که عضو بودند ارائه می‌دادیم و سپس معاملات تجاری و فرست کلاس تخفیف‌دار محدودی را برای سطح رایگان ارائه می‌دادیم.

و اکنون ما آن سطح رایگان را حذف کرده‌ایم و فقط به اعضا خدمات ارائه می‌دهیم تا از همه چیز استفاده کنند. بنابراین، ما انتظار داریم تا پایان امسال حداقل به هزار عضو برسیم و سپس تا پایان سال 2028 به 5000 عضو برسیم. اما امیدواریم خیلی بهتر از این عمل کنیم.

Fabrice Grinda: بنابراین اگر شما یک سرویس اشتراک راه‌اندازی می‌کنید، اگر نگاهی به آن بیندازید و بدیهی است که این یک محصول کاملاً متفاوت است، اما اگر به اپ استور نگاه کنید، چیزی مانند Calm یا Headspace یا هر چیز دیگری، معمولاً سه روز یا هفت روز رایگان وجود دارد.

و سپس، بنابراین سطح رایگان، اگر آن را می‌خواهید، و سپس باید هزینه پرداخت کنید یا اگر سطح رایگان، چگونه تصمیم گرفتید، باشه، سطح رایگان منطقی نیست. چگونه به مردم توصیه می‌کنید این را آزمایش کنند و تصمیم بگیرند که استراتژی صحیح ورود به بازار چیست؟

Zach Resnick: بله. بنابراین از آنجایی که ما یک سرویس دربان دستکش سفید هستیم و در حال مقیاس‌بندی هستیم، فقط هر کسی را که می‌خواهد ثبت‌نام کند نمی‌پذیریم.

ما فقط افرادی را می‌پذیریم که می‌دانیم می‌توانیم حداقل هزاران دلار در سال و ده‌ها ساعت در وقت آن‌ها صرفه‌جویی کنیم. و اگر اینطور نباشد، ما وقت مردم خود را برای خدمت به شما امروز نمی‌گیریم، حداقل با وضعیتی که محصول در آن قرار دارد. بنابراین به همین دلیل، ما می‌خواستیم مطمئن شویم که، هی، ما فقط به افرادی خدمات ارائه می‌دهیم که می‌توانیم ارزش زیادی به آن‌ها اضافه کنیم، نه فقط هر کسی که می‌توانیم به دست آوریم، که این همان کاری بود که وقتی این بیشتر یک تلاش جانبی خود تامین مالی بود، انجام می‌دادیم.

بنابراین امروز اگر ثبت‌نام کنید و درخواست شما پذیرفته شود، یک ماه رایگان می‌توانید در مورد هر چیزی سوال کنید و سپس می‌توانید یک سفر با ما رزرو کنید قبل از اینکه نیاز به پرداخت هزینه عضویت داشته باشید. و پس از آن باید عضو باشید تا بتوانید با ما کار کنید و این 2500 دلار در سال یا 300 دلار در ماه است.

و سپس برای شرکت‌ها، قیمت‌گذاری سفارشی است که در آن می‌توانیم به طور متوسط ​​خیلی بهتر از 300 دلار به ازای هر نفر عمل کنیم. به خصوص وقتی برخی از افراد مسافران فوق‌العاده مکرر در سازمان نیستند.

Fabrice Grinda: بنابراین فکر می‌کنم، اگر اشتباه نکنم، شما گفتید که در ابتدا این را خودتان تامین مالی کردید، آیا مجبور شدید سرمایه‌ای بگذارید یا از روز صفر سودآور بود؟ یا چگونه این شروع شد و در چه نقطه‌ای تصمیم گرفتید، باشه، من باید سرمایه خارجی جمع‌آوری کنم و مانند هر توصیه‌ای در آنجا؟ زیرا برخی از ایده‌ها احتمالاً می‌توانند و برخی نمی‌توانند خود تامین مالی شوند.

Zach Resnick: دقیقاً. مواردی وجود دارد که مانند این است که، هی، اگر می‌خواهید فضای کافی برای SpaceX بسازید، می‌توانید این کار را به طور کارآمد از نظر سرمایه انجام دهید، اما به سرمایه بسیار زیادی از افراد دیگر نیاز خواهید داشت.

آنچه من همیشه به افرادی که قبلاً در استارت‌آپ‌ها و کارآفرینی واقعاً موفق نبوده‌اند توصیه می‌کنم این است که کسب‌وکاری را پیدا کنند که حداقل بتوانید در صورت تمایل، آن را برای آینده قابل پیش‌بینی خود تامین مالی کنید. زیرا احتمال موفقیت شما بسیار بیشتر است. و داشتن موفقیت و سپس ترکیب آن، فکر می‌کنم این باعث می‌شود که احتمال انجام کارهای بزرگتر و بهتری در زندگی بیشتر شود در مقابل داشتن چیزی که فوق‌العاده سخت و استرس‌زا است و سپس از این تجربه منصرف شوید.

از آنجایی که این یک تلاش جانبی بود. این از روز اول سودآور بود. اینطور نبود که، من فقط این کار را انجام دادم زیرا در هر تراکنشی که انجام می‌دادم، پول در می‌آوردم و برای مردم ارزش ایجاد می‌کردم. با این حال، همانطور که رشد کردیم، من پول خودم را در کسب‌وکار قرار دادم تا اساساً مطمئن شوم که سرمایه در گردش منطقی است.

و، در نقاط خاصی به طور خاص، مانند ابتدای COVID قطعاً کمی زیر آب بودیم و ما جمع‌آوری کردیم، فکر می‌کنم در مجموع 60,000 دلار بود. در طول COVID فقط به این دلیل که، سفر برای چند ماه متوقف شد. اما از نظر اینکه چگونه به جمع‌آوری سرمایه فکر کردم، که اساساً زمانی بود که تمام وقت وارد این کسب‌وکار شدم، گفتم، باشه، گوش کن، من می‌توانم به خود تامین مالی این ادامه دهم، اما فرصت بسیار بزرگی وجود دارد.

من می‌دانم که تناسب محصول با بازار دارم و با توجه به اینکه ما چند میلیون درآمد داریم، می‌توانم یک میلیون و نیم از سرمایه‌گذاران بزرگ، از جمله FJ Labs جمع‌آوری کنم و رقیق‌سازی زیادی را متحمل نشوم. برای انجام این کار زیر 10٪ بود. بنابراین برای من در آن زمان منطقی بود. بزرگترین توصیه من این است که برای مدل کسب‌وکار خود پول جمع‌آوری کنید و نه برای مدل کسب‌وکار VC.

و کسب‌وکارهای خاصی وجود دارند که بازی سنتی سرمایه‌گذاری خطرپذیر را واقعاً خوب انجام می‌دهند، مانند فناوری عمیق، واقعاً بلندپروازانه. شما می‌خواهید این کار را از روز اول برای کسب‌وکار ما انجام دهید. ما ممکن است بسته به اینکه برای کسب‌وکار ما منطقی باشد، دورهای آینده را جمع‌آوری کنیم. اما در هر نقطه از کسب‌وکار خود، ما همیشه این تجمل را داشته‌ایم که بگوییم، ما نیازی به جمع‌آوری پول برای زنده ماندن نداریم.

و هر بار که دو بار قبل از این کار را انجام داده‌ایم و من در حال حاضر در میانه یک جمع‌آوری سرمایه هستم. ما می‌گوییم، باشه، آیا این در این زمان برای ما منطقی است؟ و آیا ما باید کار دیوانه‌وار هرکولسی انجام دهیم تا بتوانیم به نقطه عطف بعدی برسیم یا اینکه پولمان تمام می‌شود یا مجبور می‌شویم تعدادی از افراد را اخراج کنیم.

بنابراین این رویکردی است که برای ما جواب داده است. و، این فقط به این دلیل ممکن بوده است که ما از ابتدا چنین کسب‌وکار با حاشیه بالا و نرخ بهره‌وری بالایی بوده‌ایم. بنابراین مطمئناً کسب‌وکارهای بسیار عالی وجود دارند که حاشیه کمتری دارند. و من فکر می‌کنم در واقع استدلال خوبی وجود دارد که اگر در مورد با ارزش‌ترین کسب‌وکار صحبت می‌کنید.

درجه شدیدی از مقیاس، شما واقعاً نمی‌توانید کسب‌وکارهای با حاشیه بالا داشته باشید زیرا رقابت به طور ذاتی آن را از بین می‌برد. و برخی از بهترین کسب‌وکارهای جهان، مانند Costco و Amazon، به طور مشهوری حاشیه بسیار پایینی دارند و اساساً هرگز حاشیه معناداری را خارج از AWS نخواهند گرفت.

و این یک نقطه قوت است، نه یک نقطه ضعف در مقیاس آن‌ها. اما من فکر می‌کنم برای اکثریت قریب به اتفاق افرادی که گوش می‌دهند، داشتن یک کسب‌وکار که بتوانید آن را خود تامین مالی کنید، که می‌تواند حاشیه بالایی داشته باشد. و فقط زندگی شما را بسیار آسان‌تر می‌کند. انعطاف‌پذیری بسیار بیشتری به خودتان بدهید تا همه چیز طبق برنامه پیش نرود و همچنان در کسب‌وکار باشید و زنده باشید.

بنابراین این قوی‌ترین توصیه من خواهد بود، که این است که در هر نقطه معینی، کاری را انجام دهید که برای کسب‌وکار شما منطقی است. و اگر شما یک بنیانگذار عالی هستید و یک کسب‌وکار عالی دارید، شرکای سرمایه عالی برای ایجاد استثنائات خواهید داشت. به نحوه سرمایه‌گذاری خود می‌گویند زیرا آن‌ها درک می‌کنند که این یک کسب‌وکار عالی است.

Fabrice Grinda: آیا شما شواهدی از تناسب محصول با بازار مانند روز صفر داشتید؟ و در چه نقطه‌ای فهمیدید که این مقیاس‌پذیر است؟

Zach Resnick: بنابراین بله، ما آن را در روز صفر داشتیم زیرا. نسخه بسیار اولیه این بود که به زک در واتساپ پیامک بزنید و او شما را با یک بلیط تجاری فوق‌العاده ارزان وصل می‌کند. و اولین باری که این اتفاق افتاد، مانند این بود که، خدای من، این فوق‌العاده عالی است.

من می‌خواهم از شما برای تمام پروازهای آینده‌ام استفاده کنم و می‌خواهم به همه بگویم. بنابراین قطعاً از روز صفر خوش شانس بودیم که آن را داشتیم. و باز هم، من خوش شانس بودم که فقط به این موضوع برخوردم. من در این صنعت و مجاور آن کارهایی انجام داده‌ام و، اما این چیزی بود که واقعاً موفق شد و از روز اول فوق‌العاده واضح بود.

آره من، متاسفم، بخش دیگری از سوال شما وجود دارد. فراتر از اگر روز صفر.

Fabrice Grinda: بدیهی است که واتساپ زدن به زک فوق‌العاده مقیاس‌پذیر نیست، بنابراین این نکته. چگونه متوجه شدید که این مقیاس‌پذیر است و می‌توانید آن را مقیاس‌بندی کنید و می‌توانید راهی برای عملی کردن این کار پیدا کنید؟

Zach Resnick: صادقانه بگویم، تا اوایل سال گذشته، من این اطمینان شدید را که اکنون دارم نداشتم که این بسیار مقیاس‌پذیر است.

پیشرفت‌ها در هوش مصنوعی واقعاً تفاوت ایجاد کرده‌اند از نظر فقط یک مسیر واضح به سمت مقیاس‌بندی این کسب‌وکار. در اوایل، بسیار واضح بود که، هی، ما می‌توانیم این را به عنوان یک کسب‌وکار خدماتی با چند نفر مقیاس‌بندی کنیم، بسیار سودآور باشیم، مشتریان بسیار خوشحالی داشته باشیم. و از آنجایی که این فقط یک کسب‌وکار جانبی من بود، این تمام کاری بود که ما انجام دادیم.

و من چند شرط‌بندی کردم، از نظر استخدام پیمانکار و مهندس، استخدام یک دوست برای انجام برخی کارها، اما اینکه این کارها زمان و تمرکز من نباشد، هرگز چیزی نبود که فکر کنم، اوه آره، ما قطعا می‌توانیم این را گسترش دهیم و خیلی بزرگ شود. وقتی واقعاً وارد این کسب‌وکار شدم، واقعاً هر هفته که روی این شرکت کار می‌کنم، به توانایی آن برای گسترش اعتماد پیدا می‌کنم.

و من فکر می‌کنم وقتی به این فکر می‌کنید که چه چیزی می‌تواند یک کسب‌وکار عالی باشد که مقیاس‌پذیر باشد، در واقع بازار بسیار مهم‌تر از خود محصول است. و اگر تقاضای کافی داشته باشید و به اندازه کافی نوآور باشید، می‌توانید راهی برای مقیاس‌بندی و جذب آن تقاضا پیدا کنید. برای ما، سفر یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مطلق در جهان است.

NPS فوق‌العاده پایینی دارد. فوق‌العاده پراکنده است و درد و رنجی که حتی فردی مانند شما در سفر متحمل می‌شود، در سال 2026 بسیار غیرضروری است. بنابراین راه‌های زیادی برای حل مشکلات وجود دارد، حتی اگر به دلیلی پیشرفت‌هایی در هوش مصنوعی رخ ندهد، من پنج سال قبل در این زمینه کار می‌کردم، مطمئنم که تغییر مسیر می‌دادیم یا کار دیگری انجام می‌دادیم تا ارزش بیشتری برای افرادی که همیشه به صورت بین‌المللی سفر می‌کنند، ارائه دهیم.

Fabrice Grinda: فراتر از این، بدیهی است که از Ascent برای صرفه‌جویی در پول و زمان استفاده می‌کنید.

Zach Resnick: بله.

Fabrice Grinda: توصیه‌ها و نکاتی که برای افراد در سفر دارید، چیست؟

Zach Resnick: بله، بنابراین چیزی که من می‌گویم اساساً این است که، اول از همه، واقعاً بفهمید که برای چه چیزی بهینه‌سازی می‌کنید. به طور کلی، من فکر می‌کنم، اگر به این گوش می‌دهید، باید به یکی از این دو حوزه بروید، که استفاده از Ascend یا چیزی شبیه Ascend برای برون‌سپاری هر چیزی است که می‌توانید.

اگر دستیار اجرایی یا دستیار مجازی ندارید، یکی تهیه کنید و فقط بفهمید که چگونه اهرم بهتری برای زمان خود داشته باشید. یا اگر می‌خواهید وارد این ماجرا شوید که من شخصاً دوست دارم، می‌توانید واقعاً باهوش شوید. به خصوص احتمالاً بیشتر افرادی که به این گوش می‌دهند در ایالات متحده هستند.

بازی امتیازها را یاد بگیرید. بازی امتیازها یکی از بزرگ‌ترین ناهارهای رایگانی است که در حال حاضر در ایالات متحده وجود دارد. اگر حقیقت یا توییت جدید ترامپ به نتیجه برسد، ممکن است این تغییر کند، اما احتمالاً اتفاق نخواهد افتاد. اما برای اینکه مردم بفهمند چرا این‌طور است. بنابراین، در اروپا، جایی که من در حال حاضر زندگی می‌کنم، دستورالعمل‌هایی از نظر میزان پرداختی که یک پردازشگر کارت اعتباری می‌تواند دریافت کند، وجود دارد.

بنابراین در ایالات متحده، شما معمولاً بین 2.5 تا 3.4٪ دریافت می‌کنید، و سپس بیشتر آن در قالب امتیاز یا پاداش به شما باز می‌گردد. در حالی که در اروپا ممکن است به جای 300 واحد پایه، به 25 یا 30 یا 40 محدود شوید. بنابراین ذاتاً سهم کمتری برای تقسیم وجود دارد.

بنابراین دلیلی که فکر می‌کنم این بهترین راه برای شروع است این است که آب زیادی وجود دارد. این یک تجارت با حاشیه سود بسیار بالا است که این شرکت‌ها مانند Amex و Chase با امتیازها بسیار سخاوتمند هستند زیرا می‌توانند این‌طور باشند، زیرا داشتن شما به عنوان یک مشتری مادام‌العمر برای کارت اعتباری یا برای یک وام مسکن برای آن‌ها بسیار سودآور است.

بنابراین اولین قدم برای اینکه بتوانید هر یک از این کارها را انجام دهید این است که بفهمید چگونه اعتبار عالی کسب کنید. اگر در حال حاضر اعتبار عالی ندارید. منابع عالی زیادی در آنجا وجود دارد که چگونه این کار را انجام دهید. اما به طور خلاصه، شما می‌خواهید کارت‌های خود را به موقع پرداخت کنید. شما می‌خواهید کارت‌هایی داشته باشید که برای مدتی باز هستند، شما می‌خواهید بتوانید انواع مختلفی از اعتبار داشته باشید، بنابراین در واقع در ایالات متحده به دلیل نداشتن انواع مختلف بدهی جریمه می‌شوید.

اگر هرگز وام خودرو نگرفته‌اید، یک وام خودرو واقعاً کوچک بگیرید. اگر صاحب خودرو هستید، این در واقع اعتبار شما را هنگام پرداخت به موقع افزایش می‌دهد. یک وام شخصی واقعاً کوچک بگیرید و آن را زودتر پرداخت کنید. این‌ها کارهایی هستند که می‌توانید انجام دهید. سرپرست‌های فردی وجود دارند که می‌توانید با آن‌ها کار کنید که به شما کمک می‌کنند اعتبار خود را خیلی سریع افزایش دهید.

اما این مرحله اول است. شما باید اعتبار خوبی کسب کنید تا این کارت‌های اعتباری ممتاز را دریافت کنید، و سپس هنگامی که کارت‌های اعتباری ممتاز را دریافت کردید. می‌توانید بازی هزینه‌های ساختگی را انجام دهید. اما من فکر می‌کنم برای احتمالاً بیشتر افرادی که به این گوش می‌دهند، کاری که واقعاً می‌خواهید انجام دهید این است که فقط مطمئن شوید که کارت‌هایی که برای خریدهای روزمره خرج می‌کنید، کارت‌های مناسبی هستند.

بنابراین سطوح مختلفی برای این وجود دارد. من نزدیک به 300 کارت اعتباری در زمان‌های مختلف زندگی‌ام باز و بسته کرده‌ام. من بین هشت تا 12 کارت داشته‌ام که به طور مرتب برای خریدهای مختلف از آن‌ها استفاده می‌کنم. اما یک مرز کارآمد وجود دارد که احتمالاً مانند یک تا سه کارت مناسب به شما 80 تا 90٪ سود را می‌دهند.

و سپس این از طرف کسب درآمد مراقبت می‌کند. بنابراین بیایید بگوییم امروز، شما یک متخصص در شهر نیویورک هستید که بین صد، 200000 دلار درآمد دارید، حداقل 30 هزار دلار را با کارت اعتباری خرج می‌کنید. بیشتر آن صرف سفر و غذاخوری می‌شود. و شما می‌خواهید، و دوست دارید در هتل‌های خوب اقامت کنید، احتمالاً باید یا Chase Sapphire Reserve یا Venture X Card را داشته باشید.

شاید یک یا دو کارت بعد از آن دریافت کنید، بسته به دسته‌های دیگر شما. و اکنون برای هزینه‌های خود، اگر درست انجام دهید، حداقل شش رقم در سال امتیاز کسب می‌کنید. بنابراین اکنون این از طرف کسب درآمد مراقبت می‌کند. اکنون طرف هزینه، چگونه از آن امتیازها استفاده می‌کنید؟ بنابراین ارزش زیادی در سفر و امتیازها از طریق درک این‌که کجا و چه زمانی می‌توانید و نمی‌توانید ارزش کسب کنید، به دست می‌آید.

بنابراین من مکالمات بی‌شماری با افرادی داشته‌ام که می‌گویند، هی، تعطیلات بهاری است، مدارس دولتی در نیویورک تعطیل هستند، و من می‌خواهم در آن جمعه یا شنبه پرواز کنم، اما هیچ معامله امتیازی خوبی نمی‌بینم. شما هرگز معاملات امتیازی خوبی نخواهید دید زیرا این‌ها پروازهای بسیار پرتقاضایی هستند.

راه به دست آوردن معاملات امتیازی خوب این است که در زمان‌هایی که مردم سفر نمی‌کنند سفر کنید یا به اندازه کافی انعطاف‌پذیر باشید که سفر خود را در آخرین لحظه رزرو کنید. بنابراین شما باید درجه‌ای از انعطاف‌پذیری، درجه‌ای از دانش داشته باشید و واقعاً باید عاشق بازی باشید. بنابراین وقتی در مورد این صحبت می‌کنم، همان‌طور که می‌توانید بگویید، واقعاً هیجان‌زده می‌شوم.

حتی این واقعیت که اصلاً ارزش وقت من را ندارد که این کار را انجام دهم. من هنوز هم برخی از پروازهای خودم را رزرو می‌کنم. من هنوز هم به چیزها نگاه می‌کنم زیرا فقط عاشق بازی هستم. اگر این را می‌شنوید و خیلی هیجان‌زده نیستید، این نباید برای شما باشد. این اتلاف وقت است. و بروید روی کسب‌وکار خود کار کنید. روی شغل خود کار کنید.

این کار را نکنید. یکی از راهنماهای مورد علاقه من برای مبتدیان در مورد امتیازها، One Mile at a Time است. این تنها وبلاگ سفری است که من هنوز به طور منظم می‌خوانم، بن شلاپی در آنجا. او شگفت‌انگیز است. بنابراین راهنمای مبتدیان در آنجا. اما بله، این‌ها، من می‌گویم نکات امتیازی سطح بالا برای مبتدیان برای نحوه شروع کار با امتیازها هستند و همیشه خوشحالم که منبعی در آنجا باشم.

و یکی از کارهایی که ما نیز برای مشتریان خود انجام می‌دهیم این است که، ما فقط بلیط‌های نقدی رزرو نمی‌کنیم، بلکه یک مشاوره فصلی رایگان نیز به شما می‌دهیم. در مورد آخرین امتیازها در سفر، بنابراین ما می‌توانیم به شما کمک کنیم از امتیازهای خود استفاده کنید و به شما مشاوره دهیم، حتی اگر بیشتر ما را برای بلیط‌های نقدی استفاده می‌کنید.

Fabrice Grinda: آیا چیزی را پوشش ندادیم که باید پوشش می‌دادیم؟

Zach Resnick: بله، من فکر می‌کنم نکته دیگری در مورد سفر فقط قسمت پول نیست، بلکه نحوه صرفه‌جویی در وقت و نحوه سالم‌تر بودن است. بنابراین این موضوع بیشتر و بیشتر رایج می‌شود، اما انجام سفر، به ویژه سفرهای بین‌المللی طولانی مدت واقعاً برای بدن سخت است و تفاوت بین بهینه‌سازی تمرینات و وعده‌های غذایی و عینک‌های نور آبی شما و عدم انجام این کار، می‌تواند تفاوت بین رسیدن شما به آنجا و آماده بودن برای جمع‌آوری مقداری پول یا احساس مرگ برای دو روز باشد.

بنابراین من، در مورد این موضوع در لینکدین زیاد پست می‌گذارم، امیدوارم به زودی برخی از ویدیوهای رسانه‌های اجتماعی را در این مورد شروع کنم. اما برخی از بزرگ‌ترین نکات من استفاده از برنامه Time Shifter است. این برنامه واقعاً خوب است وقتی که سفر طولانی مدت بین‌المللی در مناطق زمانی مختلف انجام می‌دهید. من همچنین به شدت توصیه می‌کنم از عینک‌های مسدود کننده نور آبی استفاده کنید.

من تعدادی از آن‌ها را در اینجا روی میز ندارم، اما من همیشه از آن‌ها استفاده می‌کنم. دو تا سه ساعت قبل از خواب از آن‌ها استفاده کنید و سپس از آن‌ها استفاده کنید. بر اساس منطقه زمانی مورد نظر خود. بنابراین بیایید بگوییم شما در نیویورک هستید و به پاریس می‌روید، که شاید سفری باشد که شما با آن آشنایی دارید Fabrice.

شما باید استفاده از عینک‌های نور آبی را در فرودگاه بر اساس زمان پاریس شروع کنید و نه بر اساس زمان نیویورک، در روزی که سفر می‌کنید یا شاید حتی روز قبل از آن تا بدن خود را آماده کنید. بنابراین کارهای زیادی وجود دارد که می‌توانید در هواپیما نیز انجام دهید. هر زمان که می‌توانید بلند شوید، مقداری اسکات بزنید، مقداری ساق پا را بالا ببرید.

این واقعاً کمک می‌کند. به طور کلی بهینه‌سازی‌های بیشتری از آنجا وجود دارد، اما به طور کلی.

Fabrice Grinda: در مورد ملاتونین برای سه، چهار یا پنج روز پس از سفر چطور؟

Zach Resnick: بله. من شخصاً از ملاتونین استفاده می‌کنم، مانند زمانی که به آن نیاز دارم تا بتوانم بهتر بخوابم. یکی از اشتباهات بزرگی که مردم مرتکب می‌شوند این است که ملاتونین خیلی زیادی مصرف می‌کنند، بنابراین واقعاً باید در مقایسه با مکمل‌هایی که در آنجا وجود دارد، مقدار نسبتاً کمی مصرف کنید.

شما را تشویق می‌کنم که تحقیقات خود را انجام دهید، اما این واقعاً به من کمک کرد یک بار. من این را چند سال پیش یاد گرفتم.

Fabrice Grinda: خوب. چیز دیگری را پوشش ندادیم؟

Zach Resnick: بله، بنابراین چیزی که ما در مورد برخی از این نوع درس‌ها پیام خصوصی می‌دادیم. اما، من این‌ها را در اینجا نوشتم، اما فقط چیزی که آرزو می‌کردم زودتر انجام می‌دادم این بود که واقعاً روی توسعه شهودم کار کنم.

بنابراین بسیاری از افرادی که به این گوش می‌دهند احتمالاً افراد بسیار تحلیلی هستند و بسیاری از مردم فکر می‌کنند که بین شهودی بودن و تحلیلی بودن تضاد وجود دارد و آن‌ها فقط متفاوت هستند. اما من در واقع فکر می‌کنم که آن‌ها می‌توانند از یکدیگر حمایت کنند. و در نهایت، تقریباً همه افراد چشمگیر، چه سرمایه‌گذار باشند، چه خلاق یا بنیان‌گذار، که من ملاقات کرده‌ام، شهود فوق‌العاده‌ای دارند.

اما آن شهود لزوماً از روز اول نمی‌آید. آن‌ها فعالانه روی آن کار کرده‌اند و آن را توسعه داده‌اند و سعی کرده‌اند بفهمند که اعتماد به غریزه و اعتماد به بدنشان چگونه است. من حتی واقعاً نمی‌فهمیدم که این برای 20 سال اول زندگی‌ام به چه معناست. و اکنون این چیزی است که من زیاد روی آن کار می‌کنم، و من فکر می‌کنم تصمیمات بسیار بهتری می‌گیرم، من هنوز هم همه چیز را به طور تحلیلی در ذهنم بررسی می‌کنم.

اما وقتی واقعاً نیاز به تصمیم‌گیری دارم، از غریزه من می‌آید نه از سر. نمی‌دانم Fabrice آیا این با تجربه شما مطابقت دارد یا نه، اما یکی از آن‌ها.

Fabrice Grinda: کاملاً مطابقت دارد. ببینید اول شما کار را انجام می‌دهید، شما نیاز به تجزیه و تحلیل دارید، اما اگر به اندازه کافی تکرار پیشرفته در هر کاری که انجام دادیم داشته باشید، مانند این نقطه، هر سال با صدها بنیان‌گذار صحبت می‌کنم، می‌توانم خیلی سریع بگویم.

و همین‌طور، آیا فکر می‌کنم مدل کسب‌وکار می‌تواند بر اساس آنچه آن‌ها تجویز می‌کنند کار کند؟ بسیار محتمل است. این مانند این است که همه چیز با بهترین‌ها شهودی می‌شود. من فکر می‌کنم، در کتاب Blink نوشته مالکوم گلدول، جایی که در مورد شهود صحبت می‌کند، وجود دارد. اساساً اگر چیزی است که شما هیچ تجربه‌ای در آن ندارید، به غریزه خود اعتماد نکنید زیرا در آن صورت 50 50 است.

شما یک منتقد هنری نیستید، بنابراین اگر به چیزی نگاه کنید واقعی نیست، جعلی است، شما هیچ ایده‌ای ندارید. اما اگر کارشناس هنری که به هزاران چیز نگاه کرده است، به طور شهودی چیزی را جعلی می‌داند، احتمالاً جعلی است. و بنابراین همین‌طور در مورد شما، اگر فکر می‌کنید یک معامله خوب است، احتمالاً در مورد من خوب است. اگر فکر می‌کنم یک استارت‌آپ خوب است یا بنیان‌گذار عالی است. احتمالاً خوب است.

Zach Resnick: بله. درس دیگر در اینجا این است که من، همان‌طور که گفتم، واقعاً پشیمان نیستم، اما با پیرتر شدن، به اندازه کافی خوش‌شانس بوده‌ام که تقریباً همیشه برای خودم کار کنم و کارهای مختلف کارآفرینی را انجام دهم تا بتوانم پول در بیاورم.

و به جز کارآموزی من در The Points Guy، همیشه کسب‌وکار خودم، کار خودم بوده است. و اکنون که من واقعاً یک شرکت را مقیاس‌بندی می‌کنم و نه فقط با یک گروه کوچک از مردم، بلکه برای اولین بار در زندگی‌ام با تعداد زیادی کار می‌کنم، مرد، واقعاً آرزو می‌کنم که من برخی از این تجربه‌ها را در مورد نحوه عضویت در یک تیم، نحوه رهبر بهتر بودن قبلاً داشتم.

من فکر می‌کنم تجلیل زیادی از بنیان‌گذار بودن در رسانه‌ها وجود دارد. و من، برای من، اینقدر از بودن در فناوری یا دانستن در مورد استارت‌آپ‌ها نیامد. فقط. من همیشه آنقدر سرسخت و آنقدر مستقل بودم که نمی‌توانستم چیز دیگری را تصور کنم. اما من در واقع فکر می‌کنم برای افرادی مانند من، هل دادن خود برای کسب تجربه کار برای شخص دیگری، حتی اگر سخت باشد، حتی اگر احساس خوبی نداشته باشد، اگر هدف شما این است که در نهایت چیز واقعاً بزرگی بسازید، انجام این کار زودتر از دیرتر، به طوری که شما آن درس‌های سخت را زمانی یاد بگیرید که در چیزی با ریسک کمتر در رویای شخص دیگری در مقابل رویای خودتان هستید. و این اولین باری است که شما تا به حال 20 میلیون درآمد داشته‌اید و این را با افرادی یاد می‌گیرید که در اطراف شما بسیار باتجربه‌تر هستند.

Fabrice Grinda: نوعی کاری که من در واقع انجام دادم. بنابراین من از همان ابتدا خودم را غیرقابل استخدام می‌دانستم. مانند ایده کار برای شخص دیگری و داشتن یک شغل، هیچ چیز نمی‌توانست بیشتر احساس شود. خسته‌کننده و غیر الهام‌بخش و غیر قانع‌کننده. آره اما وقتی از کالج فارغ‌التحصیل شدم، 21 ساله بودم. این مانند این بود، هی، من هرگز کسی را استخدام نکرده‌ام، کسی را مدیریت نکرده‌ام و غیره.

من چیزی نمی‌دانم. آره من مالکیت انحصاری کوچک خود را می‌سازم، مانند کارهای جانبی. اما بله، من به McKinsey رفتم، و McKinsey مانند مدرسه کسب‌وکار بود، به جز اینکه آن‌ها به من پول می‌دادند. او مانند این بود، خوب، چگونه مردم را مدیریت کنم؟ چگونه در تیم‌ها کار کنم؟ چگونه در مهارت‌های آموزش شفاهی خود کار کنم؟ چگونه یک دک بنویسم و یک ایده تجاری را ارائه دهم؟

چگونه ایده‌های تجاری را ارزیابی کنم؟ و من به طور خاص آن را دوست نداشتم. من، افرادی که در آنجا بودند شگفت‌انگیز بودند، اما مانند خود شغل آنقدرها هم قانع‌کننده نبود. اما بله، این بود، من فکر کردم چیزی مفید برای آماده‌سازی صحنه برای یادگیری نحوه مدیریت یک تیم بزرگ‌تر و اداره یک شرکت.

Zach Resnick: بله. بنابراین من در حال حاضر این را در حین کار با اعضای تیم بسیار صبورم یاد می‌گیرم. و من اطمینان دارم که احتمالاً برای دهه‌ها روی این کار خواهم کرد، اما اگر به هر دلیلی این اتفاق نیفتد، من فکر می‌کنم احتمالاً کار با افراد دیگر، می‌تواند چیز خوبی برای تکمیل تجربه یا چیزی باشد. من هرگز فکر نمی‌کردم که این را بگویم.

Fabrice Grinda: مطمئن نیستم که آن را باور کنم. اگر مجبور بودم دوباره این کار را انجام دهم، احتمالاً از آن صرف نظر می‌کردم. من فکر می‌کنم شما خیلی سریع‌تر در حین کار یاد می‌گیرید. آیا قرار است هر اشتباهی را در کتاب مرتکب شوید؟ احتمالاً. آیا احتمالاً اولین استارت‌آپ خود را در نتیجه آن منفجر خواهید کرد؟

کاملا. آره اما آیا قرار است یاد بگیرید؟ من فکر می‌کنم این یک راه سرگرم‌کننده‌تر برای یادگیری نسبت به کار برای شخص دیگری است و شاید، شاید کار در یک استارت‌آپ آنقدر سخت باشد، مانند من، من فکر می‌کنم. من فکر می‌کنم که می‌توانست راهی برای رفتن باشد، مانند کار در یک استارت‌آپ، اما مانند مرحله اولیه A یا B، نه فراتر از آن، در غیر این صورت از قبل خیلی ساختار یافته است تا بیشترین بهره را از آن ببرید.

Zach Resnick: بله، من فکر می‌کنم این بیشتر در مورد داشتن تکرار با افراد دیگر است. مانند بیشتر کسب‌وکارهای من بسیار من کسب‌وکار هستم، من همه کارها را انجام می‌دهم. یا مانند من و چند نفر است و بسیار دوشاخه است. بنابراین بسیاری از چیزهای ارتباطی که وقتی شروع به داشتن 70 نفری که امروز داریم، اتفاق می‌افتد، همه چیز بسیار جدید است.

و دوباره، من فکر می‌کنم که به سرعت یاد می‌گیرم. من مجبورم زیرا می‌خواهم این چیز کار کند. اما می‌تواند خوب باشد که در زمان دیگری اتفاق بیفتد، اما دوباره، چمن همیشه سبزتر است و این‌طوری اتفاق افتاد. اما من فکر می‌کنم برای من درس این است که اگر شما کسی هستید که خود را غیرقابل استخدام تصور می‌کنید، به خصوص اگر فرصت‌هایی برای کار با افرادی وجود دارد که به آن‌ها احترام می‌گذارید و واقعاً دوست دارید، شاید به آن‌ها اعتبار بدهید در مقابل اینکه فقط آن را به عنوان نیاز به انجام در زمان خودم رد کنید.

Fabrice Grinda: منطقیه. بابت رسیدن به جایگاه فعلی و تمام موفقیت‌هات تبریک می‌گم. امیدوارم افراد بیشتری از این مقیاس استفاده کنند.

Zach Resnick: از حمایت‌های شما Fabrice و FJ Labs ممنونم. شما سرمایه‌گذاران و شرکای فوق‌العاده‌ای برای ما بوده‌اید و از اینکه امروز من رو در برنامه‌تون دعوت کردید، سپاسگزارم.

Fabrice Grinda: خیلی ممنونم. کامل. از اینکه شرکت کردید ممنونم.

Zach Resnick: بسیار خب، ممنونم.